جابهجاییها و بههمریزیهای روایتی داستان، نمایش را به شکل غیرخطی به مخاطب عرضه میکند، اما نکته مهم درباره این شیوه آن است که تمهیدات روایتی نویسنده، نه تنها اجرا را دچار ابهام نکرده، بلکه به آن وضوح و شفافیت خاصی بخشیده است. این در حالی است که در اکثر آثار ایرانی که اینگونه شیوههای روایتی در آنها استفاده میشود، فهم درست داستان سخت است.
در این نمایش مجموعهای از عوامل ساختاری از جمله عدم شخصیتپردازی و شکل روایت باعث شده تا فارغ از هرگونه درگیری داستانی، ایده اصلی اثر دیده شود. اگرچه چنین نگرش ابزاری و سادهگیرانه به ساختار، باعث سستی کششهای داستانی میشود و بین فضای حسی نمایش و مخاطب فاصله میاندازد، اما در این اثر با توجه به تمهیدات نویسنده، به نقطه قوت تبدیل شده است.
نمایش زندگی میان آتش با وجود ضعف در درامپردازی و عدم یکدستی اجرایی، توانسته ضعفهای ساختاری را تحتالشعاع خود قرار داده و سادهگیریها را تبدیل به تمهیدی مثبت کند.
مختصرگرایی در دیالوگها و دکور از نکات بنیادین نمایش اصغر خلیلی است. او سعی کرده تا در متن یک موقعیت را با کمترین دیالوگ ممکن معرفی کند و بسط دهد. خلیلی برای نمادسازی در اثر خود از دکور در نهایت خلاصگی استفاده کرده است و علاوه بر نگرش کارکردگرایانه، آن را همچون نشانی از تشابهات انسانی آدمهای نمایش جلوه داده است. 3 در شیشهای که کل فضا را تقسیم میکند در بستری از یک نقش اسلیمی در کف صحنه قرار گرفتهاند. هر یک از این درها به منزله مکان و جایگاه 3 شخصیت حساب میشود که با وجود تضادهای خود بر بستری مشترک که همان نقش اسلیمی دینی است، قرار دارند.
آنچه در بازیهای نمایش به چشم میآید، بیشتر همان رویکرد شمایلگرایانه و تیپسازیهاست که در متن هم وجود دارد. در واقع زمانی که متن دارای شخصیتپردازی نیست و آدمهای نمایش از فردیت تهی هستند، بازیها هم با همان عدم نگاه فردی و جزیی همراه است. اتابک نادری، شیوا مکینیان و میثم جهانگیری هر کدام مجری تیپی هستند که در نمایش پیشبینی شده، اما در این میان جهانگیری با افراط در بازی یک تصویر کلیشهای را ارائه داده است. در مقابل شیوا مکینیان با اجرایی دقیقتر حداقل به لحاظ فیزیکی و پیوستگی در لحن جلوه پذیرفتنیتری دارد و اتابک نادری به لحاظ سلوک و سبک اجرای نقش توانسته به نمونههای واقعی نزدیک شود.
نمایش خلیلی نمونهای از کارهایی دارای ایده است که از راههای کلیشهای به نتایج بدیع میرسد و با وجود ساختار ضعیف، جسارت مضمونی قابل ملاحظهای دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم