حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
با استاد علی نصیریان به گفتوگو نشستهام که این روزها مشغول بازی در فیلم «ارتباط خانوادگی» است ؛ فیلمی به کارگردانی نادر مقدس.
با او درباره متنها سخن گفتیم و او نظراتش را درباره لزوم شکلگیری یک رنسانس در این حوزه بیان کرد. گفتوگویی که در پایان نقبی به گذشته میزند تا چهره جوان این پیر سرد و گرم چشیده را به یاد آورد. آنجا که دیالوگ ماندگار فیلمش را دیگر، بسیاری از هم نسلهای او و حتی جوانترها به یاد دارند: «سفر چیز خیلی خوبی است. آدم را پخته میکند!».
علی نصیریان در بخشی از این گفتگو به ظرفیتهای هنری در این سرزمین و اقدامات مخرب شبکههای ماهوارهای اشاره میکند و میگوید: میبینم این همه شبکههای تلویزیونی خارجی سریالهای مبتذل اما رنگارنگ و عوامپسند پخش میکنند. حیف است سرمایههای ما هدر برود. ما سرمایه انسانی بسیار خوبی در زمینه کارگردانی و بازیگری و نویسندگی داریم و دریغ است که از آنها بهرهبرداری نکنیم. الان به طور اصولی این کار را نمیکنیم. باید این قصههای تکراری را کنار بگذاریم. باید تحولی در گزینش قصه پیدا شود. باید به دنبال تازهها رفت. قصههایی که حرف و درد مردم و زندگی مردم باشد. نه قصههای واهی و خیالپردازانه و جدا از زندگی مردم. زمانی قصهها جذاب میشود که با مسائل مردم، مسائل فرهنگی و سنتی و مجموعه بافت جامعه رابطه برقرار کند. باید ارتباط ارگانیک زنده ایجاد کرد، نه نمایش قصههایی که ساختارهای بسیار تصنعی و غیرواقعی دارد.
البته من بر همه کارها و همه ساختهها تسلط ندارم. اما به نظر میرسد ما نویسنده داریم. متاسفانه گزینش و انتخاب قصه و متن مشکل دارد. اگر از من بپرسید، میگویم نیروهای خوبی داریم. ولی به کار گرفتنشان مهم است. فکر میکنم مملکت ما از لحاظ معنوی و نیروی انسانی بسیار غنی است. امروز ما بچههای فرهیختهای داریم؛ هم در حوزه نویسندگی و هم در حوزه کارگردانی یا حتی در تصویربرداری و کارهای فنی سینما و تلویزیون.
بازیگران جوان ما بسیار خوب هستند. الان در حوزه نویسندگی و در همه شوون سینما و هنرهای نمایشی متخصص و زبده و آدمهای درجه یک داریم. ولی متاسفانه کاری را که باید از دلشان بر بیاید، نمیتوانند انجام دهند. من واقعا دلم میخواهد توصیه کنم که تحولی ایجاد شود. پیشنهاد میکنم یک نگاه تازهای در سطح کسانی که سیاستگذاری فرهنگی میکنند و تصمیمگیرنده هستند به این قضیه شود.
کسانی که قصهها را برای اجرا انتخاب میکنند و بازیگران و کارگردانها را فرامیخوانند. بخصوص در حوزه قصه باید تجدیدنظری زیربنایی شود.
با این اتفاقاتی که در حوزه سریالسازی میافتد ما باید واقعیت را بپذیریم که آنها دارند مردم را به سمت خود میکشانند. آنها دارند مردم را از ما جدا میکنند. حتما باید یک رنسانس دراین حوزه به وجود بیاید. ما نیازمند رنسانس و تحول تازهای در حوزه رسانه هستیم. سینما و تلویزیون ما باید روایتگری را تقویت کند و این اتفاق نمیافتد مگر آن که در چند و چون سیاستگذاریهای هنری اندیشه کنیم و ببینیم چگونه تحولی امکانپذیر است تا بتوانیم برای کارهای نمایشی جذابیت ایجاد کنیم. مبنا و پایه این جذابیت، فیلمنامه و قصه است، وگرنه ما نیروی کار کم نداریم.
این ضعفی را که میفرمایید به گفته برخی صاحبنظران به تولید و رواج کمدیهای مبتذل و برخی طنزهای معمولی و گاهی سخیف منجر شده است.یا این سریالهای خارجی. مثل شبکه farsi1 و فلان شبکه و...اینها به نظر شما مخرب است؟
بله! بله! خیلی مخرب است. برای این که عوام را جذب میکند. گاهی خود مرا هم جذب میکند. گاهی ناخودآگاه پای سریال مینشینم و قصه را دنبال میکنم تا ببینم به کجا میرسد! ما نیرو، سرمایه انسانی و مادی داریم. چرا تحولی ایجاد نمیکنیم و قصههای تازه را به کار نمیگیریم. باید گشایشی ایجاد کنیم.. به هر حال باید تحولی ایجاد کرد، وگرنه شکست میخوریم و دیگر کسی ما را نمیبیند. مخاطبان میروند و آنها را میبینند. ما هرچقدر در اینجا کوتاه بیاییم، دور را به دست دیگران میسپاریم.
این سریالها که میگویید در برخی از این شبکههای ماهوارهای پخش میشود به کدام بخش از فرهنگ ما صدمه میزند. میخواهم کمی ملموستر صحبت کنیم. ما دقیقا از آن چه نوع آسیبی میبینیم؟
من فکر میکنم مردم ما باهوشتر از این حرفها هستند. اما گاهی این آثار، رنگ و لعابهایی دارد که بسیار مخرب است. گاهی با سنتهای اجتماعی ما تطبیق ندارد و مردم را رنجیده خاطر میکند. ممکن است برخی آن را تحریم کنند و برخی هم بگویند که به دلیل یکسری رنگهای روشن و برخی شرایط باز باید آن را تماشا کرد. اما اشتباه نکنیم، اینها تمام آنچه ما داریم را مثل شعر ما و فرهنگ ما را لگدمال میکنند. سعدی و حافظ و نظامی ما را، پشتوانههای ما اینها هستند. ما باید با اینها زندگی کنیم و روایت بسازیم. باید فضا را باز کنیم تا بتوان با اتکا به این پشتوانهها درد مردم را بیان کرد. ....درست است که مثلا اعتیاد یک معضل اجتماعی است، اما همه معضلات اجتماعی ما در اعتیاد خلاصه نمیشوند. ما گرفتاریهای دیگری داریم که باید شکافته شود و تحلیلی عمومی و هنری روی آن صورت گیرد.
متن کامل این مصاحبه را در ضمیمه «قاب کوچک» امروز روزنامه جام جم بخوانید.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....