بزن در رو

در هدایت تاکسی‌ها

آقا، خدا همه را به راه راست و مستقیم هدایت کند؛ مگر بعضی از این تاکسی‌های سربه راه را که هدایت نشده، خودشان همین‌طور خودجوش و خودکار، مستقیم می‌روند. بعضا هم اصلا غیرمستقیم سوار نمی‌کنند که نمی‌کنند. انگار که فقط متخصص پیاده کردنند! عموم تاکسی‌های مملکت ما به 2 کلمه حساسیت پوستی دارند و سریعا می‌زنند روی ترمز. این دو کلمه هم اینها هستند: 1ـ مستقیم 2ـ دربست
کد خبر: ۳۸۳۱۶۳

حافظ می‌فرماید:

صد نکته غیر حسن بباید که «تاکسی»

مقبول طبع مردم صاحبنظر شود

منتهی با وجود تأکیدات ما و جناب حافظ، مبنی بر این که یک تاکسی، علاوه بر رنگ و لعاب و ظاهر و مدل و زیبایی و امثالهم، جوری که مرکز آمار زمان حافظ اعلام کرده، در حدود 100 نکته و مشخصه دیگر را باید داشته باشد که مورد پسند عموم شهروندان پیاده قرار گیرد تا با دلی شاد و جیبی گشاد سوارش شوند؛ معذالک باز مشاهده می‌شود که پاره‌ای از رانندگان عزیز تاکسی، این نکات را مد نظر خود قرار نمی‌دهند. ظاهرا سازمان تاکسیرانی (و شرکت تاکسی متری چند رانی!) هم گاهی اوقات متاسفانه این نکات از چشمش می‌افتد ــ یا اصلا به چشمش نمی‌آید که بخواهد از چشمش بیفتد ــ و پیگیر رعایت آنها از سوی جماعت صاحب تاکسی نمی‌شود. تازه توقع پرداخت کرایه‌های آنچنانی و همراه با لبخند هم در این اوضاع هدفمند کردن دارند.

نکاتی چند: ذیلا به برخی نکات که بعضی از راننده‌های عزیز و تمیز تاکسی پول در می‌آورند؛ اشاره می‌شود و پیگیری‌اش را از خود رانندگان عزیز و سازمان تاکسیرانی خواهانیم و به موازات آن، محض احتیاط، از خدای متعال نیز خواهانیم:

1ـ بوی بد داخل تاکسی: بعضی تاکسی‌ها به گمانم سالی یک مرتبه هم روکش صندلی‌های خود را نمی‌شویند. چنان که ابتدا باید یک گیره رخت به بینی بزنی و سپس با کشیدن آخرین نفس عمیق در بیرون تاکسی، با سر وارد تاکسی شوی. پس این بوگیرهای موجود داخل بازار برای چی و کی اختراع شده است؟ برای داخل گلزار و گلستان و بوستان و گلکده و منزل عمه ما؟!

2ـ رایحه خوش بنزین: حالا که صحبت از بو شد، یک حرف بودار دیگر هم بزنم و پرونده‌اش را ببندم. بعضی تاکسی‌ها یا باکشان را بی باکانه تا خرخره پر بنزین می‌کنند یا که باکشان به داخل فضای اتاق تاکسی نشتی دارد؛ چرا که بوی شدید بنزین چنان مشام مسافران محترم را آزار می‌دهد که مپرس!... اگر حافظ هم این بو را می‌شنید، نمی‌توانست بگوید که: «بوی بهبود ز اوضاع جهان می‌شنوم». حالا کاری نداریم که بو شنیدنی نیست. این شکایت ما که شنیدنی هست. نیست؟

3ـ محبس متحرک: عده‌ای از رانندگان بی‌توجه و خودبین، در یک اقدام نادرست، برمی‌دارند این بالابرهای شیشه‌های عقب و گاه جلوی تاکسی را از بیخ در می‌آورند می‌گذارند داخل داشبوردشان؛ کانه مسافر بیچاره را با اسیر و زندانی اشتباه گرفتند و او را گرفتند.

رضا رفیع

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها