حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
وقتی میخواهد آقای مجری را صدا کند، «آقا» را شکل خاصی تلفظ میکند، کلمات را شل و مخفف تلفظ میکند.
بعد که محبوب میشود تا مدتها یا بهتر بگوییم حتی سالها نحوه حرف زدن کلاه قرمزی که برنامهای مخصوص کودکان است، نهتنها در کودکان بلکه بیشتر در جوانها و حتی بزرگترها باب میشود.
یا حتی نحوه حرف زدن عروسک مقابل کلاه قرمزی که به «پسر خاله» معروف است و او هم طور خاصی با لحنی خشن حرف میزند و از آنجایی که پسری اهل کار است و مرتب میخواهد، کارها را ردیف کند، همه با لحن پسرخاله به هم که میرسند، میگویند: «نون بگیرم، نفت بگیرم».
اما داستان به همین جا و مد شدن بیان چند کلمه و جمله از زبان شخصیت فیلمها و سریالهای محبوب ختم نمیشود.
اوج داستان وقتی است که سریالی به نام برره در تلویزیون پخش میشود که اهالی این ناکجاآباد اتفاقا لهجه خاص خودشان را دارند.
«بید»، «وداد» و «در وکرد» نمونهای از فعلهای بررهای است که معادل بود، داد و ارائه کرد استفاده میشد.
«تشریف داشته بیدید»، «من خیلی دوستت داشته بیده بیدم» و جملاتی از این دست از زبان پیر و جوان شنیده میشد. تب زبان بررهای همه را گرفته بود و حتی حالا بعد از چند سال باز هم بررهای حرف زدن شنیده میشود.
این هم یک شعر بررهای:
ز عشقولی منـــو ویلون وَکردی!
ز غم عیـــــن نی قلیون وَکردی!
همه وزن دوبیتی هامو، چُلمنگ!
«مفا لیلـون مفا لیلـون» وَکردی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....