در قوی سیاه، همه چیز درباره هنر هنرمندانی است که همه عناصرش را به افراطیگری فروختهاند. اینجا هم هنر اول از طرف هنرمندان صدمه میبیند. نمایش ـ موسیقی قوی سیاه، اثری بسیار دشوار است و کسی که به دنبال آن میرود، باید از نظر روحی و جسمی آموزشهای سختی بگذراند و همین باعث میشود که شخصیت اول فیلم دچار مشکل شود. این کشمکش و تضاد مابین واقعیتها و آرمانهای نینا سایرس (شخصیت ناتالی پورتمن در قوی سیاه) است که او را فرسوده میکند.
زندگی او وقف هنرش شده است. آیا در ابتدا این انتخاب خودش بوده است؟ مادرش اریکا ـ که باربارا هرشی نقش او را بازی میکند ـ نیز یک بالرین بوده و اکنون زندگیاش را برای فعالیت شغلی دخترش وقف کرده است. آنها به صورت اشتراکی در یک آپارتمان کوچک زندگی میکنند که گاهی اوقات احساس یک سرپناه به آنها میدهد و البته اغلب شبیه سلول یک زندان است. نینا برای یک کمپانی کار میکند که در نیویورک زیر نظر توماس لروی (وینسنت کسسل) اداره میشود. بنمایه فیلم قوی سیاه کاملا سنتی است؛ پشت صحنه تئاتر، حسادت به موفقیت هنری دیگران، یک کار بزرگ که قرار است به صورت زنده روی صحنه اجرا شود و زندگی خصوصی هنرمندان که با زندگی هنری آمیخته است.
ایفای نقش اصلی فیلم قوی سیاه برای پورتمن یک انقلاب واقعی در زندگی هنریاش محسوب میشود. او هرگز نقشی را بازی نکرده است که تا این حد او را به زحمت انداخته باشد و هرگز تا به این حد به لحاظ فیزیکی در تنگنا قرار نگرفته، چرا که برای ایفای نقش در فیلم قوی سیاه، 10 ماه تمام مورد آموزشهای دشوار قرار گرفته است. قوی سیاه نسبت به سایر آثاری که به صورت سنتی در دنیای نمایش و موسیقی ساخته میشوند، دارای جذابیتها و زیباییهای بیشتری است. تم اصلی این آثار موسیقی و زندگی است، همواره در آنها یک شاخه موازی برای داستان وجود دارد و در همه حالتی گیجکننده بین واقعیت و اوهام وجود دارد.
شیکاگو سان تایمز / مترجم: علی قاسمی