گفت‌وگو با رها اردم کارگردان «کیهان»

سفر به ناکجاآباد

«کیهان» (کاسموس)‌ فیلم سینمایی رها اردم فیلمساز جوان سینمای ترکیه است. قصه فیلم درباره مرد مرموزی است که در یک روز سرد زمستانی سر و کله‌اش در یک شهر کوچک پیدا می‌شود. اهالی شهر درگیری‌ها و مشکلات خاص خود را دارند و از مرد غریبه استقبال می‌کنند. اما این غریبه ظاهرا توانایی انجام کارهایی غیرممکن را دارد و می‌تواند کارهای زیادی برای اهالی شهر انجام دهد. ریتم فیلم آرام و برخی اوقات به سردی برفی است که در تمام مدت در طول قصه فیلم می‌بارد. می‌توان گفت اردم یکجورهایی تحت تاثیر سینمای آندره تارکوفسکی و حتی اندیشه‌های اوست. نمی‌توان به کیهان لقب یک کار واقع‌گرا را داد، زیرا هم کاراکترها و هم محیط قصه به نوعی خیالی و غیرواقعی هستند. این فیلمساز در یک گفت‌وگوی اینترنتی درباره تازه‌ترین ساخته خود کیهان صحبت می‌کند و تلاش دارد تا جنبه‌های مختلف آن را مورد بحث و بررسی قرار دهد.
کد خبر: ۳۸۵۶۲۹

کاراکتر اصلی کیهان برای ایجاد تغییر و دگرگونی در بین اهالی یک شهر سرد و بی‌روح است که وارد آن می‌شود؟

او آدمی فراری است که قصه فیلم علت آن را توضیح نمی‌دهد. این درست است که او آدمی عجیب و غریب به نظر می‌رسد. برای خود من هم کاسموس ضمن این که یک کاراکتر ایده‌آل است، ولی تا حد زیادی موجودی غیرممکن است که مشابه آن را در دور و بر خودمان کمتر می‌بینیم یا شاید اصلا نبینیم. در این فیلم هم مثل ساخته‌های قبلی‌ام، کاراکتر مرد فیلم آدمی بیمار (یا بیمارگونه)‌ است، اما تفاوت او با کاراکترهای فیلم‌های قبلی‌ام در آرمانگرا بودن اوست. نمی‌خواستم کاسموس آدم و شخصیتی پیچیده به نظر برسد. او می‌خواهد کاری کند تا درد و رنج آدم‌های دور و برش کمتر شود و با این کار، خودش رنج می‌کشد. از این نقطه نظر، او آدمی مهم و به درد بخور به نظر می‌رسد.

فریادهای کاسموس در طول قصه فیلم برای چیست؟

او به نوعی نسبت به چیزهایی که می‌بیند حساس است و قصد اعتراض به آنها را دارد. فریادهای او فقط برای مشکلات خودش نیست.

در صحنه‌ای از فیلم می‌گوید: آدم‌ها بعضی وقت‌ها از حیوانات هم بدتر می‌شوند. آیا این چیزی است که قصه فیلم می‌خواهد بگوید؟

اگر دقت کنید او در قسمتی از فیلم می‌پرسد: «چه چیزی آدم‌ها را از حیوانات جدا می‌کند؟» و شاید حرف فیلم هم به نوعی همین مساله و پرسش باشد. فرق‌ ما با حیوانات در این است که ما آدم‌ها نسبت به یکدیگر توجه داریم و مراقب هم هستیم. کاراکتر اصلی فیلم کسی است که تلاش دارد مراقب آدم‌های محیط خودش باشد. در اولین صحنه فیلم او را در شرایطی می‌بینیم که سعی دارد جان بچه‌ای را که به داخل رودخانه افتاده نجات دهد و این اقدام او در طول فیلم و در ارتباط با بقیه شخصیت‌ها هم تکرار می‌شود. آدم‌ها در مقایسه با حیوانات موجودات برتری هستند، ولی در قصه فیلم می‌بینیم که آدم‌ها حیوانات را فقط به این دلیل ساده شکنجه می‌کنند که توانایی انجام آن را دارند، اما کاسموس می‌خواهد عشق و محبت را به آدم‌ها هدیه بدهد. به اعتقاد من، قصه فیلم تلاش دارد به تمام پرسش‌هایی که مطرح می‌کند جواب دهد.

آیا تحولات اخیر سینمای ترکیه شما را خشنود و راضی کرده است؟

مطمئنا همین طور است. فیلم‌های ترکی هم در داخل و هم در خارج کشور با موفقیت‌های خوبی روبه‌رو شده‌اند. دوستداران سینما در خارج درباره فیلم‌‌های ترکی و فرهنگ ترکیه صحبت می‌کنند. هر جا صحبت از فرهنگ ترکیه می‌شود، اولین موضوعی که مطرح می‌شود سینمای آن است. این نکته بسیار لذتبخش است و من احساس می‌کنم که چنین موفقیتی حق ماست. وقتی برای تحصیل در رشته سینما به فرانسه رفتم، سینمای ترکیه را به واسطه کارهای یلماز گونی (سازنده فیلم تحسین شده «یول»)‌ می‌شناختند. حالا هم که شاهد هستیم فیلم‌هایی مثل «عسل» موفق به دریافت خرس طلایی جشنواره بین‌المللی برلین می‌شوند. البته فیلمسازان ترک برای رساندن صدای خود به دوستداران سینما با مشکلات زیادی روبه‌رو هستند و سر و کله می‌زنند. شاید برخی از فیلم‌های ما خسته‌کننده باشند، ولی قرار نیست همه محصولات ما عالی باشند. به هر حال، کمی هم غم و ناراحتی بدنیست و وجود آن ضروری است. پس از یک چنین غم و ناراحتی است که ظهور فیلمی مثل عسل باعث خشنودی‌مان می‌شود و احساس می‌کنیم که فیلم‌های خوبی داریم.

مترجم: کیکاووس زیاری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها