حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
براساس گزارش پلیس یونان به احتمال زیاد این 4 نفر به صورت غیرقانونی وارد یونان شده بودند. احتمالا این مهاجران هم مانند بسیاری، زمانی که کشور خود را ترک کردند رویای زندگی بهتر و بهشت برین را در ذهن میپروراندند، اما چه شد که به مواد مخدر روی آوردند و به ورطه نابودی کشیده شدند؟ کارشناسان تپش به این سوال پاسخ میدهند.
علی نجفی توانا، جرمشناس
مهاجران غیرقانونی بیشتر در خطرند
دکتر علی نجفی توانا، جرمشناس، درباره این واقعه و بهطور کلی مهاجران غیرقانونی میگوید: صرف نظر از عوامل عمومی که در ارتکاب جرم و هدایت اشخاص به بزهکاری اثر میگذارند، یکی از عوامل مهم در ارتکاب جرم پدیده مهاجرت است. بررسیها نشان میدهد که در اکثر کشورها مهاجرت به عنوان یکی از فاکتورهای فراهمسازی بستر جرم شناخته میشود. در فرانسه و آلمان بعد از جنگ جهانی دوم جرایم در بین مهاجران بیشتر بوده است.این جرمشناس توضیح میدهد: جرایم بیشتر در میان نسل دومیها و در سنین نوجوانی دیده میشود. تیپ جرایم هم بیشتر از نوع خیابانی یا یقه آبی است. یعنی جرایم کوچک مانند سرقتهای کوچک، کیف قاپی و غیره.
به گفته نجفی توانا، ریشه ارتکاب جرم مهاجران را میتوان در تضادهای فرهنگی جست، به طوری که بیشتر جرایمی که مهاجران مرتکب میشوند در سالهای اول اقامت آنهاست که هنوز با محیط سازگار نشدهاند: میزان ارتکاب جرم ایرانیان مهاجر در سالهای بعد از انقلاب به یک باره افزایش یافت. اما با گذشت زمان به خاطر ویژگی بارز ایرانیها در توانایی هماهنگسازی خود با محیط، کم کم آمار جرم پایین آمد و نسبت مجرمان ایرانی نسبت به سایر اقوام مهاجر کاهش پیدا کرد.
او معتقد است که میزان گرایش به جرم و انواع آن در بین گروههای مختلف مهاجران متفاوت است: آن دسته از مهاجران که به صورت پناهنده یا مهاجران غیرقانونی وارد کشورهای دیگر میشوند بیشتر در معرض رفتارهای پرخطر قرار دارند. چون از حمایت کافی از سوی دولت کشوری که به آن مهاجرت کردهاند برخوردار نمیشوند و دچار مشکلات اقتصادی و امنیتی هستند. این افراد معمولا به مشاغل سیاه(شغلهای غیر قانونی که دستمزد اندک و شرایط غیر استاندارد دارد) روی میآورند. آنها هم قربانی بزه هستند و هم ممکن است خود دست به بزه بزنند.
اخباری که معمولا درباره قتل زن و شوهر ایرانی میشنویم به خاطر ناهماهنگی ایرانیها با محیط جدید است. آنها با هنجارهای مختلف به جامعهای آمدهاند که قواعد اجتماعی متفاوتی دارد و این مساله گاه باعث واکنشهای افراطی میشود. نظیر این جرایم معمولا در سالهای اولیه اقامت این افراد صورت میگیرد که مرحله گذار از سنتها و ارزشهای ملی، به هنجارهای کشور مقصد است.به نظر نجفی توانا، جرایم مالی و کلاهبرداری مهاجران ایرانی در کشورهای اطراف ایران بیشتر است. او توضیح میدهد: جرایم مالی با استفاده از گرایش ایرانیان به کسب اقامت در این کشورها صورت میگیرد. قربانیان این جرایم هم ایرانی هستند. آنها با امید به اینکه سرمایهگذاری آنها سودبخش است و منجر به اقامت آنها میشود مورد سوء استفاده این مجرمان قرار میگیرند.
او درباره جرایمی نظیر قاچاق انسان و زنان می گوید: معمولا چند عضو این گروههای بزهکار داخل ایران قرار دارند و عده دیگر هم ایرانیان مقیم خارج هستند که با باندهای خلافکار بومی ارتباط دارند. این افراد رفتار پر خطری دارند.نجفی توانا با بیان اینکه تا به حال مطالعات میدانی دقیقی درباره جرایم مهاجران ایرانی انجام نشده تاکید میکند: بررسیهایی که گاه نتایج آنها در رسانهها و سازمانهای مختلف اعلام میشود نشان میدهند که رفتارهای پرخطر ایرانیان مهاجر در مقایسه با سایر ملیتها کمتر است.
معمولا جرایمی که این افراد مرتکب شدهاند، جرایم کوچک مانند توزیع مواد مخدر و سرقتهای خرد بوده است.او درباره جرایم سنگین که برخی از ایرانیان مهاجر مرتکب می شوند، تصریح میکند: جرایم بزرگتر در فضایی رخ میدهد که فرد با محیط جدید همسان میشود. یعنی چند سال از مهاجرت او میگذرد و او با پیچیدگیهای فرهنگی محیط آشنا میشود. چنین فردی اگر به دلایل مختلف، مانند مشکلات مالی یا کودکی آشفتهای که پشت سر گذاشته، زمینه ارتکاب جرم را داشته باشد، ممکن است دست به جرایم بزرگتر مانند قتل و سرقتهای مسلحانه بزند.
رقیه جعفری، روانشناس
افسردگی، گریبانگیر مهاجران
آیا تاثیرات روانی منفی مهاجرت میتواند دلیلی برای ورود به حیطههای جرم خیز باشد؟مانند آنچه در حاشیه شهرهای بزرگ اتفاق میافتد، در خارج از کشور نیز میزان بزهکاری در بین مهاجران بیش از مردم بومی است. این موضوع ناشی از این مساله است که با مهاجرت ترس از شناخته شدن از بین میرود و اگر فرد زمینه ارتکاب جرم را داشته باشد راحتتر به این ورطه کشیده میشود.
مهاجران از فضای بسته شهر یا کشور خود به محیطی باز رفتهاند و تفاوت هنجارها این بستر جرم خیز را فراهم میکند. جدا از این، مساله افسردگی ناشی از مهاجرت نیز قابل تامل است. افسردگی و بر هم ریختگی ذهنی یکی دیگر از عواملی است که در فراهم آمدن بستر بزهکاری تاثیر دارد. اغلب افرادی که مهاجرت میکنند از دلتنگی ناشی از زندگی در غربت رنج میبرند و بنابر این به لحاظ روانی از سلامت کافی برخوردار نیستند.
آیا افسردگی یکی از عوامل مرگ خاموش این افراد بوده؟
ممکن است یکی از دلایلی که باعث شده این افراد دست به مصرف بیش از حد مواد مخدر بزنند، افسردگی باشد. افسردگی در شرایط عادی یعنی در کشور خود آدم نیز یکی از عواملی است که آدمها را به سمت مواد مخدر سوق میدهد. شرایطی را در نظر بگیرید که این مهاجران به دور از خانه و دوستان و آشنایان هستند. به زبان همیشگی صحبت نمیکنند و غذاهای همیشگی نمیخورند. افسردگی آنها شدیدتر میشود و اضطراب و استرس ناشی از بیکاری و مشکلات مالی و غیره نیز به آنها اضافه میشود.
چرا بعضی از مهاجران به محض رسیدن به کشورهای دیگر از آنچه در گذشته بودهاند فاصله میگیرند؟
مهاجران آرزوهایی داشته اند که مدتها در پی برآورده کردن آن بودهاند. این خیالات را سالها در ذهن خود پروراندهاند و همیشه میخواسته اند زندگی بهتری به دست بیاورند. محیطی را داشته باشند که بتوانند در آن به آرزوهای خود برسند و خواستههای سرکوب شده خود را به دست بیاورند.
با رسیدن به فضای باز کشور مقصد میخواهند پی آنها را بگیرند اما شیوه درست را نمیدانند و به راههای غلط کشیده میشوند.
امانالله قرایی مقدم، جامعهشناس
مهاجرت، چرا؟
مهاجرت به چند دسته تقسیم میشود: مهاجرت از روستا به شهر، از شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ و از کشوری به کشور دیگر. اصولا جاذبههای منطقهای که میخواهیم به ان مهاجرت کنیم باعث میشود عده زیادی از شهرهای کوچک یا از کشورهای در حال توسعه به شهرها و کشورهای بزرگ مهاجرت کنند. در ایران نیز مهاجرت بر همین منوال صورت میگیرد و انگیزه اصلی از مهاجرت یافتن جای بهتر برای زندگی است. مهاجران احساس میکنند در درون کشوری که به آن مهاجرت میکنند امکانات بهتری خواهند داشت که به رشد اقتصادی و اجتماعی و حتی سیاسی آنها کمک میکند. آنها احساس میکنند در کشور خود نمیتوانند انچه میخواهند به دست بیاورند و از همه مهمتر احساس میکنند که قید و بند و محرومیتهایی برای آنها وجود دارد. همین مساله باعث میشود که بار سفر ببندند و به کشور بیگانه بروند و سرزمین مادری خود را ترک کنند. کمبود امکانات در کشور مبدا، جاذبههای کشور مقصد، بحرانهای درون جامعه و غیره دست به دست هم میدهند که مهاجران کشور خود را ترک کنند. به این عوامل، عوامل درونزا میگویند. این عوامل از خانواده شروع میشود و به درون جامعه کشیده میشود. بخصوص نسل جوان احساس میکنند که دیگر در کشور خود جایی ندارند. این مختص کشور ما نیست. در همه جای دنیا همین است. عوامل برونزا هم در مهاجرت نقش دارند. عواملی چون جاذبه های کشور مقصد که از طریق رسانهها به نمایش گذاشته میشوند. مردم کشورهای آمریکای جنوبی به آمریکای شمالی، از آفریقا به اروپا و از همه کشورهای در حال توسعه به کشورهای پیشرفته مهاجرت میکنند. اما چه کسانی مهاجرت میکنند؟ افرادی که باهوش هستند، موقعیتسنج هستند و میدانند که محیطی که در آن زندگی میکنند برایشان مناسب نیست. اما مهاجران با انواع آسیبها مواجه هستند. از مواد مخدر گرفته تا روسپیگری و پیوستن به مافیا. اتفاقی هم که در یونان افتاده یکی از آسیبهای ناشی از مهاجرت است. مهاجرت همواره با مشکل همراه بوده است. افرادی که تیزهوش و هدفمند هستند، منطقی و با اندیشه هستند با خطر کمتری مواجهاند. اما افرادی که از قشر اجتماعی پایین هستند، تحصیلات خوب ندارند و اعتقادات معنوی کمرنگی دارند بیشتر در دردسر میافتند و به سمت فساد میروند.
سارا لقایی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....