مدتهاست، شاید هم سالهاست، به نجوا یا صدای بلند شنیدهایم و میشنویم که دیگر نمایش رادیویی مرده است یا که ...، اهالی نمایشهای رادیویی در این دوره و زمانه و در چنین جوی وظیفه و مسوولیتی خطیر بر دوشهایشان احساس میکنند، چراکه باید همراه با هر چه جدیتر گرفتن وظایفشان در عرصه نمایشهای برتر، با منطق و تکیه بر اصول جامعهشناسی رسانههای جمعی، بویژه رادیو به اینگونه نظرات پاسخی در خور و سنجیده دهند.
نمایش، صدها سال است به زندگیاش ادامه میدهد. در همه فرمها و شکلهای ممکن تئاتر امروز فرزند خلف و تحول یافته تئاتر یونان عهد سوفوکس، اوریپیدس و ... است و هرگز ریشه و ارتباطشان را با آن نبریده است. فرم و محتوای تئاتر امروزی با کمترین تغییری همچنان بر اصول نمایشهای اولیه تکیه دارد. تمها همان تمهای ازلی و ابدی هستند. عشق، نفرت، کینه و حسد، قدرتطلبی، خشم، خیانت، پولپرستی، فداکاری، دفاع از مظلومان، عدالت، تنهایی و...
با کمی دقت تنها میتوان چگونگی بیان و زمینه و شرایط ظهور و بروز آنان را متغیر و متفاوت دید. فرهنگ و هنر در طول زمان تنها تحول مییابد، هرگز از بین نمیرود، حتی تمدن مایاها را که به ظاهر نابود شده، میتوان به یقین گفت در هنر امروز مکزیک و آمریکای لاتین جریان دارد. نمایش رادیویی، طی شصت و اندی سال که از عمرش در ایران میگذرد، همچنان بر اصول و قوانین اولیهاش استوار است، بازیها، متنها، کارگردانی، تهیهکنندگی و ... صرفا تغییرات کوچکی کرده و کاملتر شده است و همچنان رو به تکامل میرود. با وجود تغییرات در شرایط و ظواهر زندگی مدرن و ماشینی امروز و با وجود ظهور رسانههای مدرن دیداری، رادیو و به تبع آن نمایش رادیویی، جایگاه خودش را نهتنها از دست نداده که حضورش را هرچه پررنگتر و تاثیرگذارتر کرده است، چراکه رادیو یاور بشر تنهای امروز است و در خلوت او صدایی است که هرگز خاموش نخواهد شد و او را تنها رها نخواهد کرد. رادیو همچنان مخاطبانش را حفظ کرده است و نیز نمایش رادیویی. ولی از این حقیقت نیز نمیتوان غافل ماند که مخاطبان نمایش رادیویی، ذائقهشان تغییر کرده و نیاز به تحول در فرم و شکل و حتی محتوای نمایشها ضرورتی است انکارناپذیر، ولی این تغییرات به معنای نابودی نمایش رادیویی نیست، بلکه راز بقای آن است. همچنان که راز بقای هنر و فرهنگ هم در تغییر و تحول آن نهفته است. مخاطبان نمایشهای رادیویی امروزه حرفهایتر شده و نمایش را کارشناسانه گوش داده و نقد میکنند.
تخصص، امروزه حرف اول را در همه عرصههای علمی، هنری و ... میزند. پس دور از ذهن و منطق هم نیست که مخاطبان نمایش رادیویی، آن را کارشناسانه بررسی کنند و ما نیز آنها را و تخصصشان را باور داشته باشیم.
تخصص، اقتضائات خود را دارد؛ بنابراین اگر باید با مخاطبان نمایش رادیویی کارشناسانه برخورد شود، نیاز است شبکهای تاسیس شود که صرفا به نمایش رادیویی بپردازد و تنها و تنها برای مخاطبان حرفهای برنامهسازی کند.
نمایش رادیویی نمرده است، صرفا تغییر و تحول یافته، همچنان مخاطبانش پس از عرصه نمایش رادیویی نیز به عرصهای تخصصی نیاز دارد که جوابگوی تغییرات و تحولات در فرم و محتوای آن باشد و این همان نیاز به تاسیس و راهاندازی شبکه نمایش رادیویی است.
شبکه تخصصی نمایش رادیویی که تکیه بر هنرمندان و برنامهسازان کاملا حرفهای و متخصص خواهد داشت، شنوندگانی را تحت پوشش خواهد گرفت که عاشقانه نمایش رادیویی را دوست دارند و کنجکاوانه و با دقتی کارشناسانه آن را تعقیب خواهند کرد.
بنابراین زمانی که چه در عرصه نمایش رادیویی چه در خیل عظیم مخاطبان آن، جدیت و عشق حرف اول را بزند، مرگ و نیستی و زوال جایگاهی نداشته و نخواهد داشت و همچنان آسمان نمایش رادیویی آفتابی خواهد بود و دلها گرم و امیدوار.
محمد مهاجر