در چند سال اخیر رسانه ملی با مطالبه مستمر از هنرمندان کشور خواهان تغییر این نگاه و توجه جدی به استانها، خردهفرهنگها و گویشها و زبانهای موجود در میان اقوام در کشور شده است. حتی بزرگان نظام بارها تأکید کردهاند که چرا در سریالها و تولیدات نمایشی از زبان، گویش و لهجههای شهرستانها خبری نیست و بهطور مثال بارها بر عدم بهرهگیری از گویش و زبان جذاب و شیرین یزدی و اصفهانی گلایه کردهاند.
«در مسیر زاینده رود» در ماه مبارک رمضان سال گذشته و «پایتخت» در نوروز 90 دو نمونه از اهتمام رسانه ملی برای توجه به این مهم بوده است. دو کارگردان و هنرمند مطرح کشور حسن فتحی و سیروس مقدم با سریالهای خود که بیشترین تماشاگر را به پای تلویزیون نشاندند تلاش کردندبه سهم خود پاسخی شایسته به این نیاز ملی دهند.
آثاری که در کنار کار هنری فاخر مملو از درسها، عبرتها، پندآموزی برای نسل جوان و از همه مهمتر افشاگری مصائب و مشکلات زد و بندهای پشت پرده فوتبال و برجستهسازی مشکلات ناشی از مهاجرتهای بیرویه به پایتخت بوده است که هر دو در کارنامه رسانه و هنرمندان کشور بهدلیل میزان بیننده و رضایتمندی مخاطبان نوعی رکورد را از آن خود کردند.
که این میزان جلب مخاطب و تأثیرگذاری گویای توجه رسانه و هنرمندان کشور به خرده فرهنگها، گویشها، زبانها، لهجهها و احساس تعلق همه ایرانیان در هر کجای کشور به این تولیدات بود که بر خلاف گذشته صرفاً تهران نشینها و شمال شهر نشینهای پایتخت را مورد توجه قرار نداده بودند. حتی رسانه تلاش کرد برخی بازیگران اصلی سریالها که با گویش محلی صحبت میکنند اصالتا متعلق به آن مناطق باشند.
اگر میخواهیم که همه جای ایران سرای ما باشد، اگر میخواهیم هنرمندان ما و بالطبع رسانهها به خصوص رسانه ملی از تهران نشینی خارج شود و سایر نقاط کشور هم در صدا و سیما بازتاب یابد، باید این رویکرد رسانه ملی مورد حمایت قرار گیرد. نکته دیگر گوشزد کردن مسؤولیت سایر نهادها و دستگاهها به خصوص در حوزه فرهنگ، هنر، تبلیغ و اطلاعرسانی است که سهم آنان در تولید آثاری در حوزه استانها و شهرستانها باید بازتعریف شود. بیش از 60 نهاد و دستگاه فرهنگی – تبلیغی، هنری کشور مسؤولیتهای مهمی دارند که اگر همه هماهنگ با بهرهگیری از طرح جامع و مهندسی فرهنگی کشور به وظایف محوله همت گمارند، کارهای فاخری به مخاطبان عرضه میشود. فراموش نکنیم سازمان علمی - فرهنگی یونسکو در چند سال گذشته از سر استیصال نسبت به عدم توجه به زبانها و گویشهای بومی در سایر نقاط جهان و ادغام آنها در پروسه جهانیسازی به نفع چند زبان مسلط و غالب دنیا اعتراض کرده و خواهان توجه رسانهها به تداوم حیات زبانها و گویشهای بومی شده است.
اگر میخواهیم رسانه ملی نماد مطالبات و حضور همه نسلها، گرایشها، گویشها، زبانها و قومیتها باشد راه آن همین مسیر صحیح و درست رسانه است. بیشک نخبگان و مقامات مسؤول هر استان نقش مهمی در بسترسازی، تبیین و اشاعه این رویکرد دارند. رسانهها و مطبوعات چون گذشته میتوانند همراه رسانه ملی در جهت تکمیل رنگین کمان فرهنگ، هنر، آداب، سنن و میراث تمدن اسلامی ـ ایرانی این سرزمین الهی گام بردارند.
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....