جنایت شیشه‌ای

جنایت علیه کودکان یکی از تلخ‌ترین جرایمی است که مجرمان انجام می‌دهند. در یکی از پرونده‌هایی که من رسیدگی کردم، کودکی 9 ساله توسط یکی از همسایه‌هایش مورد آزار قرار گرفته بود. چهره وحشت‌زده این کودک آنقدر دردآور بود که هرگز نمی‌توانم فراموش کنم.
کد خبر: ۳۷۴۸۹۲

آن روز وقتی دخترک و مادرش به دادگاه آمدند به صورت کودک نگاه کردم و از مادرش خواستم او را بیرون نگه دارد و گفتم طبق قانون او نباید در دادگاه باشد، اما مادرش گفت این دختر قربانی یک تجاوز شده است.

پرونده تشکیل شده بود و مدارکی نیز در پرونده بود، اما برای بررسی یک موضوع به این مهمی، مدارک کافی نبود. متهم را بازداشت کردم و نامه‌ای به پزشکی قانونی نوشتم تا وضعیت جسمی این دختر را مورد بررسی قرار دهند. یک هفته بعد نظریه اعلام شد و پزشکی قانونی گفت این کودک مورد آزار قرار گرفته است. مادرش می‌گفت دخترک بشدت وحشت کرده است و نمی‌تواند شب‌ها بخوابد. می‌گفت دکتر برایش داروهای اعصاب بسیار قوی تجویز کرده است، اما با این حال اصلا آرام نیست.

تا قبل از این‌که جلسه محاکمه برگزار شود، من 2 بار متهم را مورد بازجویی قرار دادم و او منکر بود و می‌گفت چنین کاری نکرده است، البته او نمی‌توانست درست به سوالات پاسخ دهد و حرف‌های ضد و نقیض زیادی داشت.

روز محاکمه فرا رسید و متهم را از زندان به دادگاه آوردند. مادر دختر هم بود. او می‌گفت روز حادثه وقتی دخترش را پیدا کرد، او بسیار بدحال بود و گفته که چه کسی این بلا را سرش آورده است، اما پسر جوان زیر بار نمی‌رفت و می‌گفت اینها همه تهمت است. دخترک پشت در شعبه بود و من اجازه نداده بودم او را وارد دادگاه کنند.همین‌طور که داشتم محاکمه را برگزار می‌کردم در باز شد و مدیر دفتر وارد جلسه شد. در این هنگام دختر که پشت در بود، از بیرون دادگاه را دید. وقتی متهم برگشت و به او نگاه کرد، دخترک به رعشه افتاد و از حال رفت. این رفتار نشان می‌داد دخترک مورد آزار قرار گرفته است و آنقدر از متهم هراس دارد که حتی نمی‌تواند در چشمان او نگاه کند. برای چند دقیقه‌ای تنفس اعلام کردم. دخترک که بهتر شد از او خواستم برایم همه چیز را بگوید. البته او قبلا مورد بازجویی قرار گرفته بود، اما من می‌خواستم از زبان خودش بشنوم که چه اتفاقی افتاده است. دخترک توضیح داد متهم او را به بهانه نشان دادن یک خرگوش به خانه‌اش برد و مورد آزار قرار داد و به گریه‌های او هم توجهی نکرد.

وقتی دختر کوچک داشت صحبت می‌کرد، متهم دگرگون شد و به سختی نفس می‌کشید. این حالت‌ها نمی‌توانست از کسی سر بزند که کاری نکرده و بی‌گناه است.

متهم قبل از پایان جلسه دادگاه به جرمش اعتراف کرد و گفت تحت تاثیر ماده تحریک‌کننده شیشه این کار را کرده است. پسر جوان گفت آن روز شیشه کشیده بودم و اصلا در حالت عادی نبودم. دخترک را به خانه خودمان بردم و مورد آزار قرار دادم. من هرگز در حالت عادی قدرت انجام چنین کاری را ندارم، اما نمی‌دانم آن روز چرا این‌طور شده بودم. دخترک گریه می‌کرد و من توجهی به او نداشتم.

در حال حاضر بدرستی یادم نمی‌آید او را چطور از خانه بیرون بردم و چه اتفاقی افتاد، اما می‌دانم وقتی ماموران آمدند و از من در مورد آزار این دختر سوال کردند اصلا به یاد نمی‌آوردم که چه اتفاقی افتاده است. فکر می‌کردم آنها می‌خواهند مرا اذیت کنند. فکر می‌کردم مادر دخترک قصد اخاذی از مرا دارد. شبی که در بازداشتگاه بودم در خواب یادم آمد چه کرده‌ام و اصلا باور نمی‌کردم من چنین کاری کرده باشم.

بعد از این‌که مرد جوان به جرمش اعتراف کرد و گفت تحت تاثیر ماده مخدر شیشه دست به این کار زده است به اتفاق همکارانم به اعدام محکومش کردیم.

این حکم در دیوان عالی کشور مورد تایید قرار گرفت و برای استیذان به دفتر رئیس قوه فرستاده شده بود که خبر دادند زندانی در زندان خودکشی کرده است. او خود را حلق‌آویز کرده بود و هم‌سلولی‌هایش او را بعد از چند ساعت پیدا کرده بودند. این مرد وصیتنامه‌ای نوشته بود و در آن از دخترک و مادرش خواسته بود او را ببخشند، چرا که در حالت عادی نبوده و از کاری که کرده، پشیمان است. این پرونده بسته شد. مرد مجرم به خاطر عذاب وجدانی که دچارش شده بود، خودکشی کرد و دخترک تا پایان عمرش اتفاقی که برایش افتاده است را فراموش نخواهد کرد.اما روی صحبت من با جوانانی است که ماده مخدر شیشه یا روانگردان‌های دیگر را مصرف می‌کنند. این ماده از مخدر‌های سنتی بسیار خطرناک‌تر است و آنها را به سمت جنایت می‌کشاند. توهم ایجاد شده بر اثر مصرف ماده‌های محرک آنقدر زیاد است که از یک فرد عادی متشخص می‌تواند یک حیوان وحشی بسازد. هر چند تبلیغ‌کنندگان این ماده می‌گویند شیشه اعتیادآور نیست، اما متاسفانه باید بگویم این ماده اعتیادآور است و فرد را به دیوانگی می‌کشاند و استفاده ‌طولانی‌مدت دستگاه عصبی را به طور کامل از بین می‌برد. جوانان باید بسیار مراقب رفتارهایی که دارند، باشند و آینده خود را به خاطر چند لحظه از خود بیخود شدن از بین نبرند و از سرنوشت افرادی چون مجرمی که برایتان گفتم، درس بگیرند.

حسین ساعی، رئیس شعبه 77 دادگاه کیفری استان تهران

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها