راهی که پایان ندارد
علیرضا امینی که حالا دیگر در اواخر راه جوانی است، از روزهایی که بر او گذشته بهخوبی استفاده کرده است. او اگر چه جوان است اما حالا دیگر نام ناآشنایی برای سینمای ما نیست. استشهادی برای خدا، نامههای باد، زمان میایستد و 7 دقیقه تا پاییز آثار او هستند و حالا همه منتظرند تا ببینند امسال با «انتهای خیابان هشتم» در جشنواره بیست و نهم چه میکند؟ او درباره گرایشش به رشته کارگردانی میگوید: همان چیزی که نامش جادوی سینماست و هیچ تعریف درست و دقیقی هم برای آن وجود ندارد، تنها جاذبهای است که من و بسیاری از جوانهای دیگر را بیآنکه خودشان هم بدانند به این سمت میکشاند. او ادامه میدهد: برخلاف دیگرانی که معمولا با مخالفت یا سختیهای زیاد، وارد این مسیر میشوند، من خیلی راحت و تصادفی کارگردان شدم. در دانشگاه تئاتر خواندم چون این رشته را به لحاظ محتوایی برتر از سینما میدیدم و در ادامه وارد سینما شدم چون تکنیک آن را میپسندیدم و روزی بیمقدمه هوس کردم فیلم بسازم و ساختم. البته امینی به این راحتیها هم صاحب این اسم و رسم نشده و بههرحال او هم به عنوان یک کارگردان جوان سختیهایی را پشت سر گذاشته است. او در اینباره میگوید: سختترین بخش این مسیری که طی کردهام، آنجا بود که باید خودم را به دیگران میقبولاندم که فکر میکنم و البته فکر میکنم که با همان کار اول یعنی «نامههای باد» این اتفاق افتاد. امینی کارگردانی را سختترین قسمت میداند چرا که از نظر او، اگر جوانی بخواهد با فکری نو و ایدههایی جدید وارد شود و خودش را به دیگران معرفی کند، با مخالفتهای زیادی روبهرو میشود و باید زمان زیادی را صرف کند تا حرفش را به کرسی بنشاند.
او که خودش بخش مهمی از این مسیر پرفراز و نشیب را پشت سرگذاشته، درباره استقبال جوانها از این حرفه میگوید: من همیشه جوانهای علاقهمند را تشویق میکنم، چرا که به تصویر کشیدن دغدغههای شخصی و قرار دادن آن مقابل چشم میلیونها نفر کار بسیار مهیجی است اما از طرفی نیز به آنها هشدار میدهم که اگر عاشق واقعی این کار هستند، جلو بیایند که در غیر این صورت از عهده سختیهای آن برنخواهند آمد.
علیرضا سجادپور: انگیزه بسیار بالایی که جوانها برای اثبات تواناییهای خودشان دارند، اصلیترین دلیل حمایت من از آنهاست
امینی، جوان بودن را در این حرفه یک امتیاز ارزشمند میداند، چرا که معتقد است انگیزه جوانها، انرژی زیادشان، فکرهای جدید و حرفهایی که برگرفته از شرایط روز جامعه است، به آنها فرصت میدهد تا با حوصله و طاقت بیشتری در این فضای بی پایان سینما فعالیت کنند.
سینما، خون تازه میخواهد
علیرضا سجادپور، مدیرکل ارزشیابی و نظارت سینمای کشور، یکی از حامیان اصلی و مدافعان سرسخت کارگردانهای جوان در این سالهای اخیر بوده و بسیاری از اتفاقات نوی سینمای ما به لطف حمایت او از جوانها رخ داده است. او در فیلمهای اخیرش که عنوان تهیهکننده را داشته نیز با کارگردانهای جوانی که فیلم اولشان بوده، کار کرده است. سجادپور دلایلش برای حمایت سرسختانه از نسل جوان سینماگر کشورمان را چنین بیان میکند: انگیزه بسیار بالایی که جوانها برای اثبات تواناییهای خودشان دارند، اصلیترین دلیل حمایت من از آنهاست.
جوانها بدون اغراق از 120درصد انرژیشان برای اثبات خودشان استفاده میکنند و همیشه نتیجه کارشان بهتر از برآورد و پیشبینیهای ما میشود. از طرفی سینمای ما به خون تازه نیاز دارد و جوانها با تزریق این خون میتوانند با اندیشهها و انرژی بالایشان برای بالندگی سینمای ایران، رشد اقتصادی و جهانی شدن آن موثر باشند. مجموعه این مسائل باعث میشود تا من هم بر اساس یک سلیقه شخصی و هم بهعنوان یک مسوول اداری، بهای بیشتری به نیروهای جوان بدهم.
علیرضا امینی: همیشه جوانهای علاقهمند را تشویق میکنم، چرا که به تصویر کشیدن دغدغههای شخصی و قرار دادن آن مقابل چشم میلیونها نفر کار بسیار مهیجی است
سجادپور ضمن گلایه از اعتراض دیگران نسبت به حضور جوانها میگوید: دیگر نباید بیشتر از این استعدادهای جوان را پشت در نگه داشت و هر چه زودتر این جوانها وارد ساختار سینمای ما شوند، به نفع ماست. پایه نظام و دولت ما بر اساس فرصت دادن به جوانهاست و آنها چه در مسائل علمی، چه در ورزش و چه در عرصههای اجتماعی، پیشرفت چشمگیری داشتهاند. عرصه فرهنگ و هنر هم که دیگر اصالتا متعلق به جوانهاست.
سجادپور، اگرچه حضور 20 فیلم اولی را در جشنواره امسال اتفاق خوبی میداند اما معتقد است که باز هم این تعداد در مجموع 90 فیلم حاضر در جشنواره، تعداد کمی است و با مجوزهایی که صادر شده، انتظار حضور بیش از این از جوانها داشته است، چرا که به اعتقاد او سینمای ما نیازمند روح تازهای است که جوانها آن را به بدنه سینما خواهند بخشید.
مرسده بابایی