نگاهی به ژانرهایی که در سینمای ما جدی گرفته نمی‌شوند

مرثیه‌ای برای یک رویا

بیش از یک قرن از شکل‌گیری صنعت سینما در جهان می‌گذرد. در ایران هم سینما تقریبا به همان اندازه قدمت دارد. در این گذر زمان، هنر هفتم دستخوش تغییر و تحولات زیادی شده است و در رقابتی تنگاتنگ، ژانرها و سبک‌هایی متنوع و نوین در معرض نمایش و قضاوت مخاطبان قرار گرفته‌اند تا همیشه آنان را شگفت زده کنند. با همه این اتفاقات و پیشرفت‌ها اما حفره‌های بسیاری در سینمای ما بوده و هست که گویی کسی هم به فکر پر کردن آنها نیست. این گزارش درباره ژانرهایی است که با وجود نیاز مخاطب امروز در سینمای ما نادیده گرفته شده‌اند.
کد خبر: ۳۸۶۱۹۷

سینمای انیمیشن

کدام یک از ما ممکن است خاطره خوش انیمیشن‌های والت دیسنی را فراموش کنیم؟! نسل ما نسل سیندرلا، پری‌دریایی، سفید‌برفی و... است اما آیا فقط این خاطره‌های خوب قدیمی‌اند که همچنان بعد از گذشت سال‌ها ما را پای انیمیشن‌های امروزی مثل «آپ» و «پاندای کونگ فوکار» می‌نشانند یا تکنیک‌های جدید سینما؟! اگر با خودمان صادق باشیم باید بگوییم هر دو.

بهرام عظیمی که سر‌منشأ تغییر و تحولات زیادی در انیمیشن کشور ما بوده است، می‌گوید: «انیمیشن نیاز همه انسان‌هاست. برای بچه‌ها فرصتی است تا رویاهایشان را پرورش دهند و برای بزرگسالان نیز فرصتی است تا از دنیای بی‌رحم واقعیت فاصله بگیرند. به‌همین دلیل است که انیمیشن‌های خوب در جهان همیشه از هر سنی مخاطب داشته و دارند، اما این که چرا در کشور ما جای ژانری چنین پرطرفدار خالی است، مساله‌ای است که من 18 سال با آن درگیر بوده‌ام و هنوز هم توجیه قابل قبولی برای آن نمی‌بینم. جلسه‌های مختلف و صحبت‌های طولانی، رایزنی‌ها و برنامه‌ریزی‌های گوناگون و... هنوز نتوانسته‌اند زمینه رافراهم کنند تا اتفاقی که باید بعد از 50سال حضور انیمیشن در کشور ما بیفتد، خود را نشان دهد. عظیمی ‌درباره ضرورت حضور انیمیشن در میان محصولات فرهنگی یک جامعه نیز می‌گوید: «انیمیشن یک نیاز روحی برای نسل کودک، نوجوان، جوان و بزرگسال است که هیچ ژانر دیگری نمی‌تواند جایگزین آن شود.» او که جذاب‌ترین انیمیشن دوران زندگی‌اش را به‌‌دلیل خاطره‌های دوران کودکی، انیمیشن «سوپر‌من» می‌داند، «سندباد» را به‌عنوان بهترین انیمیشن آن دوران به‌خاطر رعایت اصول این ژانر معرفی می‌کند. بهرام عظیمی درباره وضعیت پویانمایی می‌گوید: «در حال حاضر ما چیزی به نام سینمای انیمیشن نداریم اما می‌شود به آینده انیمیشن در ایران در راستای شکل‌گیری یک اتفاق بزرگ امیدوار بود.»

سینمای وحشت

ژانر وحشت اما برخلاف آن که بسیار مورد توجه مخاطب جوان است و استقبال جوانان از این ژانر، بیشتر برای نمونه‌های جهانی آن موفقیت‌های زیادی به‌همراه داشته؛ در سینمای ما مورد توجه قرار نگرفته است. «جواد افشار» که تجربه فیلم «کلبه» را در این ژانر دارد، در این‌باره می‌گوید: «ما نتواسته‌ایم از تکنیک‌ و ظرفیت‌ درست این ژانر استفاده کنیم و غیر از معدود مواردی مثل شب بیست ونهم، نمونه‌ای نداشته‌ایم که به واقع مخاطب را ترسانده باشد یا در او ایجاد دلهره کرده باشد.» افشار با اشاره به این که ژانر وحشت از پرطرفدارترین ژانرهای سینمای جهان است و به‌خصوص در بین نسل جوان کمتر کسی پیدا می‌شود که نمونه‌های روز این ژانر را دنبال نکند، ادامه می‌دهد: «ساخت فیلم در این ژانر مشکلاتی چند برابر دیگر ژانرها دارد و هر کارگردانی ریسک ورود به آن را نمی‌کند. از طرفی نبود سرمایه‌گذار و سرمایه‌گذاری مناسب برای این ژانر باعث می‌شود آن‌طور که باید به آن پرداخته نشود. اما اینها هیچکدام دلایل قابل قبولی برای صرف‌نظر کردن از ژانری چنین پرمخاطب برای سینمای ما نمی‌شود؛ آن هم در شرایطی که سینمای ما به دنبال رقابت با سینمای جهان است.

نبود یا کمبود اثر در ژانرهای تاریخی، «اسلشر (از زیرشاخه‌های ژانر وحشت)، علمی‌ و تخیلی و ژانرهایی دیگر که جایشان خالی‌ است، در گذر از هر جشنواره فجر، بیشتر و بیشتر امیدمان را ناامید می‌کند. این‌ها ژانرهایی هستند که نه تنها به آنها پرداخته نمی‌شود، بلکه حتی ایده پرداختن به آن هم مطرح نمی‌شود. شاید بتوان این طور توجیه کرد که سینما‌گران پیشکسوت ما فرصتی برای ورود به انواع و اقسام ژانرها را نداشته‌اند و هما‌ن‌قدر که توانستند سینمای داستان‌گوی ما را پیش ببرند، قدم بزرگی در آفرینش، پرورش و حفظ سینمای ایران برداشته‌اند. گرچه حالا دیگر نوبت جوان‌هاست تا با فرصتی که نصیبشان شده، تلاش کنند تا ما را به سینمای جهان نزدیک‌تر کنند. اگر این اتفاق بیفتد دیگر جای خالی ژانرهایی مثل آنها که نام برده شد احساس نخواهد شد و این جای خالی را نمونه‌های خارجی پر نخواهند کرد.»

سینمای مستند

درباره سینمای مستند همیشه حرف و حدیث‌ها زیاد بوده و هست و می‌توان گفت تقریبا هر صاحب‌نظری تعریف خودش را از آن دارد اما آنچه درباره سینمای مستند مرسوم است، همان ثبت وقایع و حوادث واقعی است. در کشور ما در سال 1330 نسل جدیدی از فیلمسازان که به سینمای غیرداستانی علاقه‌مند بودند، سینمای مستند را پایه‌گذاری کردند. مصطفی فرزانه، ابراهیم گلستان و فرخ غفاری از همان نسل بودند و از مستند‌سازان نسل بعد که با دانش و به‌طور آکادمیک این رشته را ادامه دادند، می‌توان به خسرو سینایی، ناصر تقوایی و پرویز کیمیاوی اشاره کرد اما اغلب آثار تمام این کارگردان‌های صاحب‌نام تنها به نمایش‌های خصوصی و محافل خانگی محدود شدند و امروز با وجود برگزاری جشنواره «سینما حقیقت» و نسل جوان و ماجراجویی که علاقه‌مند به این سینماست، هنوز تعریف درستی از این ژانر نداریم.

مسعود بخشی از معدود کارگردان‌های خوش‌شانس این عرصه است که 2‌سال قبل توانست با پیگیری‌های بسیار مجوز اکران عمومی‌ مستند «تهران انار ندارد» را بگیرد. ناگفته نماند که این فیلم در اکران محدود خود با استقبال خوبی مواجه شد.

بخشی می‌گوید: «سینمای مستند فرصت ماجراجویی بیشتری به کارگردان می‌دهد و این همان چیزی است که کارگردان‌های جوان دنبالش هستند. اما این که ما سالنی برای نمایش مستندهایمان نداریم، باعث می‌شود این هیجان سرکوب شود یا به سمت ژانرهای دیگر سوق داده شود. در دنیا، سینمای مستند آنقدر پیشرفت کرده که سازندگان آن به دنبال شیوه‌های نوینی برای ارائه آن هستند. این هنرمندان حالا دیگر رو به آثار مستندنما آورده‌اند.

با وجود اکران فیلم تهران انار ندارد، مسعود بخشی همچنان نامی ‌است که در کنار بسیاری از مستندسازان دیگر مانند محمدعلی فارسی و... مهجور مانده است. بخشی اما در ادامه صحبت‌های خود می‌گوید: «من با این تصور که سینمای مستند مخاطب ندارد موافق نیستم چون تا به‌ حال فرصتی برای اکران عمومی‌ فیلم مستند و سنجش مخاطب نداشته‌ایم. این نظریه زمانی قابل قبول است که سینمای مستند ما همچون دیگر کشورها امکان نمایش گسترده داشته باشد تا زمینه رقابت و تحول در آن ایجاد شود.»

مرسده بابایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها