سوار تاکسی که میشوی، راننده ماشین موسیقی مثلا رپ با اشعار نیمبند و به قول شعرا مستهجن گذاشته است که به قول خودش بعد از هر چهارراه به ضبط ماشینش وولوم میدهد تا خوب حال کند! به محل کار که میروید ایمیلت را که باز میکنی، پر است از تصاویری که خواسته یا ناخواسته برایت میل شدهاند. مطمئنا در این رایانامهها (ایمیلها) کمتر جایی برای تصاویر و مناظر طبیعی و احیانا تابلوهای معتبر نقاشی وجود دارد. بهترینش را که میتوان توصیف کرد مثلا با این موضوع برایتان ارسال شده است: «فجیعترین تصادف در ایران.»
هنوز بهترین جای موضوع مانده است زیرا که هر روز در محل کار به همکارمان فخر میفروشیم که به فلان غذا خوری یا فست فود شهرمان رفتهایم، اما هیچ وقت به همکارمان پیشنهاد سر زدن به یک نگارخانه هنری یا یک کنسرت خوب یا یک تئاتر فاخر را نمیدهیم. میبینید این آقای گوته چندان به بیراه نرفته است. وقتی در ماشین به جای فلان موسیقی فاخر که موسیقیدانش چند دهه به فعالیت هنری پرداخته تا اثری فاخر را خلق کند، ترجیح میدهیم موسیقی رپ نوجوانی را گوش دهیم که شاید خانوادهاش هم خبر ندارند که در اتاق خانهاش در حال تولید موسیقی زیرزمینی است، چگونه انتظار میرود که بخواهیم حرفهای منطقی بزنیم. آن وقت میگوییم افسردگی، تندخویی و این استرس روزانه ما ریشه در کجا دارد؟
براساس یک پژوهش که از سوی دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شده است، اختلالات روحی این روزها اصلیترین مشکل بسیاری از مردم کشورمان شده است. استادان این دانشگاه از افزایش مصرف داروهای ضد اضطراب در کشور ابراز نگرانی میکنند. میبینید چه ساده اضطراب، اصلیترین مشکل برای مردمی است که حافظ دارند و سعدی. مردمی که باربد موسیقیدان به عنوان یک نیای هنری برایشان آنقدر ناشناخته است که موسیقیدانان اصیل امروز کشورشان. شاید جالب باشد که باربد موسیقیدان اولین موزیکولوژیست در دنیاست که در دنیای باستان با موسیقی به درمان بیماریها میپرداخت. جالب نیست وقتی این روزها مردم ما در ماشینهایشان ترجیح میدهند موسیقی بیبندوبار رپ داخلی با ریتم غیراصولی را گوش کنند، قرنها پیش باربد برای تکتک روزهای سال یک موسیقی ساخته بود؟
مهدی نورعلیشاهی / گروه فرهنگ و هنر