حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
رویکرد اصلی سریال که سیر و سفر در دل زندگی اجتماعی مردم و مشکلات آنهاست در همین ابتدای امر مشهود است، مشکلاتی که به نوعی همه مردم درگیر آن هستند، به همین دلیل است که نام هزاران چشم دارد.
از طرفی دیگر دوربین عیاری با همان سبک و سیاق رئالیستی و مستندوارش سعی کرده وارد این بطن شود و هر آنچه به چشم میآید را به تصویر بکشد، بدون آن که بخواهد بخشی یا چیزی را از دید دوربین مخفی نگه دارد و این نوع نگاه و مشکلاتی که در اطراف میگذرد در حقیقت باعث شده که آن عینک سیاهرنگ روی چشمان پرسوناژ محوری فیلم قرار گیرد و حوادث پشت این فیلتر اتفاق بیفتند. سپس دوربین به سمت چشمان او حرکت میکند، در حقیقت به درون فضای محتوایی خود سریال و چیزهایی که قرار است پس از شروع سریال اتفاق بیفتد، ناخودآگاه تحتتاثیر رنگ این عینکهای دودی که عمده رنگ آنها سیاه است و خطوط محیطی که تصاویر مقدار کمی رنگ دارند، اتفاقات خود فیلم در پسزمینه پخش میشود و دائما تصویر عینکهای دودی نمایش داده میشود تا یادآور رویکرد اصلی سریال باشد.
یکی از نکاتی که میتوان به عنوان انتقاد به تیتراژ هزاران چشم وارد کرد، مساله فونت نوشتهها و نحوه روی تصویر قرار گرفتن آنهاست. فونت اسامی، فونتی نسبتا فانتزی محسوب میشود که با فضای نسبتا تلخ سریال جور در نمیآید، همچنین اسامی از گوشه تصویر بیهیچ نظمی وارد تصویر میشوند و از سمت دیگری خارج میشوند و در طول این مسیر دائما در حال حرکت هستند، در صورتی که اگر حروف و اسامی شکلی سنگینتر و ثبات بیشتری میداشتند، فضا و ضرباهنگ سریال را بهتر نمایش میدادند.
حمیدرضا رفعتنژاد
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....