در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اهالی خیابان گلستان به ماموران پلیس گفتند با شنیدن فریادهای دلخراش پسری جوان در جریان اسیدپاشی به صورت وی از سوی یک مهاجم ناشناس قرار گرفتهاند که بلافاصله پسر اسیدپاش را دستگیر و مصدوم را به بیمارستان منتقل کردهاند، اما با وجود تلاشهای پزشکان، اسید، بینایی چشمهای پسر جوان را برای همیشه از او گرفت.
حمید (متهم) در بازجویی انگیزه خود را انتقامجویی به خاطر تحقیر و توهین اعلام کرد و گفت: در دوران دبیرستان از سوی چند نفر از همکلاسیهایم مورد آزار و اذیت قرار گرفتم و این موضوع هیچوقت از ذهنم بیرون نمیرفت.
وی ادامه داد: با هدف انتقام، مقداری اسید تهیه کرده و به محل زندگی سابقمان برگشتم و با کمین در محل منتظر ماندم تا اینکه با دیدن یکی از همکلاسیهایم به نام داوود، به تعقیبش پرداخته و اسید را به صورتش پاشیدم.
این در حالی بود که 2 ماه بعد از این حادثه، داوودعنوان کرد هیچ شناختی از حمید ندارد و نمیداند چرا اینچنین در آتش خشم و نفرتش سوخته است و برای وی تقاضای اشد مجازات کرد.
متهم در بازجویی مجدد ادعا کرد به خاطر اختلاف حساب قدیمی، اسیدپاشی کرده است؛ اما تحقیقات جنایی نشان میداد شاکی و متهم هیچ شناختی از یکدیگر ندارند.
به این ترتیب، پس از اعلام نظریه کمیسیون پزشکی قانونی درباره میزان صدمات شاکی، بازپرس پرونده برای آزادی متهم قرار وثیقه 5 میلیارد ریالی صادر و پرونده را با صدور قرار مجرمیت به دادگاه کیفری استان تهران ارسال کرد.در جلسه رسیدگی در شعبه 71 ابتدا نماینده دادستان با تشریح کیفرخواست، خواستار اشد مجازات قانونی برای متهم شد. شاکی نیز خواستار قصاص عضو متهم شد.
متهم نیز در دفاعیات خود سرانجام عنوان کرد هیچگاه با شاکی همکلاس نبودم. من از فاصله دور وی را دیدم و قبول دارم که او را اشتباه گرفتم.
با دریافت آخرین دفاعیات متهم، قاضی نورالله عزیزمحمدی با مستشاران دادگاه وارد شور شده و به اتفاق آرا حمید را به قصاص چشم چپ، لاله گوش راست و پرداخت دیه محکوم کردند.
پرونده به دیوان عالی کشور ارجاع داده شد که قضات دیوان عالی کشور، با تشخیص برخی ایرادات، پرونده را برای رسیدگی مجدد به شعبه 71 دادگاه کیفری ارسال کردند.
صبح دیروز جلسه محاکمه برگزار شد که ابتدا، عطار، نماینده دادستان با قرائت کیفرخواست صادره، بزه انتسابی به متهم را محرز دانست و خواستار مجازات وی شد.
داوود هم با اعلام شکایت مجدد از متهم، گفت: با اینکه خانواده متهم از تمکن مالی برخوردارند، اما خواسته قلبی من قصاص اوست.
وکیل داوود هم گفت: اگر اینگونه متهمان قصاص شوند، دیگر کسی به خود اجازه ارتکاب چنین جرایمی را نمیدهد.
در ادامه جلسه متهم در جایگاه قرار گرفت و گفت: حاضرم مبلغ 200 میلیون تومان به داوود بپردازم تا او رضایت بدهد.
داوود نیز در واکنش به این اظهارات متهم گفت: نمیخواهم بر سر زندگیام معامله کنم؛ دلیلی ندارد کسی که پولدار است، هر کاری که میخواهد انجام دهد و بخواهد با پول همه مشکلات را حل کند.
در انتهای جلسه، قاضی عزیزمحمدی و مستشاران دادگاه وارد شور شدند و با توجه به تخلیه چشم چپ، از بین رفتن لاله گوش راست و سوختگی شدید در قسمتهای مختلف بدن شاکی، متهم را برای تخریب چشم و لاله گوش به قصاص و برای سوختگیهای بدن به پرداخت دیه محکوم کردند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: