به نظر شما آیا هر برنامه مجری خاصی را میطلبد یا خیر. مجری میتواند در همه حوزهها اجرا داشته باشد؟
من معتقدم در وهله اول رادیو، صداست؛ چراکه مخاطب در برخورد اول برنامهای را که از رادیو میشنود با صدای آن جذب میشود. بعد از آن بعد آموزشی مطرح است. اگر فرد جدیدی که به تازگی پا به این عرصه گذاشته اطلاع از اجرای حرفهای نداشته باشد نهتنها خودش در ابتدا دچار مشکل میشود بلکه تا زمانی که به قول ما رادیوییها با میکروفن آشتی کند و آشنا شود یک مقداری مخاطب را اذیت میکند.
و مسلما اداره شرایط داخل استودیو به دست مجریان باتجربه رادیویی بهتر صورت میپذیرد تا فردی که به موضوع اشراف دارد و با شرایط برنامهسازی رادیویی بیگانه است و اجرا درواقع اداره کردن برنامه است و منجر به مدیریت میشود. برای مثال باید بداند در چه زمانی کار را شروع کند، چه موقع بحث کارشناسی را جمع کند و ... این مسائل به مدیریت مجری در اجرا برمیگردد جدا از این که در یکسری از برنامهها افرادی به عنوان کارشناس در کنار مجری اطلاعرسانی میکنند.
در کنار کارشناس، اغلب برنامههای تخصصی به سمتی میروند تا از مجریان مولف بهره گیرند. شما در برنامههایتان محتوای بحث را از مطالعات خارج از استودیو دریافت میکنید؟
100 درصد. برای مجری مولف شدن بسیار تلاش میکنم باید صدا و سیما چه در رادیو و چه تلویزیون به این سمت سوق داده شوند. دوست دارم در اجرایم وارد بحث شوم نه این که در کنار بایستم و تماشا کنم. تا جایی که توانستهام در برنامه «هفت اقلیم» (ویژه سینما) این کار را انجام دادهام به جهت این که زندگی من با سینما سپری شده و تا حدودی اشراف به سینما دارم.
تاکنون سعی کردم فقط مجری نباشم و کنار کارشناس گفتوگو انجام دهم. برای مثال اگر در برنامه راجع به نمایش خاصی صحبت شود و فردی در حوزه تئاتر میهمان برنامه باشد قبلا آن تئاتر را میبینم و با توجه به این که بازیگری تئاتر هم انجام دادم میتوانم به راحتی راجع به نمایش نظر دهم و مانند کارشناس وارد بحث شوم. مجری نباید مجری صرف باشد و با توجه به تحصیلاتی که در حوزه فعالیتش دارد باید صاحب نظر و کارشناس باشد و جدا از آن نیز در موارد و مباحث غیر رشته تحصیلیاش اشراف داشته باشد. مجری باید از جریانات و اتفاقات مملکت خود آگاه باشد.
در یکسری از برنامههای گفتوگومحور مجری کارشناس وجود دارد. شخصا با این قضیه مخالفم چراکه فکر میکنم مجری باید به مرحله تقریبا 50درصد کارشناسی رسیده باشد و بتواند طراحی سوال کند. کارشناس مجری طبیعتا مجری رادیویی نیست و از الفبای مجریگری مطلع نیست و نمیتواند مجری باشد به این دلیل که با اجرا بیگانه است و بهتر است در حیطه کارشناسی باقی بماند و اجازه بدهد مجری یکی از محورهای بحث بوده و فقط مجری صرف نباشد.
در غیر این صورت فکر میکنم بله و خیر گفتن مجری و تایید صحبتهای کارشناس و مهمانها چندان به مذاق مخاطب خوش نیاید.
میهمان برنامه اگر فردی است که در اجتماع سمتی داشته و میخواهیم راجع به موضوع خاص با او به گفتوگو بپردازیم باید نوع بیان، ارتباط و نوع سوالات مطرح مجری به گونهای باشد که آن فرد در زمان تجزیه و تحلیل به این نتیجه نرسد که مجری سواد نداشته و سوالات خوبی را مطرح نکرده و یا برعکس! این دو اتفاق برای رسانه بسیار مهم است. مجری ویترین یک برنامه و در نهایت زحمات یک مجموعه اعم از نویسنده و تهیهکننده و ... است و خروجی برنامه بستگی به مجری دارد. مجری خوب ارتباط برقرار نکند زحمات مجموعه به هدر میرود و نکته دیگر که قابل توجه است این که وقتی در حیطهای اشراف نداریم وارد بحث نشویم خیلی بهتر است بگویند مجری ساکت بود تا این که چقدر بیسواد و پرت از موضوع بود. وارد بحث شدن به آسانی نیست. معتقدم انسان از پیچیدگی به سادگی میرسد برای مثال کسی که در تئاتر کار نویی انجام میدهد از همان ابتدا کار نو نکرده، بلکه سالهای سال زحمت کشیده، پیچ و خم تئاتر را سپری کرده و بعد از آن به کار تجربی و سادگی آن رسیده، سادگی به همین سادگی به دست نمیآید. اگر من مجری بخواهم مجری مسلط باشم، اشراف داشته باشم و وارد بحث شوم باید زحمت بکشم و به قول ما رادیوییها خاک استودیو بخورم!
گاهی در برنامههای گفتوگومحور مثل «هفت اقلیم» از یک بحث خاص به جزئیات میرسید آیا این مساله هدف خاصی را دنبال میکند؟
گاهی ناچاریم به مسائل کلیتر بپردازیم. از طرفی سعی میکنم موضوع بحث به طور کلی با آنچه که برای گفتوگو در نظر گرفته شده خیلی بیربط نباشد. موضوعات کلی وقتی در برنامه مطرح میشوند گاه به یک بحث خاص در حوزه سینما یا ادبیات اشاره دارد و باعث میشود مدیران نیز هرچند دورادور خود را در جریان بحث قرار دهند.
در برنامههای چالشی مثل مباحث فرهنگی، هنری که در جامعه با تضادهای گوناگونی روبهروست صحبتهایی پیش میآید که گاه باعث دلخوری مهمانان میشود، اما چنین مسالهای در برنامههای شما حتی اگر موضوع را به چالش بکشانید کمتر دیده میشود. دلیل چیست؟
گاهی این چالش ایجاد میشود و فکر میکنم فقط نیاز نیست که از یک شخص یا یک حرکت فرهنگی در حوزه سینما یا ادبیات تقدیر و تشکر به عمل آید. شنونده نیز این روش را زیاد نمیپسندد درواقع مباحثی که به چالش گذاشته میشود برای شنونده جذاب است. مسائل کلیتر هم هرچند جنبه اطلاعرسانی ندارد، اما میتواند برخی مسائل را روشن کند. ما تا جایی که امکان دارد و وظیفه رسانهایمان ایجاب میکند به چنین مسائلی میپردازیم. من به عنوان مجری گاه خود را جای مردم میگذارم و خواستههایشان را از طریق رادیو مطرح میکنم، ما نمیتوانیم قول دهیم که جواب را از مسوولان میگیریم، اما در حوزه ادبیات، سینما و تئاتر و به طور کلی فرهنگ و هنر این وظیفه را بر دوش خود احساس میکنیم.
پروانه صدقی