نگاهی به سریال «ارمغان تاریکی»

پایبندی به قرارداد نانوشته فیلم با مخاطب

تماشای فیلم سینمایی یا سریالی تلویزیونی موضوعی است که از سوی مخاطبان «انتخاب» می‌شود. مخاطبی که برای تماشای فیلمی اکشن و جنگی به سینما می‌رود یا بیننده‌ای که پای تلویزیون به تماشای سریالی تاریخی می‌نشیند، گاهی می‌داند که هیچ کدام از عناصر قصه واقعی نیست و همه چیز در فضای نمایش رخ می‌دهد و آنچه که او شاهد آن است، قصه‌ای است که تک‌تک عناصر آن از ذهن سازنده اثر تراویده است، اما مخاطب با یک «قرارداد» پای اثر می‌نشیند و تا زمانی که جزئیات این قرارداد رعایت شود، بیننده اثر خواهد بود. سریال «ارمغان تاریکی» نشان می‌دهد که سازندگان آن به بندهای قراردادی که با مخاطب خود بسته‌اند بسیار وفادار بوده‌اند.
کد خبر: ۳۸۵۶۲۰

اولین بند این قرارداد «باور پذیر ساختن» فضای اثر است. این‌که قصه‌ای در سال‌های آغاز دهه 60 هجری شمسی روایت شود، نیازمند دقت‌هایی است که به نظر می‌رسد در سریال صورت گرفته است. عنوان‌بندی آغازین سریال با محتوایی پرتحرک و با تصاویری که انگار از پروژکتور آپاراتی خانگی بر پرده تابیده می‌شود، اولین نکته‌ای است که به مخاطب یادآوری می‌کند که فضای کلی قصه با آثار مشابه تفاوت دارد. این تفاوت و تمایز با آغاز داستان سریال رنگ و بویی جدی‌تر به خود می‌گیرد. بهره‌برداری درست از عنصر گریم و طراحی لباس فضای سال‌های دهه 60 را برای مخاطب باورپذیرتر می‌کند.

طراحی فضای عکاسی جزئیات فراوانی دارد. از نوع چینش مغازه گرفته تا دوربین‌های عکاسی که نمونه‌های آن وجود خارجی ندارد و فقط در چنین فیلم‌هایی می‌توان مشابه آن را دید. این تاکید بر جزئیات شامل ابزار و وسایل صحنه نیز می‌شود. مثلا در قسمت اول، جایی که شاگرد مغازه مجید در حال خوردن شیر است، شیشه شیری نمایش داده می‌شود که در آن سال‌ها به «شیشه شیر دو تومنی» معروف بود. حتی شیشه نوشابه‌ای که جای دیگری در دست دارد نیز حس و حالی نوستالوژیک برای مخاطب دارد. به مرور و در ادامه داستان بر چنین جزئیاتی مجددا تاکید می‌شود. مثلا در چینش مغازه بقالی نزدیک مغازه مجید، توپ‌های پلاستیکی و جعبه‌های پلاستیکی نوشابه به چشم می‌خورد.

در جایی دیگر استفاده از اتومبیل‌های قدیمی و در بخش‌هایی دیگر، زمینه‌سازی صوتی و استفاده از سرودها و ترانه‌های آن زمان و نیز تاکید بر صدای معروف «آژیر خطر» حس و حال مقطع تاریخی داستان را در مخاطب ایجاد می‌کند. حتی روابط مهری و مجید نیز در فضای دانشگاه، تاکیدی بر فضای خاص داستان است. این جزئیات آنقدر در داستان مورد توجه قرار گرفته که ذهن و فکر مخاطب را درگیر کند و به عنوان «بندهای یک قرارداد» او را متقاعد به پذیرفتن داستان و دنبال کردن آن کند.

در کنار این نکات، فضای کلی حاکم بر «رنگ و نور» قصه نیز نشان از سلیقه‌ای خاص دارد. ارمغان تاریکی اصطلاحا اثر «پر پلان» است و تنوع و ریتم خوبی از این جهت دارد. این ویژگی در کنار نورپردازی هنرمندانه اثر و نیز تصویربرداری با مایه‌هایی از رنگ کرم، هم فضای واقعی قصه را بیشتر تداعی می‌کند و مجموعا در کنار عناصری همچون طراحی صحنه و لباس، «فضایی شیک» را در تصویر ایجاد می‌کند. یکی از اولین اصولی که مخاطب را جذب اثری نمایشی می‌کند، همین فضای شیک و شسته ـ رفته تصویری است که متاسفانه گاه در برخی از آثار جای خود را به فضایی چرک‌مرده و ناموزون می‌دهد و از همین نظر کمترین انگیزه را برای مخاطب در دنبال کردن داستان به همراه می‌آورد.

قسمت‌های ابتدایی این سریال نشان می‌دهد ارمغان تاریکی با مخاطب خودش قرارداد خوبی بسته و برای راضی نگه داشتن او، بندهای این قرارداد را با دقت رعایت کرده و تا مخاطب از تماشای اثری نمایشی، لذت ببرد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها