گفت‌وگو با محمدجعفر خسروی ، مجری تلویزیون

باید از اصالت ایرانی‌مان حفاظت کنیم

محمدجعفر خسروی ، یکی از مجریان باجسارت تلویزیون است که کارش را با رادیوی مشهد آغاز کرده است اما خیلی زود و در همان سال‌های ابتدایی فعالیتش پایش به تلویزیون هم باز شد و نشان داد که مجری متفاوتی است.
کد خبر: ۳۷۳۵۹۹

برنامه‌های زیادی را تا به حال اجرا کرده است. از میان آنها می‌توان به برنامه یک صبح، یک سلام رادیو، روز از نو و تهران 20 اشاره کرد.

با خسروی به گفت‌وگو نشستیم تا درباره فنون اجرای تلویزیونی در دوره‌ای که شبکه‌های تلویزیون افزایش پیدا کرده‌اند و برنامه‌های گفت‌وگو محور نیز روی آنتن اکثر شبکه‌ها می‌روند، بیشتر بدانیم.

اولین آشنایی و درک شما از رسانه به چه زمانی برمی‌گردد؟

اولین تجربه من از رسانه پیک مدرسه بود. پیک مدرسه را دوست داشتم و به عنوان یک رسانه آن را می‌شناختم، چون هم کتاب بود و هم نبود و همین طور بسیار رنگارنگ و جذاب بود.

با تلویزیون و رادیو چطور آشنا شدید؟

7 یا 8 ساله بودم که تلویزیون وارد مشهد شد. تلویزیون را دوست داشتم؛ اما نه به عنوان یک رسانه،‌ بلکه برایم تنها یک وسیله بصری و سرگرم‌کننده بود. رادیو هم برایم مفهوم زیادی نداشت و تنها در حد همان صدا برایم تعریف می‌شد.

اهل روزنامه‌ دیواری درست کردن هم بودید؟

بله. یک بار یک روزنامه دیواری در مقطع راهنمایی‌ درست کردم با نام «ندا» که در مدرسه رتبه آورد. خواهرم طراحی‌های آن را انجام داده بود. بعد به مسابقه منطقه راه یافتیم و در آنجا هم رتبه آوردیم. یادم می‌آید موضوع آن در مورد روز رستاخیز به معنی روز قیامت بود و در آن زمان مورد توجه قرار گرفت؛ هرچند که دیگر در مرحله کشوری شرکت داده نشد.

شما از مشهد به تهران آمدید. از این کوچ رسانه‌ای‌تان برایمان بگویید.

من تقریبا از سال 64 علاقه‌مند آمدن به تهران بودم تا این که در سال 75 این اتفاق افتاد و بیشتر حجم کارم در آن زمان معطوف به رادیو بود. برای همین در تلویزیون فعالیت چندانی نداشتم و به طبع درآمد خوبی هم نداشتم.به هر حال مجموعه‌ای از اتفاقات دست به دست هم داد تا دوباره به مشهد برگردم و در آنجا مجددا کارم را از تلویزیون آغاز کردم و وارد حوزه‌های تهیه شدم.البته بعد از مدتی مدیریت وقت عوض شد و من هم مجددا بیکار شدم و دوباره به تهران نقل مکان کردم و این بار در تلویزیون، فعالیتم را شروع کردم.

شما با قانونی که مجریان رادیو در تلویزیون و مجریان تلویزیون در رادیو نمی‌توانند فعالیت داشته باشند، موافق هستید؟

خیر. قبول نداشته و ندارم. این قانون را آقای خجسته، معاون سابق صدا وضع کردند که البته ایشان یک ضوابط اخلاقی خاصی را رعایت می‌کردند که بسیار هم ارزشمند بود. یکی از نکات این بود که بچه‌های تلویزیون وقتی وارد رادیو می‌شوند، یک فضا و فرهنگی با خودشان می‌آورند که گویی رگه‌ای از تمایز و انشقاق دارد که روی رابطه‌های انسانی اثر می‌گذارد که به نظرم موضوع درستی است؛ اما به هر حال دوران آن گذشته که بخواهیم تمایزی بین رادیو و تلویزیون قائل شویم.

فکر می‌کنید چرا باید این تمایز از بین برود؟

چون رادیوها، دیداری شده‌اند و تلویزیون‌ها شنیداری. مثل این است که بگوییم چون روزنامه‌ها نوشتاری هستند، نمی‌توانیم آنها را در فضای وب قرار بدهیم و به نظرم تا مادامی که رادیو رسانه ارزان و تلویزیون رسانه گرانی است، ‌این مسائل و تبعیض‌ها وجود دارد.

چه شد که اجرای برنامه تهران 20 را عهده‌دار شدید؟

8 یا 9 سال پیش قرار بود این کار را انجام دهم؛ ولی چون در رادیو بودم، نمی‌توانستم.

درآمد یک مجری تلویزیون قاعدتا باید از یک گوینده رادیو بیشتر باشد؟

درآمد تلویزیون، کلا درآمد خوبی است، ‌بخصوص در مقایسه با رادیو؛ اما پرداخت‌ها در تلویزیون مانند رادیو منظم نیست و تاخیر پنج شش ماه امری بدیهی است. می‌شود گفت رادیو یک آب باریکه‌ای است و تلویزیون یک جریان مواج که به دوامش اعتباری نیست. به هر حال شهرت و معارفه عمومی همراه خود آسیب‌هایی دارد که به مرور به آنها پی می‌بریم. برای مثال گاهی مورد محبت قرار می‌گیری و گاهی مورد نفرت هستی؛ ولی من دارم به عنوان یک مجری کارم را انجام می‌دهم و فکر می‌کنم در جایی که هستم درست قرار گرفته‌ام و اگر روزی نباشم، شاید جای خالی‌ام احساس شود.

چقدر نسبت به این موضوع مطمئن هستید؟

هستم چون این اتفاق افتاده است؛ آن هم در برنامه یک صبح و یک سلام رادیو. با این‌که خانم رافعی و صداقتی و جعفرپور اجرای زیبایی دارند؛ اما هیچ کدام من نمی‌شوند و من هم هیچ‌کدام آنها نمی‌شوم و هر کدام از ما رایحه خودمان را داریم. مردم هنوز هم از شهیدی‌فر و برنامه مردم ایران سلام یاد می‌کنند. پس اگر به عنوان یک مجری کارمان را درست انجام ندهیم، فراموش خواهیم شد.و اینجا دیگر عدد مهم نیست. با این حال؛ اما معتقدم که تلویزیون نسبت به رادیو واقعا یک تافته جدابافته است. ای کاش به جایی برسیم که رادیو را گرانقیمت و گرانقدر کنیم.

شما از جمله مجریانی هستید که در نحوه اجرایتان حرف و حدیث بسیار است. مثلا می‌گویند شما سعی می‌کنید که لری کینگ ایران باشید. درست است؟

اولین بار اسم این آقا را از زبان دوستی شنیدم که می‌گفت فلان آقای مدیر گفته تو می‌توانی لری کینگ باشی و من او را نمی‌شناختم. به هر حال صادقانه بگویم که من هیچ مدل خاصی در ذهنم برای اجرا ندارم و از هیچ‌کس هم به طور مطلق تقلید نمی‌کنم، در عین این‌که از همه هم تقلید می‌کنم. البته درباره مجریان خارجی قضیه فرق می‌کند؛ چون فکر می‌کنم ما خودمان به عنوان یک ایرانی، آنقدر خلاقیت داریم که نخواهیم از کسی الگو برداریم. ما یک اصالت خاصی داریم که باید از آن محافظت کنیم و این‌گونه رفتار ما جز سرشکستگی برای ما چیز دیگری ندارد؛ اما موافقم که تکنیک‌های موثر را از آنها بیاموزیم.

از نحوه گفت‌وگوهایتان در برنامه‌های گفت‌وگومحور برایمان بگویید؟

من در گفت‌وگوهایم سعی کرده‌ام یک جابه‌جایی ایجاد کنم. برای مثال چرا ما باید حتما برای حرف زدن با مدیران از القاب استفاده کنیم. در صورتی که با مردم عادی بسیار ساده حرف می‌زنیم. گاهی این برخورد‌ها باید عوض شود. مردم مخاطبان اصلی ما هستند با برنامه تماس می‌گیرند، پیامک می‌فرستند، ایمیل می‌زنند در صورتی که فلان آقای مسوول، راحت و بی‌دغدغه مقابل دوربین می‌نشیند و پاسخ مردم را می‌دهد. من بین مردم و مدیران جدایی‌ای نمی‌بینم. برای همین سعی می‌کنم راحت اجرا کنم و حاشیه نروم. مثلا وقتی فلان وزیر دارد طولانی حرف می‌زند، من یک نگاه به ساعتم می‌اندازم و یک نگاه به دوربین که همان مخاطبان هستند. با این روش نشان داده‌ام که او دارد زیاد حرف می‌زند و پرگویی‌هایش دیگر برای مخاطب مفید نیست.

شما یک جاهایی زیادی جسارت به خرج می‌دهید، مگر خط قرمزها شامل حال شما نمی‌شوند؟

خسروی: به نظرم صداوسیما رقیب ندارد و بسیار خوب عمل می‌کند و قبل از این که به آن وابسته باشم، دلبسته هستم؛ دلبسته به کارم و مخاطبانم

چرا، خط قرمز در همه جای دنیا و برای همه رسانه‌ها وجود دارد، البته این را هم بگویم که هیچ قدرت حمایتگری ندارم، ضمن این که بعضی از خط قرمزها را هم مردم تعیین می‌کنند.برای مثال اگر شما در صفحه اول روزنامه‌تان، عکس یک جسد چاپ کنید که زیاد هم جالب نیست، شاید عده‌ای از سر کنجکاوی به آن نگاه کنند؛ اما خیلی‌ها نیم‌نگاهی می‌اندازند و از آن عبور می‌کنند. به هر حال خط قرمز وجود دارد که البته مطلق نیست. کوچک و بزرگ کردن محیط ارتباطی شما بستگی به خیلی چیزها دارد. برای مثال شما باید آنقدر خوب گفت‌وگو کنید که اگر بعدا مشکلی پیش بیاید، قابل رفع باشد. به هر حال تا به حال پیش نیامده است که با من برخورد امنیتی شود و قرار هم نیست که این اتفاق بیفتد. ما باید این نوع گفت‌وگوها را گسترش دهیم تا عادی شود.

آقای خسروی به اعتماد به نفس‌تان چه نمره‌ای می‌دهید؟

13 یا 14.

اما من فکر می‌کنم دارید به خودتان کم‌لطفی می‌کنید؟

نه، واقعا اعتماد به نفس زیادی ندارم.

آیا در زمان اجرا عصبی هم می‌شوید‌؟

این مسأله را رد نمی‌کنم گرچه عصبی بودن در هیچ شرایطی قابل قبول نیست،. چون قرار نیست احساس فردی‌مان را در کارمان شریک کنیم. بویژه کسانی که کار جمعی می‌کنند، باید آدم‌ها منطقی باشند؛ اما قبول کنید که برخی اتفاقات باعث عصبانیت مجری می‌شوند. برای مثال زمانی که برخی مسوولان به برنامه می‌آیند، اما به هیچ‌کدام از پرسش‌ها پاسخ نمی‌دهند یا آنقدر طفره می‌روند که کاسه صبر مجری را لبریز می‌کنند.

بهترین و دلپذیرترین گفت‌وگوی شما تا این لحظه کدام گفت‌وگو بوده است؟

گفت‌وگویی داشتم با مرجع عالیقدر آیت‌الله مهدوی‌کنی. ایشان بسیار جواب‌های صریح و روشنی دادند که از این نظر گفت‌وگویمان بسیار شیرین و جذاب بود.

آیا بعد از چندین سال فعالیت در رسانه، اطلاعاتتان در همه زمینه‌ها کافی است؟

خیر. من اساسا آدم باسوادی نیستم. البته در کودکی وقتی با بچه‌ها حرف می‌زدیم، می‌گفتند تو خوب حرف می‌زنی که کنایه از این بود که بلد هستی با آرایه‌های کلامی، حرفت را جلوه بدهی. از کودکی دوست داشتم متفاوت حرف بزنم، برای همین وقتی بزرگ‌ترها با هم سلام و علیک می‌کردند، بسیار دقت می‌کردم و گاهی معنی برخی واژه‌ها را هم متوجه نمی‌شدم. مثل مشرف فرمودید؛ اما از آنها استفاده می‌کردم. بعدها یاد گرفتم برای احترام گذاشتن باید این‌گونه رفتار کرد. الان هم همین است.باید از لغات و معنای آنها طوری استفاده کرد که به دل و ذهن مخاطب بنشیند.

زمانی که حین اجرا کردن کم می‌آورید، چه می‌کنید؟

اعتراف می‌کنم که کم آورده‌ام! چون نمی‌خواهم به شعور مخاطب بی‌احترامی شود. قطعا وقتی کم بیاورم، عذرخواهی می‌کنم. این جوری مخاطب هم من را دوست خواهد داشت و هم رابطه همدلی بیشتری شکل خواهد گرفت.

امروز رسانه را چطور تعریف می‌کنید؟

به نظر من، رسانه باید در وهله اول مومن و متعهد باشد و بعد این‌که باید جاذبه و دافعه داشته باشد، ضمن این‌که همیشه هم نمی‌شود لی‌لی به لالای مردم گذاشت و گاهی باید صریح بود. مثلا در مورد آلودگی هوا نمی‌شود گفت همشهریان عزیز خواهشمندیم، تقاضا می‌کنیم و خیلی چیزهای دیگر از این دست که بالاخره به آنها بفهمانیم که ماشین خود را بیرون نیاورند؛ بلکه باید به طور صریح گفت خانم و آقای عزیز ماشین شخصی‌ات را بی‌مورد بیرون نیاور، چون بچه خودت مریض می‌شود یا این‌که بابا دیگر داریم خفه می‌شویم؛ ولی متاسفانه هنوز این نوع ادبیات در رسانه رایج نیست.

من فکر می‌کنم به صداوسیما علاقه خاصی دارید؟

چرا نداشته باشم. من کارم را از گزارشگری در صداوسیما شروع کردم و زحمت زیادی کشیدم تا به اینجا رسیدم. به خدای بزرگ سوگند که هیچ آشنا و پارتی‌ای هم نداشتم. به نظرم صداوسیما رقیب ندارد و بسیار خوب عمل می‌کند و قبل از این که به آن وابسته باشم، دلبسته هستم؛ دلبسته به کارم و مخاطبانم.

ارزیابی‌تان از سال‌ها فعالیت در صداوسیما چیست؟

هنوز کار بزرگی انجام نداده‌ام. به نظرم، آدم باید یک ردپایی از حرفه رسانه‌ای‌اش باقی بگذارد؛ یعنی یک جورهایی مولف کار خودش باشد و رسوبی از او باقی بماند؛ ولی هنوز این اتفاق برای من نیفتاده است.

چه چیزهایی برایتان مهم است؟

مقبول بودن، مفید بودن و منصف بودن.

تا به حال شده که فکر کنید این مسیر را به اشتباه طی کرده‌اید؟

گاهی خسته شده‌ام؛ اما هرگز این فکر را نکرده‌ام.

جایی که الان در آن قرار گرفته‌اید، همان مقصود شماست؟

این موضوع یک تعریف کمی دارد و یک تعریف کیفی. از نظر کمی همین که فرصت اجرا در شبکه‌های مختلف را داشته‌ام بسیار برایم مهم و دلپذیر است؛ اما از جهت کیفی باید اتفاق دیگری بیفتد.

آقای خسروی شما به همه حرف‌هایی که می‌زنید اعتقاد دارید؟

بله، به همه حرف‌هایی که می‌زنم معتقدم. البته خیلی‌ها این مساله را باور ندارند.

گویا از این نظر دشمنان زیادی هم پیدا کرده‌اید؟

درست است؛ اما واقعا زمان آن رسیده که باید به ویژگی‌های مشترکمان فکر کنیم. بعضی از یارگیری‌ها درست نیستند و به درد هیچ کداممان نمی‌خورند و هر شمشیری را هم نباید از نیام کشید.

تا به حال پیش نیامده که حرفی‌ زده باشید که به آن اعتقادی نداشته باشید؟

تا به امروز خبری روی آنتن نگفته‌ام که مغایر با باورها و خارج از شان تلویزیون باشد و هر حرفی را که زده‌ام، خودم هم به آن معتقد بوده‌ام.

پس دیکته نوشته‌شده‌ای هم ندارید؟

خیر. دیکته ما در حد همان سوالات است که از قبل با تهیه‌کننده برنامه آنها را تعیین کرده‌ایم.

محبوبه ریاستی 
جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها