پرونده یک متهم به قتل از زبان نماینده دادستان، شاهد و خودش

2 قتل در پرونده یک متهم

2 فقره قتل و سابقه سرقت و مواد مخدرمحتوای پرونده سیامک است.پرونده او در حال حاضر در دادگاه کیفری استان تهران در حال رسیدگی است. این مرد 2 فرزند دارد که می‌گوید تنها نگرانی‌اش در زندگی آن 2 فرزند هستند.نماینده دادستان تهران، سیدرضایی که در این پرونده حاضر شده است، می‌گوید: این مرد 2 نفر را به قتل رسانده و اگر پلیس به او ظنین نمی‌شد و بازداشتش نمی‌کرد او همچنان راز قتل‌ها را نگه می‌داشت.
کد خبر: ۳۷۸۰۵۸

وی در مورد نحوه دستگیری سیامک می‌گوید:ماموران بزرگراه کرج به این مرد مشکوک شده و دستور ایست صادر کردند اما این مرد مقاومت و فرار کرد. پلیس بعد از چندین ساعت تعقیب و گریز در نهایت وی را متوقف کرده و بعد از بررسی ماشین متوجه سرقتی بودن آن شدند و سیامک بازداشت شد. این مرد در بازجویی‌ها بعد از چندین ماه به قتل 2 نفر اعتراف کرد. برای هر دو فقره قتل پرونده داشت و گفته‌های این مرد دقیقا همان چیزی بود که در پرونده منعکس شده بود.این مرد گفته بود که در اولین پرونده مردی به نام سعید را به قتل رسانده و جسدش را سوازنده بود.

این مرد توضیح داده است که ابتدا سعید را به قتل رسانده و دلیل این آدمکشی، ظنی بود که نسبت به این فرد داشته است. سیامک فکر می‌کرد سعید نسبت به همسرش نظر سو داشته و به همین دلیل هم او را کشته است. او با همکاری یکی از دوستانش جسد را به جایی خلوت در کردان منتقل و رها کرده است. لباس‌های خون‌آلود نیز در آن زمان نزدیک جسد پیدا شد که بعد از بررسی‌ها مشخص شد لباس‌ها متعلق به فرزند و همسر متهم است.

وی می‌گوید: در دومین مورد نیز این مرد، فردی به نام احمد را به قتل رسانده و جسدش را جایی دفن کرده بود. او ماشین مقتول را برداشته بود و برای آن‌که پلیس به او مشکوک نشود، مدارک جعلی نیز برای آن درست کرده بود.

سیدرضایی می‌گوید: اگر سیامک کاری نکرده بود و مشکلی نداشت هرگز فرار نمی‌کرد، اگر او فقط ماشین‌ها را به سرقت برده بود، جرمش چند سال زندان بود و لزومی نداشت که بخواهد جرمی به جرایم دیگرش یعنی فرار از دست پلیس را هم به آن بیفزاید.

بنابراین از نظر دادسرا او مجرم است، چرا که 2 نفر را با توجه به مدارکی که ما به دست آوردیم به قتل رسانده و صحنه قتل را نیز بازسازی کرده است.

همچنین اولیای دم شناسایی شدند و متهم از نظر دادسرا مجرم است و من به عنوان نماینده دادستان تهران خواستار مجازات او هستم.

ادعای جدید

به گفته‌ نماینده دادستان تهران مدارک علیه این مرد کافی است.اما سیامک می‌گوید این‌طور نیست و او به خاطر طولانی شدن دوران بازداشتش اعتراف به قتل کرده است.

قتل‌ها را تو مرتکب شدی و مدارک علیه تو بسیار است. در این‌باره چه می‌گویی؟

من مرتکب این قتل‌ها نشدم، شرایطم طوری بود که اگر بازهم بازجویی می‌شدم به قتل‌های بیشتری اعتراف می‌کردم. من مدت زمان زیادی بود که در بازداشت بودم و دیگرخسته شده بودم.

اگر تو این قتل‌ها را مرتکب نشده بودی پس چرا اعتراف کردی و چطور جزئیات آن را می‌دانستی؟

آنها در خانه من به قتل رسیدند اما به دست کس دیگری. من می‌دانستم آنها چطور کشته شده‌اند.

چطور با سعید آشنا شدی؟

او را نمی‌شناختم یکی از دوستانم به نام حمید او را به خانه آورد. روز عید بود و من داشتم ماشینم را تعمیر می‌کردم، دوستم گفت می‌خواهد با او صحبت کند و من هم آنها را به خانه بردم و بعد خودم بیرون آمدم. چند ساعت بعد که دوباره به خانه رفتم، دیدم که دوستم سعید را به قتل رسانده است. سعید با گلوله کشته شده بود. دوستم گفت که اگر او را به پلیس معرفی کنم مرا هم درگیر خواهد کرد.

چرا دوستت او را به قتل رساند؟

آنها معامله‌ای با هم کرده بودند و دوستم پولش را می‌خواست. من دقیقا در جریان نبودم که چه اتفاقی افتاد وقتی سرش را در آغوش گرفتم او جان داد.

چرا لباس‌هایی از همسر و دخترت کنار جسد بود؟

آنها را خودم برده بودم برای این‌که خون جسد را پاک کنم. لباس‌های آنها را برداشتم و بعد هم به عمد آن لباس‌ها را کنار جسد رها کردم.

در مورد قتل احمد چه؟

او را هم من نکشتم، شوهر خواهرم او را کشت. او به شوهرخواهرم بدهکار بود البته من از شوهرخواهرم مواد گرفته بودم و به احمد داده بودم، احمد هم پول نمی‌داد و همین باعث اختلاف بین ما شد.

چرا دوستت را اول معرفی نکردی؟

چون از او می‌ترسیدم وقتی بازداشت شد دیگر فهمیدم می‌توانم واقعیت را بگویم.

دوستت می‌داند تو علیه او اعتراف کردی؟

او در زندان به قتل رسیده است و حالا زنده نیست اما من، وقتی زنده بود در مورد این‌که قتل سعید را مرتکب شده بود به ماموران توضیح دادم.

چرا احمد در خانه تو کشته شد؟

روز حادثه من و احمد به خانه رفتیم و شوهر خواهرم هم آمد. او به من گفت که پولش را می‌خواهد قرار بود احمد ماشینش را بفروشد و پولش را به شوهرخواهرم بدهد اما نتوانست این کار را بکند و بعد هم آنها درگیر شدند، البته در آن زمان فکر نمی‌کردم همدیگر را بکشند، رفتم که شام بخرم ووقتی برگشتم، دیدم که احمد کشته شده است. شوهر خواهرم چون قبلا آدم کشته بود به من گفت که نمی‌تواند خودش را به پلیس معرفی کند و از من هم خواست که به ماموران چیزی نگویم او گفت که اگر بازداشت شود به خاطر این‌که قتل دیگری هم انجام داده، حتما قصاص خواهد شد و حتی اگر بتواند رضایت بگیرد به حبسی طولانی مدت محکوم خواهد شد.

ماشین هر دو مقتول در دست تو بوده است در این‌باره چه می‌گویی؟

ماشین‌ها را به من دادند، آنها را سرقت نکردم. من قتل‌ها را مرتکب نشدم و اعترافاتم دروغین بوده است.

خانواده‌ات در این باره چه می‌گویند؟

آنها حرفم را قبول دارند و تنها کسانی هستند که باور دارند من کاری نکردم. مادرم یک روز به ملاقاتم آمد و گفت که می‌خواهد با من صحبت کند و از من خواست که واقعیت را به او بگویم. من هرگز نمی‌توانم به مادرم دروغ بگویم. به او گفتم که این کار را نکردم و مادرم هم حرفم را قبول کرد و قول داد که کمکم کند. او تنها کسی است که یاری‌ام می‌کند. البته همسر و فرزندانم هم در کنارم هستند اما مادرم هرگز مرا تنها نگذاشته است.

متهم دروغ می‌گوید

درحالی که سیامک مدعی است شوهرخواهرش مرتکب قتل شده این مرد منکر است و می‌گوید هرگز مرتکب قتل نشده است و برادر همسرش دروغ می‌گوید. او می‌گوید: چند ماهی بود که از زندان آزاد شده بودم و دنبال زندگی خودم بودم، وامی از سازمان زندان‌ها گرفته بودم که بتوانم برای خودم شغلی دست و‌پا کنم. یک میلیون تومان از آن پول را به سیامک داده بودم و از او طلب داشتم.

وی ادامه می‌دهد: مدتی که از این ماجرا گذشت و سیامک پولم را نداد، چاره‌ای نداشتم جز این‌که هرطور شده پول را از او بگیرم. وقتی سراغش رفتم، ماشینی را به من نشان داد و گفت که این ماشین را جای طلبش برداشته است و وقتی آن را فروخت، پولم را می‌دهد. فردای آن روز با من تماس گرفت و گفت که می‌خواهد با من حرف بزند وقتی به خانه‌اش رفتم دیدم مردی دراز کشیده است. غریبه بود او را نمی‌شناختم. نزدیک که شدم دیدم ضربه‌ای به سرش خورده و مغزش بیرون ریخته است. من به سیامک اعتراض کردم و گفتم تو نباید مرا به اینجا می‌آوردی من می‌خواهم زندگی خوبی داشته باشم من می‌دانم قصاص یعنی چه، چرا می‌خواهی درگیرم کنی و البته خودم هم چیزی به پلیس نگفتم.

او در مورد قتل اول می‌گوید: من ندیدم که این قتل را سیامک انجام داده باشد. اما درهمان تاریخی که می‌گوید، سراغم آمد و گفت که می‌خواهد چیزی را حمل کند، گفتم چیست، گفت یک جسد. من هم از ترس به دیدارش نرفتم.

من هیچ خطایی نکردم او از ترس مرگ، مرا متهم می‌کند. سیامک دروغ می‌گوید.

داوود ابوالحسنی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها