با سیدمحمد پولادگر رئیس فدراسیون تکواندو

ورزش ایران نباید از تجارب مدیران گذشته محروم شود

سیدمحمد پولادگر به عنوان یکی از روسای باسابقه فدراسیون، از جمله مدیرانی است که تکواندو ایران بخش زیادی از موفقیت‌های خود را مرهون مدیریت خوب و اصولی او می‌داند.
کد خبر: ۳۸۰۷۳۱

مدیری که گرچه کم‌حرف است، اما بخوبی به زوایای کار مدیریتی در ورزش آشناست تا تکواندو ایران تحت برنامه‌ریزی‌های او و همکارانش درفدراسیون، طی 11 سال گذشته در سطح اول تکواندو جهان به جلو حرکت کرده و در مواقعی نیز با گذر از سد کره جنوبی به عنوان قدرت بلامنازع این رشته، حرف اول را در تکواندو جهان بزند. کسب 2 طلا و یک برنز در 2 المپیک سیدنی و آتن، بخوبی توانایی‌های تکواندو ایران را به رخ جهانیان کشید تا کره‌ای‌ها همواره از مقابله با تکواندوکاران ایرانی هراسی عجیب در دل داشته باشند. خوشبختانه امروز تکواندو بسان چشمه جوشانی است که در بستر آن  باید هر لحظه انتظار تولد قهرمانانی چون هادی ساعی را داشت. قهرمانانی جسور و تکنیکی چون محمد باقری‌معتمد، علیرضا نصرآزادانی، حسین تاجیک و... که قادرند همچنان پرچم افتخار را برای تکواندو ایران بویژه در عرصه بازی‌های مهمی چون المپیک برافرازند. به بهانه موفقیت تحسین‌برانگیز تکواندو در بازی‌های آسیایی گوانگجو با رئیس موفق فدراسیون ساعتی در تحریریه جام‌جم به گفتگو نشسته‌ایم که تقدیم شما خوبان می‌شود.

با توجه به دستاوردهای مشعشع تکواندو در  15 سال اخیر، آیا هیچ وقت به این موضوع فکر کرده‌اید که اگر روزی در راس فدراسیون نباشید، چه اتفاقی می‌افتد؟

البته که فکر کرده‌ام، اگر زمانی به این موضوع فکر نکنیم اشتباه بزرگی را مرتکب شده‌ایم. درواقع یکی از مهم‌ترین اصول مدیریتی این است که مدیر بتواند سیستمی را پایه‌گذاری کند که هر کس در جای خود، کار خود را به خوبی انجام دهد. سیستمی که قائم به فرد نباشد و اگر روزی خودش در مجموعه نباشد، کارها به گونه‌ای برنامه‌ریزی شده باشد که مجموعه به صورت هدفمند به کارش ادامه دهد، این یک اصل مدیریتی است. شاید خیلی جاها برخی مدیران، مجموعه تحت مدیریت خود را قائم به فرد می‌کنند تا اگر روزی نباشند مجموعه زمین بخورد، این رویکرد ناشی از ذهنیت غلط و یک حرکت ناجوانمردانه است و مشخص می‌شود این افراد مجموعه تحت مدیریت خود را نه دوست دارند و نه به آن علاقه‌مندند، بلکه تنها به فکر منافع خود هستند. خدا را شاکرم که چنین وضعیتی در تکواندو وجود ندارد و اگر روزی بنا بر مقتضیات زمان از سمتم کنار بروم، مطمئنم که سیر صعودی تکواندو متوقف نخواهد شد و  همچنان با قدرت پیش خواهد رفت.

درواقع همین تفکر سیستمی بوده که باعث شده فدراسیون این‌گونه در میادین مختلف بین‌المللی درخشان ظاهر شود. اجازه دهید بر‌گردیم به 4 سال قبل و بازی‌های آسیایی دوحه که می‌توان آن را به نوعی نقطه عطف عملکرد فدراسیون تلقی کرد. جایی که شما به عنوان رئیس فدراسیون پس از مدت‌ها که تحت انتقادات کارشناسان مبنی بر انحصاری‌بودن سرمربیگری تیم ملی قرار داشتید، در نهایت رضا مهماندوست مربی جوان و شایسته را در راس کادر فنی قرار دادید. کارنامه 4 سال گذشته این مربی به خوبی بیانگر شایستگی‌های او و در عین حال انتخاب درست فدراسیون بوده است، سوال این است که از انتخاب مهماندوست چه هدفی را دنبال می‌کردید؟

من این بحث را بارها از زبان همکاران شما در رسانه‌ها و مطبوعات شنیده و بارها درباره آن توضیح داده‌ام؛ با وجود این و با توجه به اهمیت این سوال یک بار دیگر آن را موشکافی می‌کنم. می‌خواهم بگویم این‌که حضور حسن ذوالقدر در راس کادرفنی تیم ملی به انحصاری برای او تلقی می‌شد یک نوع سوء برداشت و سوء‌تفاهم و در نزد برخی نوعی توهم بود. چراکه این قبیل افراد نه‌تنها در بحث مربیگری که در بحث قهرمانی هم فدراسیون را زیر سوال می‌بردند که تا چه زمانی می‌خواهید از هادی ساعی استفاده کنید!؟ اگر روزی هادی ساعی نباشد چه خواهید کرد!؟ اوج این بحث را در المپیک 2008 پکن دیدیم و در حالی که برخی فکر می‌کردند ساعی تمام شده است او تک‌مدال طلای ورزش ایران در آن بازی‌ها را کسب کرد. در رابطه با مربیگری تیم ملی هم تاکید می‌کنم که ما هیچ‌گاه از پشتوانه‌سازی برای سرمربیگری تیم ملی غافل نبودیم و آمار مسابقات برون‌مرزی به خوبی گویای این نکته است که ما در کنار حسن ذوالقدری به عنوان سرمربی تیم، مربیان جوان و متعددی را به رقابت‌های برون‌مرزی اعزام کردیم تا بر تجارب بین‌المللی خود بیفزایند. نفراتی که هنوز هم فعال بوده و در خدمت تکواندو ایران هستند، شاخص‌ترین آنها هم همین رضا مهماندوست سرمربی کنونی تیم ملی است.

درواقع می‌خواهید بگویید که طی یک فرآیند مهماندوست به عنوان سرمربی تیم ملی انتخاب شده و این‌گونه نبود که تسلیم خواست منتقدان شده باشید؟

همین‌طوره. رضا مهماندوست در فاصله کمی پس از خداحافظی از دنیای قهرمانی در رقابت‌های قهرمانی آسیا در سال 98 به عنوان مربی بدنساز در کنار حسن ذوالقدر سرمربی وقت تیم قرار گرفت و شرایط به گونه‌ای بود که همه تکواندوکاران وزن خودش را بخوبی می‌شناخت و با آنها مبارزه کرده بود. او حتی این اشتیاق را داشت که در این رقابت‌ها هم روی شیاپ‌چانگ حاضر شده و به رقابت با حریفان بپردازد. بنابراین او از سال 98 کار در تیم ملی را به عنوان مربی آغاز کرد و در یک دوره شرایطی پیش آمد که هدایت تیم ملی تایوان را بر عهده گرفت و دیدیم که چه کارنامه درخشانی از خود بر جای گذاشت و در المپیک 2004 آتن تکواندو تایوان موفق به کسب 2 مدال طلا و یک نقره در هر دو بخش مردان و زنان شد. با این حال چشم بادامی‌ها چون ورزش‌های رزمی را متعلق به خود می‌دانند اجازه نمی‌دادند مهماندوست روی صندلی مربیگری بنشیند  و می‌خواستند همه چیز  را به نام خود تمام کنند. به هر حال او در 2 دوره رقابت‌های جهانی و از جمله در جهانی 2007 به عنوان مربی بدنساز در کنار ذوالقدر حضور داشت همان طور که چنین شرایطی برای بیژن مقانلو یکی دیگر از مربیان خوب تکواندو فراهم آمده بود. اعتقاد من این است که ما امروز مربیان باتجربه و مسلح به دانش روزی داریم که یاریگر تحقق اهداف بزرگ تکواندو ایران هستند.

این‌که می‌گویم مسلح به دانش روز بیراه نیست، چرا که امروز مربیانی همچون بیژن مقانلو، رضا مهماندوست و فریبرز عسکری دانشجوی دوره فوق لیسانس تربیت بدنی هستند و محمدرضا زوار هم فوق لیسانس تربیت بدنی است. این وضعیت در میان تکواندوکاران ملی‌پوش نیز وجود دارد. به عنوان مثال علیرضا نصرآزادانی که نخستین طلای ایران را در بازی‌های آسیایی گوانگجو کسب کرد در مقطع کارشناسی ارشد در حال تحصیل است. در مجموع بسیاری از مربیان ما این توان را دارند که  در تیم ملی ایفای نقش کنند.

باعث خوشحالی است که ما نه‌تنها در بخش ورزشکاران پرقدرت هستیم که در بخش مربیان نیز آن‌قدر مربیان بادانشی داریم که در این رابطه هم جای هیچ‌گونه نگرانی نباشد و به نظر می‌رسد این رقابت خود یکی از فاکتورهای موفقیت تکواندو ایران است.

بله. دقیقا همین‌طور است. درواقع ما در تکواندو چنان رقابتی بین ورزشکاران و مربیان داریم که هیچ کسی در حاشیه امنیت نیست و این خود یکی از رموز موفقیت ماست. اعضای همین تیمی که در گوانگجو نتایج درخشانی کسب کردند در حاشیه امنیت نیستند و در اکثر قریب به اتفاق اوزان، رقیبان نزدیک آنان بیخ گوش‌شان نفس می‌کشند. در هفته‌های گذشته لیگ برتر رضا نادریان و حسین تاجیک دو ملی‌پوش اعزامی به گوانگجو شکست خوردند. این افتخار بزرگی برای تکواندوی ایران است که  این همه جوان با انگیزه داریم که حتی در لیگ هم انگیزه رقابت‌شان بالاست. اگر تا دیروز 50 درصد ترکیب تیم ملی را نفراتی تشکیل می‌دادند که از رده‌های پایه افتخارآفرینی را آغاز کرده بودند، ترکیب اعزامی به بازی‌های آسیایی گوانگجو یعنی کل اعضای تیم را نفراتی تشکیل می‌دادند که از رده سنی نوجوانان به قهرمانی آسیا و قهرمانی جهان رسیده و سیر موفقیت‌هایشان را استمرار بخشیده‌اند. به عنوان مثال یوسف کرمی در سال 2000 در ایرلند قهرمان نوجوانان جهان شد، باقری معتمد اولین طلای خود را در نوجوانان آسیا گرفت، علیرضا نصرآزادانی، رضا نادریان، حسین تاجیک و فرزاد عبداللهی هم چنین وضعیتی دارند.

بنابراین می‌خواهم بگویم که در تکواندو نباید نگران نباشید. زمانی که هادی ساعی در اوج افتخار از دنیای قهرمانی خداحافظی کرد نفراتی را داشتیم که با اختلاف یک یا 2 امتیاز مغلوب او شده‌ بودند،  امروز نیز 2، 3 نفر رقیب نزدیک به یوسف کرمی را داریم.

یعنی شما رمز و راز موفقیت تکواندو را همین رقابت میلیمتری بین تکواندوکاران مدعی می‌دانید؟

دقیقا. فدراسیون با یک برنامه‌ریزی دقیق فرصت برابری را برای همه شایستگان ایجاد کرده که هر کس در هر شهر یا در دورافتاده‌ترین روستای کشور این بخت را داشته باشد که به اثبات توانمندی خود پرداخته و به تیم ملی راه یابد. ما در این رابطه علاوه بر رقابت‌های قهرمانی کشور که با شرکت برترین‌های هر استان برگزار می‌شود، یک دوره رقابت‌های آزاد کشوری را برگزار می‌کنیم تا فرصتی برای همه تکواندوکارانی که به هر دلیل پشت خط مانده‌اند برای بروز توانایی‌هایشان به وجود آید. بارزترین مثال در این زمینه این‌که سال گذشته در رقابت‌های آزاد کشوری نوجوانان 9800 نفر شرکت کردند. دلیل این حضور گسترده نیز برمی‌گردد به این‌که همه می‌دانند ملاک راه یافتن به تیم ملی تنها شایستگی است و نه هیچ چیز دیگر. بنابراین حفظ انگیزه در میان تکواندوکاران، هنر فدراسیون بوده که به نوعی شاه‌کلید موفقیت تکواندو ایران است. آخر وقتی انگیزه کنار توانایی فنی قرار می‌گیرد توفیقات بزرگ به دست می‌آید. به نظر من اگر یک ورزشکار 50 درصد آمادگی فنی داشته باشد، اما انگیزه چندانی نداشته باشد آمادگی‌اش به 30 درصد تقلیل می‌یابد، در حالی که همان فرد  با 30 درصد آمادگی، اما با انگیزه‌ای بالا آمادگی‌اش به 60 درصد افزایش خواهد یافت.

می‌توان چنین تعبیر کرد که حفظ هادی ساعی هم در چنین پروسه‌ای صورت گرفت؟

حفظ یک قهرمان در اوج و در سالیان متمادی هم هنری است که با همین رویکرد صورت گرفته است. در بسیاری از رشته‌های ورزشی شاهد بوده‌ایم که یک ورزشکار  با یک قهرمانی از نظرها محو شده است، اما در تکواندو به دنبال قهرمانی آسیا و جام جهانی، اعضای تیم ملی با قدرت در گوانگجو نیز صاحب افتخار می‌شوند، چون همه نفرات ما در اوج انگیزه قرار دارند و این کار کوچکی نیست.

البته و با وجود این‌که فدراسیون تکواندو کارنامه موفقی داشته نمی‌توان منکر این شد که تیم ملی در سبک وزن با ضعف‌هایی مواجه است. بویژه پس از کنار رفتن بهزاد خداداد با مشکل اساسی مواجه  هستیم و در المپیک پکن و بازی‌های آسیایی گوانگجو، رضا نادریان به هیچ وجه نتوانست در حد و اندازه‌های او ظاهر شود.

طبیعی است که هیچ چیز مطلقی وجود ندارد. قبول دارم که در اوزان اول تا سوم قدری ضعیف هستیم، اما این ضعف زمانی نمایان می‌شود که مقایسه‌ای بین سبک‌وزن‌ها با سنگین‌وزن‌ها داشته باشیم وگرنه نتایجی که در همین سه وزن اول در رقابت‌های جهانی کسب کردیم به هیچ عنوان ضعیف نیست. میثم باقری در این رقابت‌ها برنز گرفت و رضا نادریان در حالی به نقره دست یافت که به دلیل اشتباه فاحش داوری، ما 45 دقیقه مسابقات جهانی دانمارک را متوقف کردیم که البته اعتراض ما به جایی نرسید و علاوه بر این‌که طلای نادریان از دست رفت عنوان قهرمانی جهان را نیز کره‌ای‌ها از چنگ ما در آوردند. به هر حال در این اوزان نسبت به اوزان بالاتر قدرت کمتری داریم و به همین دلیل هم بود که برای بازی‌های گوانگجو با توجه به این‌که در وزن اول حریفان قدری داشتیم در این وزن نماینده‌ای اعزام نکردیم و  تمرکز خود را روی 6 وزنی قرار دادیم که شانس کسب مدال خوشرنگ‌تری داشتیم. در مجموع اعتقاد ندارم که در سبک وزن وضع بدی داریم، بلکه قدرت ما نسبت به سایر اوزان در سبک وزن کم‌تر است.

نکته‌ای که در تکواندو جلب توجه می‌نماید این‌که با وجود رقابت نزدیکی که در اوزان مختلف برای راهیابی به تیم ملی وجود دارد، خبری از حاشیه در تکواندو نیست و همه در خدمت این رشته هستند. به عنوان مثال همه می‌دانند که هادی ساعی عزم جزم کرده بود که برای تصدی ریاست فدراسیون خود را نامزد انتخابات کند، اما در جهت منافع تکواندو نه‌تنها از تصمیم خود صرف نظر کرد بلکه پذیرفت که با فدراسیون همکاری کرده و تجارب خود را در اختیار باروری و شکوفایی نوجوانان تکواندو ایران قرار دهد. این وضعیت را چگونه ارزیابی می‌کنید و اساسا چطور است که خانواده تکواندو همچون پیکری واحد، به راهش ادامه می‌دهد؟

البته ما هم به طور کامل بی‌حاشیه نیستیم و یکسری حواشی کمرنگ داریم، اما همواره کوشیده‌ایم این حواشی کمرنگ را هم کمتر کنیم. یکی از نکاتی که همواره به مربیان، ورزشکاران و کادر فدراسیون تاکید می‌کنم مداراست و این‌که خیلی جاها باید سکوت کرد و گذشت داشت. به نظر من چنین نگاهی باعث می‌شود کمتر مساله و موضوعی به مسائل حاشیه‌ای تبدیل شود. یکی دیگر از عواملی که باعث شده حداقل حاشیه را در تکواندو داشته باشیم ارتباط صمیمی بین ملی‌پوشان است. ما همیشه سعی می‌کنیم این صمیمیت را در تیم ملی پابرجا داشته باشیم و خدشه‌ای بر آن وارد نشود، اگر هم بعضا یک‌دهم درصد این مهم زیر پا گذاشته شده با مدارا مسائل را حل نموده‌ایم. ضمن این‌که یکی از اصول ما اعتماد، اعتقاد و ایمانی است که بین ورزشکار و مربی وجود دارد. وقتی چنین نگاهی وجود دارد هیچ چیز نمی‌تواند آن را از بین ببرد، در نتیجه جایی برای حاشیه وجود نخواهد داشت.

ریشه شکل‌گیری این نگاه چیست؟

همان‌طور که گفتم یگانه مجوز ورود به تیم ملی، شایستگی و توانمندی فنی است. بنابراین اگر کسی از تیم ملی کنار می‌ماند یقین دارد که به دلیل توانایی فنی این اتفاق رخ داده است. موضوعی که باعث شده نفرات دوم هر وزن با انگیزه و تمام توان در اردوهای تیم ملی باقی‌مانده و یاریگر نفرات انتخاب شده باشند. چنین فضایی باعث شده تکواندو ایران 11 سال به طور مداوم روی سکوی جهانی بایستد.

طبیعتا ورزش جریان سیالی است که نمی‌توان هیچوقت به جایگاه‌های به دست آمده قانع شد، بلکه همواره در هر سطحی باید نگاه به جلو داشت. طبیعتا شما نیز 10 سال پیش، نگاهتان به جایگاه کنونی تکواندو ایران بوده است و نمی‌توان دستیابی به این موفقیت‌ها را براساس برنامه‌ای بلندمدت ارزیابی نکرد. سوال این است که امروز افق نگاه رئیس فدراسیون تکواندو به کجاست؟

ما اهداف بلندمدت و کوتاه‌مدت تعریف شده‌ای داریم چه در عرصه قهرمانی و چه در عرصه توسعه و فراگیر کردن تکواندو. در بخش قهرمانی با توجه به این‌که حضور تکواندو در 2 المپیک پیش‌رو قطعی شده، کسب مدال در بخش بانوان را به عنوان یکی از هدف‌ها مورد توجه قرار داده و می‌خواهیم برای اولین بار در المپیک صاحب مدال طلا در این بخش شویم. همچنین گرچه در رقابت‌های جام جهانی که به صورت تیم به تیم برگزار می‌شود با پشت سر گذاشتن همه حریفان و از جمله کره جنوبی، 2 بار قهرمان شده‌ایم، اما اعتقاد داریم شایستگی تکواندوی ایران کسب عنوان قهرمانی رقابت‌های جهانی است که به صورت انفرادی برگزار می‌شود. بنابراین یکی دیگر از اهداف ما قهرمانی جهان است.

به  پشت سر گذاشتن کره در رقابت‌های قهرمانی آسیا و همچنین جام جهانی در سال‌های اخیر اشاره کردید، به نظر می‌رسد یکی از علل و عوامل این موفقیت تغییر شیوه داوری تکواندو و استفاده از هوگوهای الکترونیکی است که مانع اعمال نفوذ کره‌ای‌ها در داوری شده است، چه برنامه‌ای دارید که استفاده از این هوگوها پایدار بماند؟

البته حمل بر خودستایی نباشد، اتفاقی که در فدراسیون جهانی افتاد و من به عنوان نماینده جمهوری اسلامی توانستم آن را به تصویب برسانم به مراتب بالاتر از مبحث هوگوهای الکترونیکی بود. متاسفانه این موضوع کمتر مورد توجه قرار گرفته، اما تکواندو ایران به واسطه حضور 11 ساله بر سکوی جهانی، امروز از چنان جایگاهی برخوردار است که در تصمیمات فدراسیون جهانی تاثیرگذار است و اگر اقدامی در این رابطه صورت می‌گیرد به هیچ عنوان آن را متعلق به خودم نمی‌دانم. موضوع از این قرار است که وقتی فدراسیون جهانی قصد داشت درباره موضوع استفاده از هوگوهای الکترونیکی در رقابت‌های جهانی 2009 دانمارک تصمیم‌گیری کند من به عنوان تنها نماینده قاره آسیا بر استفاده از این هوگوها تاکید کردم. این در حالی بود که سایر اعضا معتقد بودند چون این بحث هنوز جا نیفتاده و امتحان خود را پس نداده است، پس نباید در رقابت‌های جهانی از آن استفاده شود. این در حالی بود که ما در لیگ خودمان از هوگوهای الکترونیکی استفاده کرده و بخوبی در جریان کم و کیف این هوگوها و مزیت‌های استفاده از آن بودیم. بنا بر این گزارش خود را به صورت مبسوط ارائه کردیم. همچنین با این استدلال که فدراسیون جهانی با شرکت تولیدکننده این هوگوها قرارداد بسته و کشورهای زیادی آنها را خریداری کرده‌اند، راه دیگری جز تصویب این موضوع پیش روی فدراسیون جهانی قرار ندادم. اضافه بر آن و با توجه به آن که هنوز اعمال نفوذ داوران در ضربات سر وجود دارد، استفاده از تصاویر ویدئویی و بازبینی فیلم مسابقات نیز با نظر و پیگیری ما مورد تصویب قرار گرفت که این اتفاق به نظر من به مراتب مهم‌تر از بحث هوگوهای الکترونیکی بود، چرا که تا حد زیادی جلوی ناداوری‌ها گرفته شد.

آیا با این وضعیت شرایط رقابت عادلانه و صحیح به وجود آمده است؟

در این شرایط حتی اگر قضاوت به صورت صحیح صورت نگیرد، شرایط برای هر دو مبارز برابر است و از این لحاظ می‌توان گفت که قضاوت عادلانه یا برابر انجام می‌شود. ضمن این‌که با  تغییر سیستم داوری و بازبینی فیلم مسابقات دخالت داوران در دادن امتیازهای 3 امتیازی (ضربات وارده به سر) نیز به حداقل کاهش یافته و شرایط بسیار مطلوب شده است. امیدوارم با پیگیری فدراسیون جهانی این سیستم داوری در بازی‌های المپیک لندن نیز اعمال شود تا ما و دیگر رقبای کره جنوبی با آرامش خاطر بیشتری در آن بازی‌ها حضور یابیم.

به نقش کرسی کشورمان در  فدراسیون جهانی اشاره کردید، این کرسی در شرایطی برای ما به دست آمد که ما سال‌ها به واسطه نداشتن آن  از ناحیه داوری‌ها ضربه می‌خوردیم.

ما زمانی آرزوی داشتن کرسی تاثیرگذار در فدراسیون جهانی را داشتیم که خوشبختانه با نمایش قدرت فنی خود توانستیم آن را برای کشورمان به دست بیاوریم، اما امروز داستان فرق کرده و ما با توجه به جایگاه خود اهداف بزرگ‌تری را در این زمینه مد نظر داریم. یعنی باید از کرسی تاثیرگذار به کرسی تصمیم‌گیر در فدراسیون جهانی دست یابیم. به سخنی دیگر، پله‌ای بالاتر از عضویت در هیات اجرایی و رسیدن به دبیرکلی یا نایب رئیسی فدراسیون جهانی. چیزی که جمهوری اسلامی ایران استحقاق آن را دارد و طبیعتا در آن شرایط بستر بیشتری برای توسعه فعالیت‌های بین‌المللی ما به وجود می‌آید.

با توجه به جایگاه تکواندو ایران، فعالیت فنی فدراسیون در بعد بین‌المللی وارد فاز جدیدی شده و کشورهای مختلف از جمله کشورهای منطقه، مشتاق بهره‌گیری از دانش فنی تکواندو ایران هستند. در این زمینه فدراسیون چه برنامه‌ای دارد و آیا صادر کردن دانش فنی نمی‌تواند موقعیت خود ما را به خطر بیندازد؟

این مورد هم با توجه به افتتاح مرکز بین‌المللی آموزش تکواندو در تهران، مورد توجه ما است و بر اساس اهداف کلان خود در نظر داریم ارتباطات بین‌المللی‌مان را بویژه با کشورهای خاورمیانه توسعه دهیم، چرا که فدراسیون جهانی عملا ارتقای سطح فنی تکواندو خاورمیانه را به ایران محول کرده است و در این رابطه اقدامات خوبی چون برگزاری اولین سمینار بین‌المللی داوری در تهران انجام شده است. اعتقاد دارم انتقال دانش فنی تکواندو ایران نه تنها موقعیت ما را به خطر نمی‌اندازد بلکه یک فرصت ارزشمند برای تکواندو کشورمان محسوب می‌شود. چرا که خلاقیت و توان ایرانی را به عنوان یکی از شاخص‌های قهرمانی هیچ کشوری ندارد. همان‌طور که هیچ‌کس به گرد پای هادی ساعی نرسید و با وجود حضور مربیان کره‌ای در اقصی نقاط دنیا، هیچ کشوری نتوانست تهدیدی برای آنها شود. بنابراین ما هم نباید نگران باشیم، ضمن این‌که نباید فراموش کرد که هدف اصلی ورزش ایجاد و بسط صلح و دوستی بین ملت‌هاست و ما با افتخار این ظرفیت را در خدمت اهداف نظام قرار می‌دهیم.

در شرایطی شاهد افتتاح مرکز بین‌المللی تکواندو در تهران بودیم که کم مانده بود به‌واسطه اهمال خودمان در ساخت بنای این مرکز، این امتیاز از ایران سلب شود. شاید اگر درایت علی سعیدلو در آخرین روزها در زمینه اختصاص آکادمی پینگ‌پنگ به این مهم نبود، فرصتی ذی‌قیمت از تکواندو ایران گرفته می‌شد.

همین‌طوره، آخر خرداد 89 پایان مهلتی بود که فدراسیون جهانی برای افتتاح این مرکز به ما داده بود، اما با وجود وعده و وعیدهایی که داده شده بود متاسفانه این فرصت طلایی در حال از دست رفتن بود. در نتیجه ناگزیر شدم به سعیدلو رئیس سازمان اهمیت موضوع را یادآوری کرده و بگویم چنانچه این فرصت طلایی را از دست بدهیم لحظه‌ای در فدراسیون نخواهم ماند، چرا که این مهم را فدراسیون جهانی به دلیل کلاس فنی به ما داده بود. این در شرایطی بود که رئیس‌جمهور ازبکستان به فدراسیون جهانی اعلام کرده بود هر ساختمانی را در تاشکند مد نظر داشته باشند به این مهم اختصاص خواهند داد و آذربایجان نیز با سرمایه‌گذاری وسیعی در این بخش ورود کرده بود. بنابراین حیف بود که ما این فرصت استثنایی را بسادگی از دست بدهیم که خوشبختانه در نهایت این مرکز با مساعدت و همراهی سعیدلو راه‌اندازی شد.

این تهدید تا چه حد به واقعیت نزدیک بود. یعنی اگر این مرکز راه‌اندازی نمی‌شد شما واقعا کناره‌گیری می‌کردید؟

مطمئن باشید اگر این اتفاق نمی‌افتاد قطعا استعفا می‌کردم، چرا که این ثمره تلاش چندین ساله ما در این رشته بود و در صورتی که از دست می‌رفت درست مثل پدری بود که بچه‌اش در بغلش جان سپرده است و این بسیار دردناک بود. هر چند حرف و حدیث‌هایی پیرامون اختصاص آکادمی بین‌المللی پینگ‌پنگ به این مرکز به وجود آمد، اما واقعا من هیچ‌گونه پیشنهاد و نظری در این رابطه نداشتم و این تصمیم سازمان تربیت بدنی بود که مرکز پینگ‌پنگ را به این مهم اختصاص داد. خوشبختانه در مجموعه ورزشی انقلاب یک مرکز استاندارد به پینگ‌پنگ اختصاص یافت تا ما نیز شرمنده جامعه پینگ‌پنگ نباشیم. از ثمرات راه‌اندازی آکادمی بین‌المللی تکواندو در تهران همین بس که سرمربی تیم ملی تکواندو یونان به عنوان اولین کشوری که در تهران اردوی تدارکاتی برپا کرد در بازگشت به یونان، کلی به تعریف و تمجید از تکواندو ایران و محبت و مردم‌نوازی مردم ایران پرداخت. شاید اگر خودمان می‌خواستیم برای ایران و ورزشمان در خارج از کشور تبلیغ کنیم باید کلی هزینه می‌کردیم، اما با راه‌اندازی این مرکز، ضمن آن که بر اعتبار و جایگاه جهانی تکواندو ایران اضافه شده است، در کنار آن نیز می‌توان به مبادلات فرهنگی کمک کرد.

به هر ترتیب با توجه به موفقیت‌های حاصله در هر دو بخش آقایان و بانوان، مسوولیت شما سنگین‌تر شده‌ و انتظارات فزاینده‌ای از تکواندو به وجود آمده است. آن هم در شرایطی که به دنبال تاکید رئیس‌جمهور بر مدال‌آوری بانوان، دوچندان باید بکوشید تا به انتظارها در این بخش پاسخگو باشید.چه برنامه‌ای در این زمینه دارید ؟

خب این طبیعی است و ما از این انتظارات فزاینده خوشحالیم. یکی از اهداف بلندمدت ما تقویت بنیه علمی تکواندو کشور است، ما امروز مرکز جامع علمی کاربردی تکواندو را با 180 دانشجو داریم و قصد داریم یک مرکز دیگر در تهران و 3 مرکز هم در شهرستان‌ها راه‌اندازی کنیم تا در 5 سال آینده هیچ مربی بدون مدارج تحصیلی تکواندو و حداقل فوق دیپلم این رشته نداشته باشیم. این کار شدنی است و استارت آن را از سال 82 و با تعریف واحدهای تحصیلی مربوطه زدیم و از 2 سال پیش رسما کار خود را آغاز کرده‌ایم. ضمن این‌که در رابطه با این موضوع یکی از اهداف ما گسترش تکواندو و فراگیر کردن آن در تمام رده‌های سنی بدون در نظر گرفتن جنسیت است. بانوان ما بدون محدودیت و با رعایت حجاب اسلامی می‌توانند در رقابت‌های مختلف شرکت کنند و این فرصت بزرگی برای تکواندو ما به حساب می‌آید که باید از آن نهایت استفاده را ببریم. در دیگر رشته‌های رزمی چنین وضعیتی وجود ندارد و مجوز حضور بانوان محجبه در رقابت‌های مختلف به صورت مقطعی صادر می‌شود. همان‌طور که دیدید به دلیل پوشش کامل، مسابقات تکواندو تنها رشته‌ای بود که در بازی‌های گوانگجو پخش تلویزیونی شد، بنابراین از کنار این فرصت بسادگی نخواهیم گذشت.

با توجه به این فضا و ظرفیت موجود، بستر فراگیری و توسعه تکواندو بانوان فراهم است؟

متاسفانه هنوز این بستر در تهران و شهرستان‌ها فراهم نیست. یکی از برنامه‌های ما در تهران در نظر گرفتن مرکزی اختصاصی برای تکواندو بانوان است تا به صورت تمام وقت بانوان تکواندوکار بتوانند در آن فعالیت کنند. این نیز به خاطر ظرفیت بالای تکواندو در بین بانوان است. بانوان ما در شرایطی که در بازی‌های آسیایی دوحه صاحب 2 مدال برنز شده بودند، 3 مدال به این تعداد مدال در گوانگجو افزودند؛ یعنی یک مدال بیشتر از مردان. ما این ظرفیت را داریم که در تکواندو بانوان نیز صاحب مدال طلای جهانی شویم.

به نتایج گوانگجو اشاره کردید، شما به عنوان مدیری که از سال 73 تا 79 به عنوان نایب رئیس و از سال 79 تاکنون به عنوان رئیس فدراسیون تکواندو کارنامه موفقی را به ثبت رسانده‌اید فکر می‌کنید با وجود اختلافات موجود بین سازمان تربیت بدنی و کمیته ملی المپیک، موفقیت ورزش ایران در گوانگجو چگونه رقم خورد.در این رابطه برخی این دیدگاه را دارند که جامعه ورزش صرف نظر از این اختلافات کار خود را انجام می‌دهد و موفقیت گوانگجو را باید به حساب فدراسیون‌ها گذاشت نه مسوولان ورزش، شما در این رابطه چه نظری دارید؟

می‌خواهم از یک منظر دیگر درباره نتایج گوانگجو صحبت کنم. بر خلاف نظر برخی که معتقدند نتایج گوانگجو یک شگفتی بود معتقدم اصلا شگفتی اتفاق نیفتاد. کسانی این حرف را می‌زنند که به همت و توانمندی جوانان ایران اعتقادی ندارند. به نظر من گوانگجو نتیجه فرصت دادن به جوانان باانگیزه، خوش همت و خوش‌غیرت ایران بود. این نتایج در شرایطی رقم خورد که بررسی‌های کارشناسی بر این دلالت می‌کرد که در بعضی رشته‌ها ورزشکاران ما به گوانگجو اعزام نشوند. بنابراین اصلا مهم نیست که چه کسی نقش اصلی را در این نتایج ایفا کرد. چرا که جوانان ما بارها و بارها نشان داده‌اند که هر وقت به آنها فرصت عرض‌اندام داده می‌شود، شایستگی خود را نشان می‌دهند.

البته اتفاقی که قبل از بازی‌های آسیایی گوانگجو افتاد و به نوعی در تاریخ ورزش ایران بی‌سابقه بود، پاداش‌های علی سعیدلو رئیس سازمان تربیت بدنی پیش از اعزام به تمام ورزشکاران بود و این‌که به صراحت اعلام کرد مسوولیت نتایج ورزش ایران را بر عهده می‌گیرد و قصوری را متوجه هیچ‌کس نمی‌کند. بیان این مساله فشار روانی را از دوش ورزشکاران اعزامی برداشت و نقش موثری در این پیروزی‌ها داشت.

 من بازی‌های آسیایی گوانگجو را بزنگاه ورزش ایران می‌دانم. از این جهت که همواره ما پیش از مسابقات بخشی از انرژی خود را صرف این موضوع می‌کردیم که ورزشکاران تنها روی رقابت‌شان با حریفان تمرکز کرده و دغدغه‌ای از بابت نتایج پیش‌رو نداشته باشند، اما آخرش همه نتیجه‌گرا می‌شدیم و فراموش می‌کردیم که ورزشکار را نباید با فشارهای روحی و روانی به میدان فرستاد. به عنوان مثال در حالی که ما بهترین نتیجه را در المپیک 2004 آتن با کسب یک طلا و یک برنز بدست آورده و در رقابت‌های جهانی اسپانیا هم به عنوان فدراسیون برتر برگزیده شده بودیم، صرفا به این دلیل که در رقابت‌های کسب سهمیه المپیک 2008 پکن در منچستر نتوانستیم نتیجه مطلوب را بگیریم به شدت تحت فشار قرار گرفتیم. این در حالی بود که ما یک فرصت دیگر برای کسب سهمیه داشتیم، اما همه آن کارنامه درخشان و انتخاب چند باره به عنوان یکی از فدراسیون‌های برتر، نادیده گرفته شده بود و به ما اولتیماتوم داده و تهدیدمان می‌کردند. در چنین شرایطی کاملا طبیعی است که ورزشکاران تمرکز لازم را نداشته باشند و بیش از هر چیز به فکر پیامدهای نتایج‌شان باشند، اما وقتی پیش از بازی‌های آسیایی از زبان سعیدلو این موضوع مطرح شد در واقع 2 بال پرواز به ورزشکاران داده شد. سعیدلو گفت به پاس زحماتی که کشیده‌اید به شما پاداش می‌دهیم و این کار را هم انجام داد. امیدوارم این نگاه در جامعه نیز نهادینه شود و این‌گونه نباشد که مثلا قبل از آغاز جام جهانی فوتبال همه بگویند اگر به جام جهانی نرویم چه می‌شود؟ اگر این نگاه شکل بگیرد هیچ شکستی هم باعث سرخوردگی و ناامیدی نخواهد شد. متاسفانه رسانه ملی هم در این نگاه اشتباه، سهم دارد.
چرا باید رویداد المپیک را که بالاترین کلاس فنی برای کل ورزش ایران است به دلیل این‌که ورزشکاران ما نتیجه نمی‌گیرند یا در آن رشته حضور ندارند از مردم و جامعه ورزش دریغ کنیم و آن را پخش نکنیم. در حالی که صرف حضور در المپیک افتخاری بزرگ است و باید بدون نگاه نتیجه‌گرا در این سمت و سو قدم برداشت.

بی‌شک یکی از حلقه‌های گمشده ورزش ما شایسته‌سالاری است، موردی که در ورزش ایران کمتر شاهد آن بوده‌ایم. این در حالی است که اگر شایسته‌سالاری در ورزش نهادینه شود، تغییر و تحولات مدیریتی در ورزش منطقی صورت خواهد گرفت و ورزش بر اساس سیری طبیعی، حرکت توسعه‌ای خود را تسهیل خواهد بخشید. ارزیابی شما در این باره چیست؟

در بحث شایسته‌سالاری و محاسن آن هیچ‌گونه شک و تردیدی نیست و ما راهی جز حرکت به سمت آن نداریم، اما نظر من چیز دیگری است و معتقدم نباید به سادگی از کنار تجربیات روسای گذشته سازمان ورزش عبور کنیم، بی‌شک باید از تجارب آنان استفاده کرد تا در مسیر پر اشتباه و تکراری آزمایش و خطا گرفتار نشویم. خیلی وقت‌ها در ورزش می‌بینیم که رئیس جدید همه عملکرد مدیر پیشین را زیر سوال می‌برد و همه کارها را از نو شروع می‌کند و این دور باطل در ورزش ادامه دارد. به نظر من صرف نظر از نگاه و تمایلات سیاسی باید از مدیران قبلی ورزش نهایت استفاده را برد، چون هدف اعتلای ایران اسلامی است و همه باید بر اساس این هدف پیش برویم.

به هر حال می‌توان از روسای سابق به عنوان مشاور استفاده کرد. به‌طور طبیعی اگر نگاه‌ها به توسعه ورزش باشد، هیچ مدیری نباید خود را از مشورت کسانی که این راه را قبلا رفته‌اند، معاف ببیند.

 چرا مشاور؟ به نظر من می‌توان به بهترین شکل از مدیران سابق و تجربیات آنها استفاده کرد و نظر آنها را درباره برنامه‌های پیش روی جویا شد. این سفارش دین ما هست که همه اقوال را بشنوید و از بین آنها بهترین را انتخاب کنید. به هر حال این یک واقعیت است که هیچ انسانی زمان کافی برای تجربه کردن همه مسائل ندارد و ناگزیر است از تجربه دیگران استفاده کند. حال درنظر بگیرید در حوزه پیچیده‌ای همچون ورزش آن هم در یک برهه زمانی محدود، چقدر به استفاده از تجارب پیشینیان نیاز است.

یکی از مسائل و مشکلات ماه‌های منتهی به آبان‌ماه و بازی‌های آسیایی گوانگجو در برخی فدراسیون‌ها کمبود بودجه بود، شما چطور در فدراسیون تکواندو با این مشکل کنار آمدید؟

خوشبختانه علی‌رغم این‌که در ماه‌های پایانی سال 88 مشکل جدی کمبود بودجه داشتیم و در این رابطه حتی مجبور به تعطیلی اردوی تیم ملی شدیم، امسال برای اولین بار چنین مشکلی نداشتیم. به هر حال برای کسب موفقیت در بازی‌های آسیایی و المپیک نباید مشکل بودجه وجود داشته باشد و این یک امر بدیهی است.

حرف پایانی؟

فرصت را غنیمت می‌شمارم و از رسانه‌ای که متعلق به سازمان صدا و سیماست می‌خواهم گله‌ام را مطرح کنم. به نظر من یک رابطه منطقی بین پوشش تصویری رقابت‌های تکواندو با سایر رشته‌ها و بویژه فوتبال وجود ندارد. در حالی که رشته‌هایی مثل تکواندو، ووشو و کاراته این همه افتخار برای کشورمان کسب کرده‌اند متاسفانه بسیار کم مورد توجه قرار می‌گیرند و به نظر می‌رسد ضروری است که سیاست‌های بخش ورزش رسانه ملی تعریفی دوباره شود. باید در نظر داشت که موفقیت‌های ورزش در ایجاد روحیه نشاط بین اقشار مختلف مردم و از همه مهم‌تر تقویت روحیه وحدت ملی نقش زیادی دارد و نباید از کنار این موفقیت‌ها بسادگی گذشت. من پرطرفدار بودن فوتبال در ایران را کاملا قبول دارم، اما چرا باید 5 کانال تلویزیونی جام جهانی فوتبال را پخش و آنالیز کنند و تکواندو ایران که به فاصله یک هفته پس از این رقابت‌ها در جام جهانی چین بر سکوی قهرمانی ایستاد، مورد بی‌مهری قرار گیرد. در شرایطی که در آن رقابت‌ها پرچم مقدس کشورمان به اهتزاز درآمد مردم از دیدن این صحنه‌ها محروم بودند. ممکن است برخی بگویند تکواندو جذابیت تصویری لازم را ندارد من در پاسخ به این عده می‌گویم 4 دوربین در سالن برگزاری مسابقات لیگ تکواندو نصب کنید تا بهترین جذابیت‌های تصویری به نمایش درآید. واقعا حیف است که افتخارآفرینی قهرمانان رشته‌هایی چون تکواندو زیرسایه رقابت‌های فوتبال قرار گیرد. ما برای رفع این مشکل ناچار شدیم پیش از المپیک پکن، تیزری از تمرینات طاقت‌فرسای هادی ساعی تهیه کرده و آن را در اختیار رسانه ملی قرار دهیم و از مسوولان مربوطه خواستیم که شب قبل از مسابقه هادی ساعی این تیزر پخش شود. چرا، چون می‌خواستیم افکار عمومی را نسبت به مشقت‌های این قهرمان در راه کسب افتخار آگاه کرده و دعای مردم را بدرقه راه ساعی کنیم. من یکی از بازخوردهای مثبت این برنامه را پس از المپیک دیدم که پیرزنی به من گفت در لحظه‌ای که هادی با حریفش در فینال المپیک مسابقه می‌داد روی تلویزیون قرآن گذاشته بودم تا او پیروز شود. شک ندارم اگر 100 نفر برای توفیق یک قهرمان صلوات بفرستند درصد توفیق او افزایش خواهد یافت. بر این اساس از مسوولان صدا و سیما از جمله آقایان پورمحمدی و بویژه مهندس ضرغامی استدعا دارم که گوشه چشمی هم به این رشته داشته باشند تا خستگی قهرمانان پرافتخار تکواندو از تن آنها خارج شده و با انگیزه‌ای دوچندان در این مسیر گام بردارند.

حجت‌اله اکبرآبادی - امید توفیقی / گروه ورزش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها