وقتی میدانی که جهان فانی است و همه چیز رفتنی، وقتی میفهمی که آن هنگام که باید رفت، به واقع از دست کسی کاری ساخته نیست، اما در میان همه این دانستهها، در غم فقدان عزیزی هم داغداری، دلت یکپارچه آتش میشود و عقلت تسلادهندهای که گاه در هجوم حوادث کم میآورد.
اما چه بخواهی و چه نخواهی، چه دوست داشته باشی و چه نداشته باشی، چه بپذیری و چه سماجت کنی در نپذیرفتن، آنچه باید بشود میشود و اگر قرار نباشد که بشود، هر چه کنی، نمیشود.
از ابتدای امسال (مانند همیشه عمر من و شما) تنی چند از همکاران روزنامه یا عزیزان آنها از میان ما به جهان باقی سفر کردهاند و دلهایمان در غمشان داغدار شده است.
سخت است برای من و شما و همه سخت است که یک روز به محل کارت بروی و ببینی آن که تا دیروز با تو سخن میگفت، درددل میکرد و میخندید و دست بر شانهات میگذاشت و گاه سر بر شانهات مینشاند، نیامده است. انتظارش را بکشی و بمانی تا بیاید، دلت شور بزند و... که یک خبر از پشت تلفن چون آواری سنگین بر سرت خراب شود و ساعتی بعد، تنها یک قاب عکسی با نواری سیاه بر میزش بنشیند، عکسی که دیگر با تو نمیگوید و با تو نمیخندد و از تو دلگیر نمیشود و فردایش نمیآید که از دلت در آورد!
میخواهی باور نکنی اما واقعیات زندگی قدرتشان را به رخت میکشند و باید بپذیری آنچه را که رخ داده است.
هفته پیش هم خبری سخت را شنیدیم. همکاری در غم از دست دادن همسرش سوگوار شد، زندگیای دگرگون گشت، فرزندانی مادرشان را از دست دادند و همه اینها بدون هیچ پیش خبری، بدون هیچ انتظاری برای چنین اتفاقی هولناک، اما شد آنچه باید میشد.
وقتی چنین اتفاقی رخ میدهد، در ساعات و روزهای نخست، بهت و ناباوری بر خانواده سایه میافکند، اما بتدریج باید واقعیت را پذیرفت، باید دانست که با هیچ حادثهای هر چند سخت و سنگین، حرکت جهان متوقف نمیشود، زندگی راه خودش را میرود و ما هم نمیتوانیم از آنجا بمانیم.
همه ما حوادثی چونان زلزله سهمگین بم را به خاطر داریم. هنوز هم یادآوریش تلخ است، اما در بم هم زندگی ادامه یافت. حالا سالهاست که نوزادانی به دنیا میآیند، بچهها بزرگ میشوند و به مدرسه میروند، گروهی فارغالتحصیل شدهاند، جمعی ازدواج کردهاند و... .
شاید در این حوادث تلخ باید یکی باشد که ما را به خودمان بیاورد تا یادمان نرود که باید زندگی کرد و باید این راه را پیمود. پس چه بهتر با درکی صحیح از قوانین حاکم بر جهان هستی به پیش رویم. چه بهتر که محکم گام برداریم. چه بهتر که خودمان تصمیم بگیریم ادامه راه را چگونه بپیماییم و چه بهتر که یادمان باشد زندگی پر است از بالا و پایینهایی؛ ما فقط در بخشی از آنها دخالت داریم.
مهم این است که یادمان نرود که باید حقایق را بپذیریم و تا «شقایق هست زندگی باید کرد».
علی مهربان