فصل نهم

از برایت دامنی اشک روان آورده‏ام

محمدعلی مجاهدی از پیشکسوتان شعر آیینی کشور است که سال‌هاست در شهر مقدس قم فعالیت می‌کند. مجاهدی مسوولیت انجمن‌های ادبی «محیط» و «حرم» قم را به عهده داشته است و مدیر انجمن شعر و قصه استان قم نیز هست.
کد خبر: ۳۷۲۴۱۴

آنچه از من خواستی با کاروان آورده‏ام

یک گلستان گل به رسم ارمغان آورده‏ام

از در و دیوار عالم فتنه می‏بارید و من

بی‏پناهان را بدین دارالامان آورده‏ام

اندرین ره از جرس هم بانگ یاری برنخاست

کاروان را تا بدین‏جا با فغان آورده‏ام

تا نگویی زین سفر با دست خالی آمدم

یک جهان درد و غم و سوز نهان آورده‏ام

قصه ویرانه شام ار نپرسی خوش‏تر است

چون از آن گلزار، پیغام خزان آورده‏ام

دیده بودم تشنگی از دل قرارت برده بود

از برایت دامنی اشک روان آورده‏ام

تا به دشت نینوا بهرت عزاداری کنم

یک نیستان ناله و آه و فغان آورده‏ام

تا نثارت سازم و گردم بلا گردان تو

در کف خود از برایت نقد جان آورده‏ام

تا دل مهرآفرینت را نرنجانم ز درد

گوشه‏ای از درد دل را بر زبان آورده‏ام

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها