در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با این حال، ساختههای او به گونهای هستند که محصولات ملی به شمار نمیآیند و حکم کارهای بینالمللی را دارند. تازهترین ساخته او «سالی دیگر» هم فیلمی در حال و هوای ساختههای قبلی این هنرمند است.
فیلم که تحسین منتقدان بینالمللی را برانگیخته و به احتمال زیاد یکی از رقبای اصلی رشتههای اصلی مراسم اسکار خواهد شد، قصه یک زوج خوشبخت میانسال شهری را تعریف میکند که خیلی زود مشخص میشود با دردسرها و مشکلات فردی و اجتماعی زیادی روبهرو هستند.
مایک لی که در شروع کار فیلمسازی خود در اوایل دهه 70 میلادی چندین مجموعه تلویزیونی را کارگردانی کرد، در سال 1988 با درام اجتماعی «امیدهای والا» به تماشاگران سینما معرفی شد و خیلی زود جایگاه ویژه خود را در دل سینمای اجتماعی انگلستان پیدا کرد.
این فیلمساز گزیدهکار پس از آن با فیلمهای زندگی شیرین است، رازها و دروغها، همه چیز یا هیچ چیز و ورادرک نشان داد که موقعیت ویژهای که در بین منتقدان و تماشاگران سختگیر سینما کسب کرده، یک امر اتفاقی نیست. لی در یکی از تازهترین گفتوگوهای خود به بحث درباره جنبههای مختلف فیلمسازی و درام سالی دیگر میپردازد.
قبل از این که برای گفتوگو با شما بیایم، سالی هاوکینز بازیگر فیلمتان را دیدم. او به من گفت وقتی برای مصاحبه با مایک میروی نترس!
خب، شما هیچ دلیلی برای ترسیدن یا نگرانی ندارید. میتوانید خیلی راحت هر سوالی که دارید مطرح کنید.
ما قرار بود هفته قبل این مصاحبه را انجام دهیم، ولی شما درگیر ضبط نوار صوتی اظهارات خود برای دیویدی سالی دیگر بودید.
بله، مجبور بودم آن نوار صدا را سریعا ضبط کنم، ولی حالا میتوانیم به راحتی با هم گفتوگو کنیم.
آیا از ضبط نوار صوتی اظهارات خود برای نسخه دیویدی فیلم لذت بردید؟ میدانم که خیلی از فیلمسازان علاقهای برای انجام این جور کارها ندارند.
خب، برای من فرق خیلی زیادی نمیکند. بگذارید واقعیتش را برایتان بگویم. این مساله بستگی به این نکته دارد که آیا اصلا حرفی برای گفتن دارم یا خیر، حرفی که ارزش بیان کردن داشته باشد، اما از ضبط این برنامه لذت بردم، خیلی خوب بود. اگر تماشاگران فیلم علاقهای به شنیدن حرفهایم داشته باشند، این بخش دیویدی میتواند برایشان جالب باشد.
من سخت مشغول کار هستم و فرصت زیادی برای فکر کردن درباره جوایز سینمایی ندارم. چیزی هم درباره فیلمها و آدمهایی که نامزد دریافت اسکار و گلدنگلوب میشوند نمیگویم. ما فیلم میسازیم و در درون این نمایش باشکوه شرکت داریم
بعضی وقتها بعضی آدمها را میبینیم که هیچ حرفی برای گفتن ندارند، پس بهتر است که هیچ چیزی نگویند، این حرف شامل خود من هم میشود.
آیا سخت است که در گوشهای بنشینید و یکی از فیلمهای جدیدتان را تجزیه و تحلیل کنید و شاید هم آن را با کارهای قدیمیتر خود مقایسه کنید؟
شاید اگر در زمان دیگری این سوال را از من میکردید، میگفتم خیر، خیر من فقط برای یک فیلم تازه چنین کاری میکنم. اما مدتی قبل، برای 4 تا از فیلمهای قدیمیام که در تلویزیون ساخته بودم، صحبت و آنها را تجزیه و تحلیل کردم. این فیلمها قرار است در یک بسته ترکیبی وارد بازار دیویدی شوند. وقتی این کار را انجام دادم، دیدم کار جالب توجهی است و چندان سخت هم نبود. پس دلیلی وجود ندارد که نخواهم این کار را انجام دهم.
چرا میگویند کار آسانی بود؟
خب میدانید، من دوباره با کارهای قدیمی و همکاران قدیمیام ملاقات تازهای داشتم و دوباره به آنها و کارهایی که کرده بودم فکر کردم. فکر کردن در این باره که قبلا چه کاری کردهای و یادآوری مشکلات و تجربیات قدیمی که داشتهای، شما را به خاطرات تلخ و شیرین گذشته برمیگرداند. وقتی چنین کاری را انجام میدهی، فرصت آن را پیدا میکنی که به کارهای اولیهات برگردی و آنها را در شرایطی دوباره تماشا کنی که صاحب تجربیات بیشتری شدهای، خب، چنین چیزی هیجانانگیز نیست؟
خب، وقتی این فیلمهای قدیمیتر را تماشا میکنید، هیچ وقت به این نکته فکر میکنید که شاید دلتان میخواست آنها را طور دیگری میساختید و به اصطلاح گزینه دیگری هم داشتید؟
نه خیلی زیاد. به صورت طبیعی چنین فکری نمیکنم. اما همیشه چیزهای خاص و ویژهای هست که فکر شما را به خودش مشغول میکند و به خودتان میگویید این یا آن دیالوگ میتوانست بهتر از این باشد و یا این که فلان صحنه را میشد بهتر از این کار کرد. اما در کل، هیچ وقت به این موضوع فکر نکرده و اعتقاد نداشتهام که پیش خودم بگویم فیلمی را میخواهم به صورت دیگری بسازم. علتش هم این است که شما هر فیلمی را بنا بر اقتضا و ضروریات زمان ساخت آن کارگردانی کردهاید و آن نوع ساخت، مربوط به همان دوره و زمان است. اگر قرار باشد این وضعیت را از حالت طبیعی آن تغییر دهیم، اوضاع نابسامانی پدید میآید.
«سالی دیگر» روی روابط یک خانواده معمولی متمرکز میشود. اگر شما همان مایکلی معروف و سرشناس نبودید، آیا هیچ وقت این فیلم را میساختید؟
صادقانه بگویم، اگر برخی شرایط خاص وجود نداشتند شاید خیلی از فیلمهای من امکان ساخت و تولید پیدا نمیکردند. بنابراین، فکر میکنم پاسخ ساده به پرسش شما ـ که اتفاقا پرسش خوبی هم هست ـ یک نه باید باشد. فکر نمیکنم بنا به صورتی که گفتید این فیلم ـ و همچنین تعداد دیگری از فیلمهایم ـ را نمیساختم. شما طرحها و فیلمنامههای خیلی زیادی دارید که میخواهید بسازید، ولی همیشه اتفاقاتی رخ میدهد که مانع از انجام این کار میشود.
شما در این فیلم به موضوع اعتیاد به یک مخدر هم اشاره میکنید. آیا اعتیاد را میتوان مضمون اصلی یا مهم فیلمتان قلمداد کرد؟
قبل از آن که فیلم بخواهد به موضوع اعتیاد بپردازد، به بهانه آن بحث درد و رنج را مطرح میکند. به همین دلیل است که میگویم مطرح کردن موضوع الکل مطرح کردن اعتیاد به آن نیست، بلکه از طریق آن به بررسی درد و رنجی پرداخته میشود که استفاده از آن، آن را ضروری میکند. این درد و رنج آدمها را وادار میکند که دوباره به سراغ آن بروند. مشکل دو تا از کاراکترهای اصلی قصه فیلم، همین مساله است.
با سالی دیگر و فیلم قبلیتان «بیغم» نشان دادید که میخواهید به طرح و بحث و موضوع خوشحالی و خوشبختی آدمهای عادی بپردازید. آیا این همان چیزی است که از زاویه دید یک فیلمساز شما را جذب و علاقهمند به خودش میکند؟
پاسخ به این سوال کمی مشکل است، زیرا دو فیلمی که اسم بردید فقط درباره خوشبختی و خوشحالی آدمها نیستند. خوشبختی معادلهای است که در ارتباط با خیلی چیزها معنی و مفهوم پیدا میکند. با خلق یک فضای خاص در هر فیلمی که میسازم، به دنبال مطرح کردن مسائل و مشکلاتی هستم که مردم عادی با آن دست به گریبان هستند. میخواهم به عمق مسالهای که مطرح میکنم برسم، تا بتوانم تحلیل درستتری ارائه کنم. در قصه دو فیلم اخیرم شما با یکسری پیچیدگیهای متنوع سر و کار دارید و آدمهایی را میبینید که بعضیهایشان شاد و برخی دیگر غمگین هستند. آنها نیازها و احتیاجات متفاوتی دارند و من تلاش میکنم درباره این احتیاجات صحبت کنم. برای همین، شما نمیتوانید بگویید در آنها خواستهام به شکلی اختصاصی چیزی مثل خوشبختی یا خوشحالی را به تصویر بکشم، زیرا این کلمات به تنهایی و به خودی خود معنی خاصی ندارند.
سالی دیگر هم مثل چند فیلم آخرتان در یک فضای بازتر و وسیعتر فیلمبرداری شده است. چه عاملی باعث شد که در این مقطع از کارنامه کاریتان به سراغ چنین شیوهای بروید؟
از نظر تکنیکی فکر میکنم این شیوه ساخت برای قصه فیلمنامههایی که داشتم بهتر و مناسبتر بوده است. انرژی و محتوای درونی قصه ـ و حتی رنگهایی که در فیلم مورد نیاز بود ـ ایجاب میکرد که به این شیوه کار شود. از این نوع کار خیلی راضی هستم و فکر میکنم در آینده هم بیشتر از آن استفاده خواهم کرد.
آیا آن را به صورت مداوم ادامه خواهید داد یا این که برای هر فیلم دیگری که میسازید تصمیم مشخص و مجزا خواهید گرفت؟
خب، طبیعی است که فیلم به فیلم تصمیمگیری در این رابطه تغییر کند. حال و هوای درونی هر فیلمی تعیین میکند که چگونه باید ساخته شود. تحت هر شرایط مشخصی، یک فیلم سینمایی جلوی دوربین میرود و من هم مثل هرفیلمساز دیگری، باید تابع این شرایط باشم.
سالی دیگر هم از سوی منتقدان سینمایی تحسین و به عنوان فیلمی معرفی شده که مستحق دریافت جوایز اسکار است، چقدر به جایزه اهمیت میدهید؟
صادقانه بگویم، من سخت مشغول کار هستم و فرصت زیادی برای فکر کردن درباره جوایز سینمایی ندارم. چیزی هم درباره فیلمها و آدمهایی که نامزد دریافت اسکار و گلدنگلوب میشوند نمیگویم. وقتی جایزهای میگیری، مطبوعات توجه ویژهای به تو نشان میدهند و این چیز خیلی خوبی است. میدانید، ما فیلم میسازیم و در درون این نمایش باشکوه شرکت داریم. هیچیک از ما جزو آن راهبهای روانکاوی نیستیم که در بلندای یک کوه زندگی میکنند. در ضمن، فراموش نکنید که آدمهای زیادی درگیر تولید یک فیلم سینمایی هستند. پس همه توقع دارند که نامزد دریافت جایزه شوند و دریافت آن برای همه خوب است. ولی وقتی شما یکی از این مجسمهها را نگرفتی، معنیاش این است که تو یکی از آنها را نگرفتهای! در پایان روز وقتی همه این مراسمها تمام شد، ما دوباره به کار فیلمسازی مشغول میشویم. اصل قضیه این است که ما برای تماشاگرانمان فیلم میسازیم تا تجربههای جدیدی کسب کنند. کل مساله همین است و بس.
دیدهام که وقتی خبرنگاران درباره گذشتهها از شما سوال میکنند، ناراحت میشوید. صحبت کردن درباره مسائل و فیلمهای قدیمی چیزی است که از آن اجتناب میورزید و دوستش ندارید؟
واقعیت امر این است که آدم خیلی خوب و راحتی هستم و دوست دارم که با روزنامهنگاران درباره هر چیز و موضوعی صحبت کنم، اما بعضی وقتها آنها درباره چیزهایی بسیار کماهمیت و احمقانه صحبت میکنند یا حالتی پرخاشگر دارند. در چنین اوضاع و احوالی چه باید کرد؟ البته من به دیدگاه دیگران احترام میگذارم، ولی مصاحبه کردن فوتو فنی دارد که طرف مقابل باید آن را رعایت کند.
منبع: رویترز
مترجم: کیکاووس زیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: