بیژن جلالی
برگ با سبزینهاش
و پروانه با پروازش
ما همآوازی را میخوانیم
هر یک به یک زبان
بلبل با خواندنش
و گل با خندیدنش
و آب با رفتنش
ما همآوازی را میخوانیم
هر یک به یک زبان
جهان با چرخیدنش
و ما با اندیشهمان
در رنگارنگ مرگ و زندگی
میمیریم و زاده میشویم
راه
سینا علیمحمدی
بیهوده
معطل ماشینها نباش
راه این خانه از دریاست
دلت را جمع کن و
برگرد!
طوفان
آنقدرها که میگویند
ترس ندارد
گاهی زیباترین بارانها
از سیاهترین ابرها میآید