به گزارش فارس ، 25 شهریور سال 84 مردی به نام بهزاد به دادستان عمومی و انقلاب تبریز عنوان کرد که برادرش ساعت 15 روز 24 شهریور پس از تماس تلفنی شخصی ناشناس با خودرو وانت سایپای خود از منزل خارج و دیگر مراجعت نکرده است.
تحقیق و بررسی درباره موضوع به مرجع انتظامی ارجاع و با اقدامات گسترده و همه جانبه از طریق دایره مبارزه با سرقت و جرائم جنایی آن مرجع، خودرو وانت سایپا متعلق به فرد مذکور، در اطراف شهر ارومیه که بلاصاحب رها شده بود کشف شد.
در ادامه تحقیقات و اعلام اینکه شغل فرد مفقودی خرید و فروش مواد سوختی بوده و در پی تماس تلفنی فرد ناشناس برای خرید نفت از منزل خارج شده است پرینت ورودی و خروجی تلفن همراه او از مخابرات اخذ و مشخص شد که نامبرده پس از خروج از منزل در همان روز پنج بار با تلفن متعلق به 2 زن تماس گرفته که این افراد شناسایی و دستگیر شدند.
این 2 زن جوان در بازجوییهای انجام شده در پلیس آگاهی اعتراف کردند که با یک مرد جوان به نام هوشنگ و مرد دیگری به نام امیر به باغی در خارج شهر ارومیه رفتهاند.
پس از شناسایی و دستگیری مظنونان مشخص شد هوشنگ همان فردی است که فرد مفقود شده را با تماس تلفنی به منزل خود برده و پس از خوراندن داروهای خوابآور وی را بیهوش کرده و سپس به خارج از شهر برده و در یکی از چاههای آب انداخته است.
مراتب پس از تکمیل پرونده و استماع اظهارات دادیار دادسرای عمومی و انقلاب ارومیه به نمایندگی از دادستان، دادگاه متهم را به قصاص نفس محکوم کرد.
پس از اعتراض وکیل تسخیری به رأی دادگاه، پرونده به شعبه 33 دیوان عالی کشور ارسال شد و شعبه مزبور با این استدلال که در تمامی مراحل پرونده متهم به مشارکت فردی به نام امیر در انداختن مقتول به چاه اعتراف کرده لذا دادنامه تجدیدنظر خواسته را نقض و مجدداً به شعبه مربوطه عودت میدهد.
با تحقیقات مجدد شعبه و بازجویی مجدد متهمان در نیروی انتظامی و بازپرسی مشخص شد متهم با تناقض گوییهای فراوان سعی در گمراه کرد مسیر پرونده داشته لذا دادگاه مجدداً متهم را به قصاص نفس محکوم کرد و سرانجام شعبه 33 دیوان عالی کشور این حکم را تأیید کرد.
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)