نظریه کارشناس

نحوه برخورد با عشق‌های دوران نوجوانی

رضا آن‌طور که در پرونده‌اش آمده از اتهام آزار و اذیت تبرئه شده و در واقع این ادعا برای او یک پاپوش بود، اما به هر حال گفته‌های این پسر نشان‌دهنده اختلال شخصیت در اوست. عشق دوران نوجوانی از آن اتفاق‌هایی است که ممکن است برای خیلی از دختران و پسران به‌وجود بیاید، اما مهم نحوه برخورد با آن است. در وهله نخست باید معنی عشق سالم را به این افراد آموزش داد.
کد خبر: ۳۷۴۸۸۷

عشق سالم مبتنی بر شناخت است آن هم نه شناخت ظاهری و سطحی بلکه آگاهی از طرز تفکر، سلایق، سطح فرهنگی، جهان‌بینی و... طرف مقابل. حال آن‌که عشق‌هایی که رضا و امثال او به آن مبتلا می‌شوند بدون این فاکتور مهم است و می‌توان به آن لقب عشق داد.

در واقع باید آن را نوعی هیجان ناشی از شرایط سنی و دوران بلوغ دانست، نکته مهم دیگر این است که خانواده‌ها و اطرافیان یک نوجوان وقتی چنین کسی را گرفتار در چنین شرایطی دیدند، چه باید بکنند.

سهم عمده آموزش و پرورش به عهده نظام آموزشی کشور است و متاسفانه در حال حاضر جنبه درسی در مدارس بر دیگر وجوه غلبه دارد حال آن‌که در مدارس باید به دانش‌آموزان مهارت‌های زندگی آموزش داده شود و آنها راهنمایی‌های لازم و ضروری را برای حیات اجتماعی‌شان دریافت کنند.

در این مورد خاص رضا اشتغال را به تحصیل ترجیح داده بود و شاید برخی این‌طور تلقی کنند که بنابراین از عهده مدرسه کاری برنمی‌آمد در حالی که به نظر من نظام آموزشی باید به گونه‌ای باشد که براحتی اجازه خروج نوجوانان را ندهد و اگر فردی قصد داشت ترک تحصیل کند با مشاوره دلیل این تصمیم او را بفهمند و درصدد رفع موانع بربیایند. بحث بعدی مربوط به برخورد خانواده است. اغلب نوجوانان از عشق‌های خود با والدین‌شان حرفی نمی‌زنند و ترجیح می‌دهند این گونه مسائل را در میان گروه همسالان مطرح کنند، چرا که احساس می‌کنند بین آنها و والدین‌شان شکافی عمیق وجود دارد. این وظیفه والدین است که با فرزندان خود از همان دوران کودکی به گونه‌ای برخورد کنند که شکاف نسل‌ها احساس نشود و در واقع روابط درون‌خانوادگی بر دوستی، احترام متقابل و اعتماد استوار باشد. ظاهرا رضا در مورد والدینش این احساس را داشته به همین دلیل موضوع را با مادرش در میان گذاشته و واکنش مادر و مخالفت او کاملا طبیعی است اما آنچه اهمیت دارد، نحوه ابراز مخالفت است. نوجوان باید قانع شود او در شرایط سنی خاصی قرار دارد و از دستور و تحکم بیزار است و در برابر این‌گونه رفتارها مقاومت نشان می‌دهد، بنابراین مادر رضا باید به او می‌فهماند چرا رابطه وی با رویا نمی‌تواند فرجام خوشایندی داشته باشد. معمولا والدین چنین توانایی و مهارتی ندارند به همین دلیل است که همیشه توصیه می‌شود از مشاوران کمک بگیرند.

در این پرونده یک نکته دیگر هم حائز اهمیت است. رضا بعداز رویارویی با پدر رویا خشمگین می‌شود و اقدام به ضرب و جرح می‌کند و این نشان می‌دهد وی توانایی کنترل خشم خود را ندارد و باید در این زمینه مورد مشاوره و روان‌درمانی قرار بگیرد. رضا هنوز هم در فکر رویاست و زندگی خودش را از دست رفته می‌بیند، بنابراین قبل از این که آزاد شود و به جامعه برگردد باید از نظر روحی بازسازی شود.

نادر میرزایی، روان‌شناس

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها