حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
شهیدی همچنین مدیریت موسسه لغتنامه دهخدا را بر عهده داشت و آثار مکتوب فراوانی از او به یادگار باقی مانده است که از آن میان شاید ترجمه نهج البلاغه و زندگینامه حضرت زهرا(س) و امام سجاد(ع) بیش از شرحهای متعددش بر متون کهن مورد اقبال قرار گرفته است.
این اندیشمند عزیز 3 سال پیش در 23 دی 1386 از میان انبوه کتابهای گشوده ماندهاش به سرایی دیگر سفر کرد. این مناسبت بهانهای شد تا با مهندس محسن شهیدی، فرزند و یادگار مرحوم دکتر شهیدی در نخستین نمایشگاه شخصیاش در موزه هنرهای معاصر امام علی(ع) دیداری داشته باشیم دیداری که حاصلش شاید ترسیم دورنمای زندگی سیدجعفر شهیدی در نگاه یکی از فرزندانش باشد.
آموزههای تربیتی پدر
او درباره فعالیتهای علمی پدرش میگوید: «از بسیاری جزئیات زندگی علمی پدرم بیاطلاع هستم و دانستههایم را مانند دیگر مخاطبان از راه مطالعه مطالبی که در این زمینه نوشته شده است به دست آوردهام. شاید مهمترین دلیل این موضوع، آموزههای تربیتی پدرم باشد. مرحوم پدر همیشه به تخصصگرایی تاکید داشتند و ما را برحذر میداشتند از این که درباره حوزههای غیرتخصصی خودمان اظهار نظر علنی داشته باشیم و دوست داشتند که هر کدام از ما تلاش کنیم در زمینه حرفهای خودمان مطالعه کنیم.»
تحصیل در نجف
محسن شهیدی تحصیل پدر در حوزه علمیه را مهمترین عامل شکلدهنده نظم علمی او میداند و در این باره میگوید: مرحوم پدرم در نجف سطوح عالی تحصیلات را پشت سر گذاشت. این به آن معناست که پس از بازگشت به ایران، اندیشه علمی و موشکاف ایشان کاملا شکل گرفته بود و تحصیل در نجف موجب شد پدرم روحیه یک پژوهشگر منظم و دقیق را پیدا کند و ابزار کنکاش علمیاش را در تمام مطالعات مورد استفاده قرار دهد.
این مساله و تسلط ایشان بر زبان عربی احتمالا مهمترین انگیزه مرحوم دهخدا برای همکاری با او در موسسه دهخدا بوده است همچنین الزام پدرم به یافتن حقیقت به معنای ناب آن نیز از روحیه روحانیت سرچشمه میگرفت چراکه دستیابی به حقیقت در علوم دینی جنبه الهی پیدا میکند و محقق خود را مکلف به رفتار صحیح میبیند. چنین روحیه حقیقتیابی در کار تدوین لغتنامه بسیار ضروری بوده است زیرا در این حوزه سر و کار دانشمندان با گنجینه ادب و فرهنگ کشوری مانند ایران است و این حساسیت کار را دوچندان میکند.
شهیدی، از کتابهای همیشه گشوده پدرش به عنوان تصویری شیرین و آموزنده یاد میکند و میگوید: بزرگترین درسی که از شیوه پژوهش پدرم در منزل گرفتم، روش مطالعه عرضی بود. به یاد دارم که کتابها و دستنوشتههای ایشان علاوه بر این که تمام میز کارشان را میپوشاند، اغلب روی میز ناهار خوری سرریز میکرد. ما هنگام غذا خوردن هرگز اجازه نداشتیم کتابهایشان را از صفحهای که باز شده بود ببندیم.
بعدها فهمیدم که مطالعه و بررسی همزمان منابع مختلف به پدر این اجازه را میداد که موضوع مورد پژوهش خود را از همه جنبهها بررسی کنند. بعدها فهمیدم مطالعه حواشی مساله در تمام شاخههای علم، باعث پویایی آن میشود و به فرآیند تولید دانش کمک میکند.
صداقت و امانتداری
پذیرفتن مسوولیت لغتنامه دهخدا به عنوان مهمترین مرجع و دایرةالمعارف ادب ایران نکتهای است که مورد اشاره بسیاری از کارشناسان و دوستان جعفر شهیدی قرار میگیرد اما فرزند او نگاه متفاوتی دارد و میگوید: او این مهم را از رهگذر امانتداری حرفهای به دست آورد و بارزترین جنبه اخلاق حرفهای در مرحوم دکتر شهیدی صداقت علمی ایشان بود. پدرم خود را ملزم میدانست در امانتی که به عنوان میراث علمی به او سپرده شده بود خیانت نکند. انتظاری که جامعه از محققین دارد رسیدن به خط مشیها و دستورالعملهای مشخص و دقیق است. بنابراین پژوهشگر باید از انتقال یافتههای گنگ و تردیدآمیز بپرهیزد.
نکته: از اقدامات فرهنگی شهیدی در خارج از مرزهای ایران میتوان به تلاشهای او برای ترویج زبان فارسی در هند، پاکستان، چین و حتی برخی کشورهای اروپایی اشاره کرد که نشاندهنده توجه او به ادبیات، تاریخ و فرهنگ کشور است
مواردی مثل سرقت ادبی، نقل بدون ماخذ، تصرف در حاصل دسترنج هنرمندان و پژوهشگران که امروز شاهد آن هستیم از عدم صداقت و امانتداری نشات میگیرد و در جامعه علمی و فرهنگی اثر سو و بازدارنده دارد که همواره این نکات اخلاقی مورد تاکید پدر بود.
او از میان همفکران و آشنایان پدرش به علامه دهخدا و شهید مطهری اشاره میکند و میگوید: علامه دهخدا به زبان فرانسه مسلط بود و همین موضوع روی بسیاری از اطرافیانش تاثیر گذاشته است. استنباط شخصی بنده این است که تلاش پدرم در سنین 40 تا 50 سالگی برای فراگیری زبان انگلیسی تحت تاثیر علامه دهخدا بود. زیرا برای پدرم به عنوان کسی که میخواست بعد از مرحوم دهخدا مسوولیتی را در موسسه او به عهده بگیرد لازم بود که به زبانی از دنیای غرب نیز مسلط شود. او بدون داشتن استاد و با پشتکار شخصی توانست زبان انگلیسی را فرا گیرد.
آشنایی و همفکری با شهید مطهری
اما درباره شهید مطهری هم معتقد است: از دیگر دوستان و همفکران نزدیک پدرم مرحوم آیتالله مطهری بود. بده بستانهای فکری و علمی آنها در آثار هر دو قابل مشاهده است. پدرم در حوزه تاریخ و مرحوم مطهری از دیدگاه یک روحانی به مسائل جامعه نگاه میکردند. یکی از مهمترین محورهای روشنگری آنها تلاش برای خرافهزدایی از دین اسلام بود. پدرم از بدو فعالیت علمی و پس از بازگشت از نجف در مجله فروغ علم بر علیه خرافات مقالاتی نوشت. شهید مطهری نیز در کسوت روحانیت برای همین منظور مبارزه میکرد.
اقدامات فرهنگی شهیدی در خارج از مرزهای ایران هم مورد اشاره فرزندش قرار میگیرد و میگوید: تلاش برای ترویج زبان فارسی در هند، پاکستان و چین و حتی برخی کشورهای اروپایی نشاندهنده توجه او به ادبیات، تاریخ و فرهنگ کشور است.
از فرزند مرحوم دکتر شهیدی درباره میزان توجه ایشان به ادبیان مدرن ایران پرسیدم. او در این باره توضیح داد: پدرم حوزه تخصص خود را ادبیات کلاسیک میدانست. به همین دلیل کمتر در حوزه شعر و ادبیات معاصر، اظهار نظری میکرد.
البته این به آن معنا نیست ایشان میراث ادبی معاصر را نادیده میگرفته است؛ اصلا یکی از ایراداتی که او به موسسه لغتنامه دهخدا وارد میدانست استفاده از منابع کلاسیک بود. مرحوم شهیدی معتقد بود این که ارجاعات ادبی پژوهشگران تا دوره زندیه است نمیتواند نتیجه کاملی به موسسه بدهد. زیرا به هرحال ادبیات و فرهنگ ایران در قرون اخیر در برخورد با فرهنگ غرب دچار تغییر و تحولاتی شده است که نباید آنها را نادیده گرفت.
فرزند مرحوم سیدجعفر شهیدی در پایان از فضای دانشگاهی ایران در سالهایی که شهیدی تدریس میکرد به عنوان دورهای علمی و کمنظیر یاد کرد: از مهمترین خصوصیات استادان و دانشجویان همدوره پدرم جامعالاطراف بودن آنها بود.
23 دی ماه امسال سالگرد وفات مرحوم دکتر سیدجعفر شهیدی را در حالی پشت سر میگذاریم که او در سال 1374 کتابخانه و منزل شخصیاش را برای استفاده عموم به شهرداری تهران منطقه نارمک واگذار کرد و امروز این کتابخانه که موزه او را هم در بر میگیرد یادگار اصلی جعفر شهیدی است و همه روزه میزبان علاقهمندان اندیشه و ادب و فرهنگ ایرانی است.
الناز اسکندری / جامجم
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....