حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
در حال حاضر مجریان نسبتا جوانی وارد تلویزیون میشوند که تجربه کافی ندارند . آیا در تلویزیون موفقیت کمی آنها نسبت به افرادی مثل شما که پله به پله این جایگاه را به دست آوردهاید یکسان است؟
مخالف ورود جوانها نیستم و خیلی راحت به آنها نزدیک میشوم و تجربیات خودم را در اختیارشان میگذارم. به این دلیل که زمانی خودم مثل آنها بودم و در آن دوره از تجربههای دیگران بهره بردم. پس به نوبه خودم در قبال این تازه کارها مسوولم! اما نمیدانم چرا دورهها و کلاسهای آموزشی نمیگذارند و این جوانها را با تمام خامی و کمتجربگی وارد برنامه زنده میکنند. لطفی در حقشان نمیکنند، بلکه ظلم است چراکه برنامه زنده بسیار سخت و دشوار است. اگر کسی بخواهد آنطور که باید و شاید کار بلد نباشد، خیلی زود فید میشود، مخصوصا در برنامههای زنده. برنامه زنده از نظر مردم زیر ذرهبین است و به آن توجه زیادی میکنند، چرا باید کسی را در برنامه بیاوریم فقط برای پر کردن آنتن. به چه قیمت؟ به قیمت این که آدم تا آخر عمر هرگز تجربه برنامههای دیگر را نداشته باشد؟ به نظرم این مساله ناجوانمردانه است و عقیده دارم جوانها باید دوره و کلاسهای آموزشی زیر نظر اساتید و پیشکسوتان این عرصه بگذرانند و مدت زیادی کار تولیدی انجام بدهند تا با زیر و بم برنامههای مختلف آشنا شوند.
این حساسیت در برنامههایی با ژانر خانوادگی نیز صادق است؟
اتفاقا در ژانر خانواده باید دقت بیشتری شود تا بیننده گارد نگیرد که چرا کسی ناوارد، خام و جوان را در برنامه وارد کردیم و به عنوان کسی که صاحب کمال است بخواهد به من بفهماند چه کار انجام دهم! ممکن است طی برنامه سوالاتی را مطرح کند که به شعور بیننده توهین شود. به نظرم تجربه در کنار تئوری جواب میدهد. باید تجربیات را با سلسله مراتبی در اختیار جوانها قرار دهیم تا برنامه آنها، برنامه اول و آخرشان نباشد.
به طور کلی مجری برنامههای خانوادگی باید چگونه اجرایی داشته باشد؟
مجری باید خودش باشد. یعنی راحله امینیان خودش باشد تا بیننده او را بپذیرد. اگر ادا درآورد یا جوری وانمود کند که از بینندگانش بیشتر میفهمد یا برعکس، باعث میشود مخاطب دیگر به او اعتماد نکند. سعی میکنم به مخاطبان «به خانه برمیگردیم» آرامش دهم تا این که با حرکات غیرعادی دست و صورت و کلامم اضطراب مضاعف به آنها وارد کنم!
به اعتماد مخاطب اشاره کردید. آیا در برنامهای مثل به خانه برمیگردیم این اعتماد با حضور مداوم مجریان در گونههای مختلفی مثل مباحث پزشکی، سیاسی، اجتماعی یا حتی ارتباط سادهتر در آشپزخانه برنامه خدشهدار نمیشود؟
بله! نقدی که بارها و بارها استاد امیر نوری در جلسات رادیویی به آن تاکید داشتند و معتقد بودند به لحاظ حرفهای درست نیست. گاه مشاهده میکنید که خیلی از موضوعاتی که در برنامه مطرح میشود مثل بحث مشارکتی بیمه و... ربطی به محتوای کلی برنامه ندارد، اما باید مجری این موضوع را با فضای خانواده مرتبط کند. من مجری هم با طرح این مباحث مخالفم. از طرفی هم با چند مجری بودن هم موافق نیستم چراکه چند مجری بودن ذهن بیننده را مشوش میکند. مخاطب میخواهد به یک نفر اعتماد کند و با او همراه شود. حالا که برنامه این گونه شده به درایت مجری برمیگردد که باید چگونه مدیریت برنامه را در دست بگیرد و در برنامه تعادل ایجاد کند.
تعامل شما در اجرای برنامه چگونه با دیگر مجری این برنامه ـ دکتر نظری ـ برقرار میشود؟
خب! آقای نظری از معدود مجریانی است که با هم مشکل نداریم. اگر نتوانیم همراه و همسو باشیم مردم خیلی زود متوجه میشوند و تمام حالات روحی ما را درمییابند.
حضور دو مجری در یک برنامه تلویزیونی چه ضرورتی دارد. آیا میتوان این سبک اجرا را نمایی کوچک از یک خانواده واقعی برای برنامهای خانوادگی دانست؟
در واقع میخواهیم فضای خانواده را برای بینندگان تداعی کنیم. خیلیها معتقدند برنامه خانوادگی زنانه است و حضور مجری آقا در آن معنا ندارد. مرد، زن، پسر و دختر بیننده باید احساس کند که در این برنامه حضور دارد. برنامه تکبعدی نیست و فقط به خانمها اختصاص ندارد. مثلا زمانی که آقای نظری در آشپزخانه راجع به غذایی اظهارنظر میکند شاید این امر به نوبهخود تلنگری برای آقایان باشد که بد نیست هر از چند گاهی در مسائل آشپزی خانه دخیل باشند.
مجری برای اجرای هر نوع برنامهای که باشد نیازمند اطلاعات خاصی است. این مساله برای شما هم صدق میکند؟
در هر حوزه باید پیشزمینهای داشته باشیم. اگر من مجری بخواهم پوچ و بدون هیچ اطلاعاتی در مقابل کارشناس پزشکی، هنری یا مذهبی اجرا کنم قطعا خالی بودن ذهنم هم برای بیننده و هم برای خودم توی ذوق میزند. خیلی اوقات نام مهمان برنامه را از آقای یمینی (تهیهکننده) جویا میشوم تا با کسب اطلاعات راجع به آنها با فقر اطلاعاتی مواجه نشوم و به لحاظ حرفهای کارم زیر سوال نرود.
فکر میکنید به لحاظ حرفهای سابقه اجرایتان در رادیو چه میزان در موفقیت حال حاضر شما در سیما تاثیرگذار بوده است؟
بیتاثیر نبوده! ترس و واهمهای که از رسانه داشتم برطرف شد. رسانه را شناختم و وارد تلویزیون شدم. هرچند هنوز هم از وجود دوربین وحشت دارم چرا که معتقدم بیانصاف است (میخندد) ولی خب شانس بزرگی که در رادیو داشتم کسب تجربه و کمک بزرگی برایم بود.
با توجه به تجربیاتی که در ژانرهای دیگر در رادیو و حتی تلویزیون داشتهاید قصد تکرار آن را ندارید؟
معتقدم اگر بیننده وقتی منمجری را در یک ژانر ببیند دوست دارد با همان دیدگاه با من همراه شود. اگر بخواهم از قالب اجتماعی به ژانر ادبی، هنری بروم؛ نگاه بیننده عوض میشود و ذهنیتش خراب میشود.
خب! مسلما زمانی میرسد که در این ژانر حرفی برای گفتن باقی نمیماند...
اجرا شاید شغل جذاب و مهیجی باشد، اما بسیار خائن است. زیرا زمانی احساس میکنی که تاریخ مصرف تو به پایان رسیده است.
مجری احساس میکند یا مخاطب این حس را به او انتقال میدهد؟
مخاطب این احساس را منتقل میکند. هر کس میتواند به خوبی کارش را نقد کند و زمانی احساس میکنی که داری نابود میشوی. اینجاست که باید به داد خودت برسی و سبک و سیاقت را تغییر دهی.
راحله امینیان در کجای مسیر قرار دارد؟
اگر به گذشتهام برگردم میبینم تجربههای خوبی کسب کردم که این تجربیات در نحوه اجرا به دادم رسیده است. باید فقط تلاش کنم و اگر بخواهم به روال ثابت اکتفا کنم مرگ کارم فرا میرسد. پس میتوانم بگویم اگر خودخواهانه نباشد با وجود این آموختهها ابتدای راهم.
در برنامهای مثل به خانه برمیگردیم تا چه اندازه به مخاطبان تهرانی فکر میکنید؟
مشکلی که با بسیاری از دوستان و همکاران دارم این است که پایتختنشین در گفتارشان دائما تکرار میشود. درست است که این برنامه مختص شبکه تهران و پایتختنشینهاست، اما ممکن است خیلیها بومی تهران نباشند، چرا باید بین افرادی که در تهران زندگی میکنند با دیگر مخاطبان ایرانی تفاوت قائل شویم.
اگر در شبکه دیگر نیز برنامهای در ژانر خانوادگی اجرا کنید سبک و سیاقتان همین است که در شبکه 5 شاهدیم؟
خیر! اتفاقا راجع به این موضوع بارها فکر کردهام که گاهی تغییراتی با توجه به محدودیتها و خط قرمزها بدهم. گاهی وقتها با تغییرات در پوشش ظاهری شک کوچکی در بیننده ایجاد میکنم، چرا که این تغییر کوچک، یک تغییر ذائقه در بیننده ایجاد میکند و حال بعد از یکسال دارم فکر میکنم چه کار باید کرد؟
اینکه برخی مجریان هیاهوی وارد شده به اجرایشان را وامگرفته از تئاتر میدانند و از این طریق به قول شما تغییر ذائقهای در بیننده ایجاد میکنند، درست است؟
شاید آنها کارشان درست است، اما متاسفم و معتقدم تئاتر، سینما، تلویزیون و ... هر کدام جای خود را دارد. اتفاق بدی که در عرصه اجرا افتاده این است که بازیگری وارد اجرا شده. بازیگر در قالب نقش درمیآید، ولی من مجری نباید نقش بازی کنم و باید خودم باشم وگرنه به شعور بیننده توهین میشود. من مقابل بیننده هستم و بدهبستانهای فکری بین ما صورت میگیرد.
پروانه صدقی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....