به عبارت دیگر، اگرچه مستند آموزشی به دلیل تکیهاش بر انتقال مستقیم پیام در میان دیگر انواع مستند از وجهه هنری کمتری برخوردار است، اما چنان هم نیست که هیچگونه ارتباطی با ملزومات کار هنری نداشته باشد و تهیه و تولید بهینه و مناسب آن بهوسیله هر کسی ممکن باشد. از این جهت کار مستند آموزشی دشوارتر از دیگر مستند است، چراکه اساساً مخاطب ـ کودک یا بزرگسال ـ از تعلم و یادگیری گریزان است و بیشتر به تفنن و سرگرمی گرایش دارد. برخلاف تصور برخی که میپندارند مستند آموزشی الزاماً مخاطب خاص دارد، باید گفت اتفاقاً هنر این نوع مستند در آن است که همان مخاطب گریزان از یادگیری را به آموختن ترغیب کند نه اینکه طرف خطاب خود را معدود افرادی قرار بدهد که هدفشان از مواجهه با رسانه، شناخت و آگاهی است؛ بنابراین مستند آموزشی نباید منحصر به یک شبکه بخصوص مثل شبکهآموزش باشد، بلکه لازم است حضوری پررنگتر در میان برنامههای شبکههای مختلف داشته و تبدیل به چهره اصلی تلویزیون گردد نه اینکه چهره رسانه با همه اهمیتی که در بحث تعلیم و تربیت دارد در بهترین حالت، بازی و سرگرمی و پر کردن اوقات فراغت باشد. البته وصول به این غایت از یک طرف نیازمند آشتی عامه مردم با آگاهی و شناخت است و از طرف دیگر نیازمند روی آوردن مستندساز آموزشی به عامل ضروری جذابیت و فاصلهگرفتن او از برج عاج نخبهگرایی و عوامگریزی.
تلویزیون آموزشی عنوانی است برای آن دسته از برنامههای تلویزیونی که اغلب مستند بوده و هدف آموزش را دنبال میکنند. در اینجا لازم است میان تلویزیون آموزشی (Instructional TV) و تلویزیون درسی (Educational TV) تفاوت قائل شویم. تلویزیون درسی در واقع جایگزینی است رسانهای برای تحصیلات مقدماتی و تکمیلی. مستندهای درسی جز مسائل مربوط به کاربرد تکنیک و زیباییشناسی تصویر، ارتباط چندانی با مقوله هنر ندارند. این برنامهها در واقع کلاسهای درسی هستند که دانشآموزان و دانشجویان گسترده دارند و مخاطبشان به طور مثال به اعضای محدود یک کلاس 10 تا 40 نفری منحصر نمیشود. در تلویزیون آموزشی، پس از پایان هر دوره، درست مثل فرآیند تحصیل غیررسانهای، آزمون علمی برگزار میشود، ارزشیابی صورت گرفته و نمره داده میشود و در پایان هم مدرک تحصیلی اعطا میگردد. به عنوان نمونه میتوان از دانشگاه آزاد لندن نام برد. امروزه اما به مدد ورود اینترنت به مناسبات اصلی جوامع، فرآیند آموزش از حد تلویزیون آموزشی هم فراتر رفته و تبدیل به تلویزیون تعاملی شده است.
نکته دیگر حائز اهمیت درخصوص تلویزیون آموزشی، جایگاه ویژه مخاطب کودک در آن است. به بیان جواد ظهیری، تهیهکننده مستندهای آموزشی سیما از اشکالات برنامهسازی تلویزیونی ما این است که برای کودک هم با هدف پر کردن اوقات فراغتش برنامه میسازیم، حال آنکه کودک کار نمیکند که بخواهد اوقات فراغت داشته باشد! اگر به این مهم توجه داشته باشیم و این نکته را هم مدنظر قرار دهیم که هم نیاز کودک به آموزش و هم آمادگی او برای یادگیری به مراتب بیشتر از مخاطب بزرگسال است، آنوقت برنامهسازی آموزشی برای کودک را جدیتر گرفته و حسابی ویژه برای آن باز خواهیم کرد.