حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
بازیگران به ترتیب ایفای نقششان تکتک با تصویرشان در نقشهای مختلفی که در طول سریال بازی میکنند، معرفی میشوند و به بیان کلیتر، به جای آن که تیتراژ بخواهد به مفاهیمی که قرار است در سریال مطرح شود و... بپردازد، کاملا بازیگر محور است. همان گونه که در تیتراژ تئاتر ـ اگر بتوانیم این نام را به بخش پایانی تئاتر نسبت بدهیم! ـ رخ میدهد.
این مساله در مورد عوامل دیگر فیلم هم اتفاق میافتد، هنگامی که نام کارگردان تلویزیونی میآید، تصویر خود او هم نمایش داده میشود یا همین اتفاق در مورد خود رحمانیان هم تکرار میشود و این هم عینا اقتباسی است که میتوان آن را حرکتی تئاتری نامید.
تصاویر بازیگران با تنوع رنگی بالا نمایش داده میشود و فیلترهای مختلفی روی آن قرار میگیرد که در درجه اول به دلیل تنوعی است که در قسمتهای مجموعه وجود دارد، به این معنا که داستان بلند و دنبالهداری را پیگیری نمیکند و در درجه دوم همان طور که در موسیقی تیتراژ هم میشنویم، تم تند و شادی دارد با ترکیب سازهای الکترونیک و سنتی که فضای داستانهای سریال را یادآور میشود.
فونت نوشتههای اسامی در تیتراژ هم حالتی فانتزی دارد، خطوط تیز آن حذف شده و نقطهها به شکل گرد درآمدهاند و حرکت آنها روی تصویر، حالتی شوخ و شنگ به تیتراژ دادهاند که طنز درونمایه نیمکت و لحن شوخ روایت داستان را کاملا به ذهن متبادر میکند.
در میان تصاویر نمایش داده شده در تیتراژ، تصاویری مانند چراغ راهنمایی و رانندگی هم به چشم میخورد که جدای از بحث تنوع بصری و رنگی و در تصاویر ابتدایی، بیش از هر چیز، یادآور فضای شهری مجموعه نیمکت است؛ فضایی که در حقیقت محل عبور و مرور همه مردم است و باید آن حس را منتقل کند، حس خیابان، پارک و جریان زنده جامعه که در آن مشهود است.
مجموعه نیمکت، حرکتی خلاقانه با طنزی زیرکانه و داستانهای قوی و تاثیرگذار بود و چه در زمان پخش اولش و چه در زمان پخش مجددش، مخاطب را به خود جلب کرده و تیتراژ ابتدایی آن یکی از نمونههای درخور و خوب برای یک مجموعه است و تمامی ویژگیهای آن را به شکلی تجریدی در بر گرفته است.
حمیدرضا رفعتنژاد
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....