آنچه که روی دیوارهای زیر پل، به قرینه به تصویر کشیده شده، نقاشی زیبایی از یک روستاست. یعنی در مسافتی حدود 300 یا 400 متر، از نمایی دوردست تصویر باغ و درخت و سبزه شروع میشود تا آن وسطها که میرسی به خانهای روستایی که زن و مرد روستایی ایستادهاند و رو به دوربین کذایی، احتمالا به ما لبخندی میزنند. از این خانه روستایی که میگذری، باز به افقی از روستا و فضایی پردرخت برمیخوری تا اینکه در انتهای تصویر با رنگ آبی آسمان، با روستا و درختانش وداع میکنی تا برسی به پل بعدی، تا از بالای پل، نمای آسمان چرک گرفته تهران را ببینی تا روستا و درختانش از یادت بروند.
حالا اگر حوصله کنی و از زیر همین پل ، کردستان را بالا بیایی و خودت را به خیابان جردن برسانی، نهفقط خاطره درختان روستا از ذهنت میرود، بلکه افسوس هم خواهی خورد. گلشهر بلواری است در خیابان جردن که حالا مدتی است بخاطر تونل نیایش ساخت و سازهایی در آن شروع شده. درختان این بلوار یک ماهی است که بخاطر ساخت این تونل قطع شده است؛ اتفاقی که در مورد درختان حاشیه چمران هم تابستان امسال رخ داد؛ مسالهای که در این شهر بارها و بارها اتفاق افتاده است، رسانهها گفتهاند و نوشتهاند. از مسوولان در نشستهای خبری سوال شده، اول اظهار بیاطلاعی شده، بعدتر تقصیر گردن دیگران افتاده و بارها ته ماجرا به پیمانکار و صاحب پروژهای رسیده که دسترسی بهآن امکان نداشته است.
ترافیک تهران، ساخت بزرگراهها و پلها، گسترش مترو و مشکلات رفت وآمدهای شهری سبب شده تا ساخت و سازها در شهر گسترش پیدا کند، اما اینکه گسترش آنها را به پای بریدن درختان و کاهش فضای سبز تمام کنیم، بیشتر سفت کردن گره مشکلات دیگر است.
حالا گیرم تمام دیوارهای شهر هم از عکس گل و گیاه پر شود، تصویر همه روستاهای زیبای کشور، همه باغها و مزارع هر روز به چشممان بخورد، دردی از این تهران دود گرفته درمان نمیشود.
مستوره برادران نصیری
گروه جامعه