درباره مجموعه تلویزیونی خودرو تهران ـ 11

سربلند از گذر زمان

مدتی است که پخش مجدد مجموعه تلویزیونی خودرو تهران ـ 11 از شبکه پنج سیما آغاز شده است. مجموعه‌ای که خاطرات فراوانی از آن داریم و جزو مجموعه‌های موفق شبکه 5 سیما به حساب می‌آید. صمیمیت و خلوصی که در سریال وجود دارد باعث شده است تا مخاطب با وجود اطلاع کامل از داستان‌ها باز هم پای سریال بنشیند و از صمیمیتش لذت ببرد، اما سریال علاوه بر نوستالژیک بودنش محاسنی نیز دارد که شاید در شرایط کنونی یادآوری‌شان بی‌فایده نباشد.
کد خبر: ۳۸۹۷۵۲

مجموعه خودرو تهران ـ 11 پیش از هرچیز، از نظر فرم و ساختار با سایر آثار تلویزیونی تفاوت دارد. خودروی پرایدی که در هر قسمت مهمان زندگی یک خانواده یا یک فرد است و شاهد اتفاقاتی است که در آن مدت کوتاه رخ می‌دهد. در حقیقت کارگردان با مخاطب، قراردادی نانوشته را تنظیم می‌کند و غیرمستقیم خودرو را بهانه می‌کند تا مخاطب را در هر قسمت وارد زندگی یکی از خانواده‌های ایرانی کند. معمولا در آثار تلویزیونی آن زمان کمتر شاهد فرم‌گرایی کارگردانان بوده‌ایم و همیشه با یک روایت ساده و سرراست مواجه بودیم. همین فرم‌گرایی این مجموعه موجب ماندگارتر شدن اثر شده‌ است. البته با گسترش حوزه تله‌فیلمسازی این نوع گرایشات فرمی پیشرفت‌های زیادی کرده‌ است، اما با توجه به زمان تولید این سریال به جرات می‌توان گفت که اثر شهامت و جسارتی خاص دارد و در این زمینه جزو پیشرو‌هاست.

استفاده از این نوع فرم و ساختار بیشتر در حوزه آثار اجتماعی و روان‌شناسانه کاربرد دارد. وقتی راوی ساکن یک جای محدود و خاص نیست، پتانسیل نمایش بی‌واسطه و سرراستی را از شرایط جامعه و انسان‌ها دارد که ما در این مجموعه نه به طور کاملا تخصصی اما در حد قابل قبولی شاهد آن هستیم. ضمن این‌که بررسی‌های اجتماعی و روان‌شناسانه اثر با یک مخاطب‌شناسی درست و منطقی پرداخت شده‌ است. به گونه‌ای که حتی برخی نقد‌های اجتماعی یا تحلیل‌های روان‌شناسانه در قالب داستان‌هایی همه فهم بیان شده‌ و کارگردان خودش را در سطح مردم جامعه‌ پایین آورده است. با صراحت می‌توان گفت که برخی از این نقد‌های اجتماعی آنقدر قابل اطمینان و اتکا هستند که اکنون و با گذشت بیش از یک دهه از پخش اولیه سریال هنوز هم قابل تاملند. سریال در دهه‌ای ساخته شد که بسیاری از پدیده‌های عصر جدید وارد کشور و بخصوص پایتخت شده بودند و به آثاری اینچنینی در جهت فرهنگ‌سازی و کاهش سرعت تاثیرپذیری‌های غربی نیاز بود. پدیده‌هایی چون آپارتمان‌نشینی، گسترش وسائل و ابزارهای ارتباط جمعی چون تلفن همراه و اینترنت، گسترش شهر‌ها و تبدیل شدن آنها به کلانشهر‌هایی که با سرعت زیادی در حال تبدیل زندگی بومی مردم به زندگی ماشینی بودند. تعهد این سریال تلویزیونی به این مسائل قابل ستایش است. متاسفانه ما در اکثر حوزه‌های هنری‌مان مثل سینما، تئاتر یا خود تلویزیون در این زمینه خلأهایی داریم. آثار تولید شده، خیلی براساس زمانه و شرایط آن ساخته نمی‌شوند و تعهدی که باید در آنها باشد وجود ندارد، اما در این مجموعه این تعهد غیرقابل انکار است.

قصه‌گویی سریال نیز مناسب است. قصه‌‌‌هایش واقعی و ملموس‌ هستند و مخاطب با آنها آشنایی دارد. همین که مخاطب قصه‌ها را باور کند یعنی موفقیت در قصه‌گویی. چیزی که ظاهرا ساده است، اما در عمل خیلی از آثار در آن ضعف دارند. ضمن این‌که دامنه این قصه‌ها فقط به یک محدوده و طبقه خاص محدود نمی‌شود. قصه‌ها از شمال شهر تا جنوب شهر، از طبقه ضعیف جامعه تا طبقه متوسط و مرفه را پوشش می‌دهد و این دقیقا با کارکرد مدیوم (تلویزیون) و مخاطب‌ شناسی آن هماهنگ است.

به هرحال سریال هم از نظر نوستالژیک خاطرات فراوانی را برایمان زنده کرده و هم یادمان انداخته که یک سریال تلویزیونی موفق دارای چه عناصر و ظرایفی است.

حسین گودرزی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها