حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
بررسی اولیه نشان میداد جسد متعلق به دختر 26سالهای به نام بهاره است که در یکی از واحدهای مجتمع سکونت داشت. کارشناسان پزشکی قانونی در معاینه اولیه جسد پی بردند علت اصلی مرگ بهاره خفگی است و بعد از آنکه وی به قتل رسیده جسدش سوزانده شده است. وجود یک دستمال در صحنه جرم نیز این موضوع را تایید میکرد و افسران پلیس احتمال دادند مقتول به وسیله این دستمال خفه شده باشد.تجسس کارآگاهان درباره مقتول حاکی از آن بود که وی از مدتی قبل با پسر 20سالهای به نام مهدی رابطه دوستانهای داشته و ممکن است او از اسرار قتل بهاره اطلاع داشته باشد. به این ترتیب پسر جوان ساعتی بعد از این جنایت بعنوان اولین مظنون شناسایی و دستگیر شد.
ماه پشت ابر نماند و خیلی زود مشخص شد یک جنایت شیشهای در کار است. مهدی اعتراف کرد که در لانه کبوتر شیشه مصرف میکرده و با مقتول نیز بر سر مصرف شیشه آشنا شده است: روزهای اولی که با بهاره شیشه مصرف میکردیم وضع مالی من خوب بود و هزینه مواد را پرداخت میکردم. ما در طول روز ساعتها در لانه کبوتر بودیم و مواد زیادی مصرف میکردیم اما بتدریج وضع مالیام خراب شد و پول چندانی برای تهیه مواد نداشتم. به همین دلیل به بهاره گفتم باید هزینه مواد مصرفیاش را خودش تامین کند. او با شنیدن حرفهایم ناراحت شد و گفت من باید حتما برایش مواد تهیه کنم. بهاره مرا تهدید کرد اگر به او مواد ندهم ماجرای لانه کبوتر و مصرف مواد را برای همه اهالی مجتمع برملا میکند. بعد از آن به خاطر تهدیدهای بهاره مدتی برایش مواد خریدم تا اینکه ساعت 3 بامداد روز حادثه در حالی که طبق معمول برای مصرف مواد به لانه کبوتر رفته بودیم به طور ناخودآگاه به یاد تهدیدهای بهاره افتادم و تصمیم گرفتم از او انتقام بگیرم. ناگهان چشمم به پارچهای که گوشه لانه کبوتر بود افتاد و بلافاصله آن را برداشتم و به طرف بهاره هجوم بردم. پارچه را دور گردنش انداختم و آنقدر آن را کشیدم تا خفه شد. وقتی مطمئن شدم او مرده است برای صحنهسازی جنازه و لانه کبوترها را به آتش کشیدم و فورا از آنجا فرار کردم.
ناصر قاسمزاد، روانشناس
ناصر قاسمزاد، روانشناس، در گفت و گویی کوتاه درباره مواد مخدر صنعتی توضیحاتی داده است اگر چه تاکنون در این باره بحثهای زیادی مطرح شده اما با توجه به دامنهدار بودن این معضل به نظر میرسد این وظیفه رسانهها و روانشناسان و سایر کارشناسان است که در این باره به شهروندان آموزش بدهند.
تاثیر مواد مخدر صنعتی بر روان چیست و آیا اثرات آنها با مواد مخدر معمولی فرق دارد که اینگونه قتلی را رقم زده است؟
اثراتی که این مواد بر جسم و روان میگذارند با فاصله زمانی کوتاه وبا شدت بالا صورت میگیرد. مثلا بعد از مدت کوتاهی که فرد شیشه مصرف میکند، اطرافیان شاهد انرژی فراوان، شادابی زیاد و توهم زایی بسیار در او هستند. هر چه از دوره مصرف میگذرد تاثیرات چشمگیرتر میشوند و حالت شادابی به حالتهای عصبی تبدیل میشود.
لطفا بیشتر توضیح دهید.
وابستگی به مواد مخدر هم جسمی و هم روحی است. در بدن هر فرد معمولی هورمونهای شادی ترشح میشود. با مصرف مواد مخدر کار این غدد مختل میشود و بعد از مدتی دیگر کار نمیکنند و به همین دلیل باید به بدن مواد مخدر برسد وگرنه فرد دچار حالت خماری میشود. بنابر این درمان اعتیاد شامل دو مرحله است: ترمیم سیستم جسمانی و درمان نیاز روحی.
به همین دلیل ترک اعتیاد به اینگونه مواد سخت تر است؟
ببینید، مرحله اول ترک اعتیاد انگیزه فرد است و مرحله دوم خدمات صحیح درمانی. اما نباید فراموش کرد که داروهای روانگردان به مراتب خطرناک تر از مواد مخدر معمولی هستند. زمانی هرویین بدترین ماده مخدر شناخته میشد، مواد مخدر صنعتی بیشتر مشتقات هرویین هستند. افرادی که این مواد را تولید میکنند به فکر سلامت مصرفکننده نیستند و موادی به آنها اضافه میکنند که خطرات آن را بیشتر میکند. قطع مصرف این مواد یا به اصطلاح عامه ترک آن سختتر نیست اما اثرات جسمی شدیدتر و خطرات درازمدت بیشتری دارد و آسیبهای روانی و جسمی بیشتری را به دنبال دارد.
اعتیاد چه قشری را بیشتر تهدید میکند؟
اعتیاد در طبقات اجتماعی مختلف و در بین افراد با سواد و بی سواد دیده میشود. اما نوجوانان بالای 15 سال بیشتر در معرض خطر هستند.
خانوادههای نا بسامان که روابط عاطفی در آنها ضعیف است بستر را برای گرایش نوجوان به اعتیاد فراهم میکنند. نوجوانی که به لحاظ روانی در خانواده تامین نشود، سراغ گروههای همسالان میرود و روابط عاطفی را آنجا میجوید و ممکن است برای جلب رضایت دوستانش به خواستههای آنها تن دهد و به دام اعتیاد بیفتد.
مریم رامشت، روان شناس
درباره خانواده این دو جوان قربانی شیشه، جزئیاتی ذکر نشده اما، آیا اگر نظارت کافی خانواده وجود داشت چنین اتفاقی میافتاد؟
تقریبا تمام صاحبنظران بر این باورند که تاثیر تربیت خانواده بر وقوع بزه در نوجوانان غیر قابل انکار و بسیار زیاد است. مریم رامشت، روان شناس نیز همین اعتقاد را دارد: خانواده مهمترین نهاد جامعه است و جامعهای سالم است که خانوادههای آن سالم باشند. اگر تاریخچه خانوادگی افرادی را که مرتکب بزه شدهاند بررسی کنیم متوجه میشویم که این افراد از خانوادههای آسیب دیده میآیند. مثلا یکی از افراد خانواده آنها سوء مصرف مواد مخدر داشته، پدر و مادر از هم جدا شده اند یا در خانواده طلاق خاموش رخ داده است. یعنی روابط عاطفی پدر و مادر با یکدیگر و گاهی با فرزندان سرد بوده است. در مواردی هم سابقه بزه در خانواده وجود داشته است.
رامشت ادامه میدهد: اینکه والدین خود چگونه تربیت شده و در روابط اجتماعی چه رفتاری دارند روی فرزند تاثیر میگذارد. خانوادهها مدلهای تربیتی مختلف دارند. بعضی از خانوادهها مستبد و کنترلکننده هستند. در چنین خانوادههایی فرزندان احساس تحقیر و خشم میکنند اما این خشم را بنا به دلایل مختلف فرو میخورند. این خشم فروخورده یا تبدیل به افسردگی میشود یا در جای دیگر مثلا در قالب بزه در جامعه بروز میکند.
خانوادههای بیش از حد آسان گیر و رها هم به نظر این روانشناس، فرزندان خود را به سمت بزه و جرم سوق میدهند: بعضی خانوادهها کنترل لازم را روی فرزندان خود ندارند. مثلا اگر فرزندشان دستش کج است به او تذکر نمیدهند و روی ارتباطات او با گروه همسالانش نظارت نمیکنند. وقتی کنترل از سوی خانواده وجود ندارد توقعات فرد از جامعه بالا میرود و فکر میکند باید هر کاری را انجام دهد بیآنکه کسی مانعش شود. و به این ترتیب ممکن است کاری انجام دهد که خلاف قانون و هنجارهای جامعه باشد.به نظر رامشت خانوادههای عادی هم ممکن است بستر وقوع جرم را آماده کنند: در مواردی ظاهر خانواده عادی است اما یک جای کار میلنگد. مثلا والدین به تهیه خورد و خوراک و مسکن برای فرزندانشان اهمیت میدهند و فکر میکنند وظیفه دیگری در قبال آنها ندارند. این در حالی است که فرزندان تشنه محبت هستند. بسیار دیده شده نوجوانی از یک خانواده متمول و پدری پولدار دست به دزدی زده است.
حال خانوادهها باید چه کنند؟ الگوی رفتاری مناسب برای خانوادهها چیست؟
رامشت پاسخ میدهد: مهمترین راه شناخت الگوی رفتاری مناسب با فرزندان کسب دانش از طریق آموزش دیدن است. نهادهای بزرگ جامعه مانند صدا و سیما، آموزش و پرورش، شهرداری، سازمان ملی جوانان و بهزیستی باید طی برنامههای مدونی به خانوادهها آموزش دهند که چه رفتاری با فرزندان خود داشته باشند. متاسفانه در این زمینه کاری جدی صورت نگرفته است. به عنوان مثال برنامههای صدا و سیما بیشتر وقت پر کن هستند و در تهیه این برنامهها از کارشناسان علوم اجتماعی و روانشناسان کمتر کمک گرفته میشود.
او با بیان اینکه خود خانوادهها هم باید برای آموزش تلاش کنند، میگوید: وقتی برای پدر و مادر این سوال پیش میآید که چگونه باید با فرزندم رفتار کنم باید سراغ مشاور یا معلم مدرسه فرزندش برود و با او مشورت کند. این به آن معنی نیست که والدینی که فکر میکنند رفتارشان با فرزندانشان عالی است نباید از کسی مشورت میگیرند.
شهرام محمدی، جرمشناس
در این پرونده چند مورد دیده میشود. 2 جوان ساکن در یک ساختمان شیشه مصرف میکردهاند که اثرات روانگردان و خطرات دیگر را در پی دارد. احتمالا ساکنان این ساختمان از این ماجرا خبر داشتهاند اما این ماجرا پیشتر گزارش نشده. سر انجام در یکی از شب نشینیهای مصرف شیشه، قتلی رخ میدهد و بعد از آن مجرم برای از بین بردن آثار کار خود لانه کبوتر را به آتش میکشد. حالا به صورت جداگانه هر کدام از این موارد را بررسی میکنیم. مطابق قانون مصرف مواد مخدر روانگردان جرم است. در این مواقع شاهدان میتوانند ماجرا را به پلیس گزارش کنند. اما گزارش نکردهاند. اگر در کشوری مثل فرانسه یا حتی اردن و آلبانی این اتفاق میافتاد همسایهها مجرم بودند.
در قوانین این کشورها کسانی که از وقوع یک جرم خبر دارند وطیفه دارند مراتب را گزارش دهند. اگر این کار را نکنند تحت پیگرد قرار میگیرند. استدلال وجود این قانون این است که سهچهارم جرایم توسط مردم عادی و تنها یکچهارم توسط پلیس کشف میشود. در این کشورها تنها اعضای خانواده از این قانون معاف هستند.
از سوی دیگر شاید این سوال مطرح شود که مصرف شیشه 2 تن از ساکنان این ساختمان برای دیگر اعضا خطرناک بوده و آیا میتوانستند شکایت کنند. پاسخ منفی است. چرا که مسیر یک فعل مجرمانه 4 مرحله دارد: 1) قصد مجرمانه 2) تعیین مقدمات جرم 3) شروع به جرم 4) انجام جرم.
اینجا هیچ یک از اینها اتفاق نیفتاده چرا که این جوان معتاد به شیشه قصد کشتن یا آزار هیچ یک از اعضای ساختمان را نداشته. و در واقع همسایهها ذی نفع نبودهاند.
حال به بررسی کیفیت قتل بپردازیم. قتل در حین مستی (یا متاثر از مواد روانگردان) به 4 دسته تقسیم میشود.
1) فرد قصد دارد قتلی انجام دهد. مست میکند که اراده خود را از دست دهد و شجاعتش بیشتر شود. مجازات همان قصاص نفس به اضافه مجازات شرب خمر است.
2) فرد قصد قبلی ندارد اما در اثر مستی مرتکب قتل میشود. مجازات آن دیه، حبس از3 تا 10 سال و مجازات شرب خمر است.
3) فرد در اثر ضرورت و به ناچار مست شده و قتلی انجام داده که مجازاتش دیه است.
4) فرد با قصد و اراده قبلی برای قتل مست میشود اما اراده خود را از دست نمیدهد که مجازاتش حد و قصاص است.
به نظر میرسد در این پرونده مورد دوم اتفاق افتاده است.
سارا لقایی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....