مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
نایی برای باشو یادآور مادر از دست رفتهاش است؛ مادری که اگرچه کشته شده ولی گویی زندهتر از زندگان است و در سرنوشت آینده بازماندهاش باشو نقش ایفا میکند. این بزرگمرد کوچک، این غریبه جنوبی اگرچه با زبان تکلم نایی و خانوادهاش ناآشناست اما با زبان دل ایشان به مراتب آشناتر است تا همسایگان به ظاهر همزبانی که جز زخم زبان چیزی برای نایی، این مادر تنها و بیپناه ندارند. باشو و نایی در این ویژگی با هم مشترکند که هر دو نیازمند سرپناهند. باشو مادری مهربان میخواهد و نایی پسری دلیر که تکیهگاهش باشد و مرد خانواده.
نایی در نامهای که برای شوهرش مینویسد، باشوی کوچک را اینگونه توصیف میکند: «این نامه را پسرم مینویسد که نامش باشو است. ایشان در همه کارها به ما کمک میکند و نانی که میخورد از کاری که میکند، کمتر است و آن نان را من از لقمه خودم میدهم. او مثل همه بچهها فرزند آفتاب و زمین است.»
باشو با ورودش زندگی نایی را عوض میکند. او اگرچه کم سن و سال است اما غیورمردی است بزرگ که هم مناعت طبع دارد و هم فهم و درک و سواد بالا. بعلاوه پرتلاش و زحمتکش هم است. باشو بیآزار است و مهربان، اگرچه همخون و همزبان مردمان شمال ایران نیست اما ریشه در همان آب و خاکی دارد که آنها دارند؛ «ایران سرزمین ماست، ما از یک آب و خاک هستیم، ما فرزندان ایران هستیم.»
باشو یتیم است ولی یتیم نمیماند. چون ایرانی است و ایرانیان همه از یک خانوادهاند. او غریبهای است که به یمن احساس و عاطفه سرشار مادری همچون نایی و به سبب شایستگی و بزرگی ذاتی خودش، از آشنا آشناتر شده و برای خانواده نایی و نیز دیگر اهالی روستا از مهمانی ناشناس به میزبانی سرشناس مبدل گشته است. آنقدر که حتی شوهر نایی هم وقتی به خانه برمیگردد در نظر باشو غریبه است و او وظیفه خود میداند که در مقابل این شوهر غریبه از نایی و فرزندان او دفاع کند.
و بالاخره باشو، این غریبه آشنا و این بزرگمرد کوچک، همچون پدر و مادر شهیدش مدافع خانه و کاشانه است. توگویی مقاومت و مبارزه پدر و مادرش در جنوب ایران را قرار است او در شمال ایران ادامه دهد؛ در برابر دشمن مشترکی که اگر آنجا حزب بعث عراق بود، اینجا گراز وحشی است. و این هر دو آشکارا دشمن امید و آزادی و آبادانی هستند.
* محصول 1365 ایران، کارگردان: بهرام بیضایی بازیگران: عدنان عفراویان، سوسن تسلیمی
مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
وقتی «جوکر» هم دیگر جواب نمیدهد
نادر فریادشیران در گفت و گوی اختصاصی با جام جم آنلاین؛
بهروز سلطانی در گفت وگو با جام جم آنلاین.