سیاستمداران آمریکایی نمی‌خواهند ناتوانی این کشور در قبال ایران آشکار شود

ایران، معضل مشترک جمهوریخواهان و دموکرات‌ها

شکست دموکرات‌ها در انتخابات اخیر کنگره و فرمانداران ایالات متحده آمریکا در سیاست خارجی این کشور تاثیرگذار خواهد بود، اما نمی‌توان گفت که آمریکا در استراتژی خود نسبت به مناطق گوناگون جهان تغییر ایجاد خواهد کرد.
کد خبر: ۳۶۸۰۶۲

اصولا نباید سیاست‌های خارجی این کشور را به صورت مجزا با آنچه که امروز در درون آمریکا می‌گذرد تحلیل کرد زیرا دستگاه دیپلماسی آمریکا بیشتر از گذشته از تحولات و بحران‌های داخلی متاثر شده است. در نگاه به خارج از مرزها چه در چشم دموکرات‌ها و چه جمهوریخواهان دیگر نمی‌توان به صورت مطلق به سوابق سیاست‌های آنها در گذشته نگاه کرد. در تجزیه و تحلیل تحولات رفتارهای سیاسی هر دو قطب ایالات متحده باید به تغییر در ساختار اقتصاد سیاسی آمریکا توجه خاص نشان داد. آنچه پیداست پیروزی جمهوریخواهان در این مرحله متاثر از افول تاریخی اقتصاد آمریکاست که باید آن را ناگزیر تحلیل کرد.

انتخابات میاندوره‌ای کنگره آمریکا در روز سه‌شنبه 2 نوامبر که با پیروزی جمهوریخواهان همراه بود به زعم عده‌ای از تحلیلگران یک زلزله سیاسی در عرصه سیاسی واشنگتن تلقی شده است. با دستیابی جمهوریخواهان به حدود 240 کرسی در مجلس نمایندگان از هم‌اکنون می‌توان رهبر فراکسیون این حزب در مجلس جان بی‌نر را بر صندلی صدارت و نفر سوم در ساخت سیاسی آمریکا بعد از باراک اوباما رئیس‌جمهوری و جو بایدن معاون رئیس‌جمهوری دید. این در حالی است که تلاش جمهوریخواهان برای کسب اکثریت در سنا با موفقیت چشمگیری همراه نبود و دموکرات‌ها توانستند با کسب 53 کرسی در مقابل 47 کرسی، همچنان این نهاد مهم قانونگذاری را در دستان خود حفظ کرده و سناتور هری رید را در صندلی صدارت نگه دارند.

تاکنون تحلیل‌هایی که درخصوص انتخابات 2 نوامبر آمریکا ارائه شده است بیشتر حول برد و باخت رقبای سیاسی در 2 حزب جمهوریخواه و دموکرات بوده و همچنین تاثیری که می‌تواند بر روند سیاست داخلی و خارجی آمریکا و انتخابات ریاست جمهوری دور بعد بگذارد، تنظیم شده است.

آنچه از نظرها دور مانده و کمتر مورد تحلیل قرار می‌گیرد یک موضوع مهم و محوری است و آن این که ایالات متحده فراتر از سیاست‌های حزبی جناح‌های حاکم به لحاظ تاریخی و تعریف مفهوم هژمونی در موقعیت افول خود قرار دارد. در واقع این مهم امروز بیش از عوامل دیگر روی تغییر تاکتیک‌ها چه در حوزه داخلی و چه در حوزه خارجی تاثیرگذار است و عوامل دیگر کاملا تحت‌الشعاع این مساله قرار دارند.

تولد قدرت‌های نوظهوری چون چین، هند و برزیل و همچنین بازیابی نسبی قدرت روسیه در عرصه بین‌المللی، مستقیم و غیرمستقیم بخشی از سهام قدرت آمریکا را سلب کرده و شرایط کنونی این کشور را بیش از هر چیزی متاثر از این موقعیت بیرونی آمریکا کرده است.

این واقعیت آشکار تنها از نگاه تحلیلگران حوزه آمریکا پنهان نمانده بلکه اکثریت سیاستمداران مهم جامعه سیاسی آمریکا از آن غفلت می‌کنند یا به آن اعتراف نمی‌کنند. آنچه که امروز باید در مورد افول تاریخی آمریکا گفت این است که تعویض حاکمیت جناح‌ها مسائل معضل‌ساز را حل نمی‌کند فقط در بهترین وضعیت ممکن، اتخاذ یک سیاست راهبردی درست و کارآمد قادر است تا این روند را تا حدودی کند و آهسته‌تر کند.

با وجود پیروزی جنبش تی پارتی، دموکرات‌ها جدا از این که نهاد ریاست جمهوری را در اختیار دارند هنوز نیز با کسب اکثریت در سنا همچنان قدرت اصلی در ساخت سیاسی آمریکا را در اختیار خود خواهند داشت و پیروزی جمهوریخواهان در مجلس نمایندگان تنها می‌تواند موجب اخلال در برنامه‌های باراک اوباما شود.

در سیاست خارجی آمریکا جمهوریخواهان فعلا قادر نخواهند بود تغییر مهمی به وجود آورند و تنها می‌توانند از کانال‌های خود به دولت فشار وارد کنند تا شاید حدودی در برنامه خود تغییر به وجود آورد.

حزب جمهوریخواه فراتر از یک مصالحه ملی با جناح رقیب قادر به پیاده‌سازی هیچ یک از برنامه‌های مورد علاقه‌اش نیست. وعده‌های انتخاباتی آنان مبنی بر لغو بیمه‌های درمانی، قوانین جدید مالیاتی، نظام آموزشی و بهداشت که در طول 2 سال گذشته از اولویت‌های رئیس‌جمهوری بوده است و از تصویب کنگره گذشته و به امضای اوباما رسیده است، دیگر هیچ شانسی برای تغییر نگذاشته و هیاهو برای هیچ تلقی می‌شود.

تمام آن چیزی که جنبش تی پارتی و به تبع آن حزب جمهوریخواه تاکنون ارائه کرده است کلی‌گویی و چیدمان شعارهای ذاتا پارادوکسکالی است که هرگز قابلیت تحقق عینی نخواهد داشت زیرا آنها هنوز به درستی افول تاریخی اقتصاد ایالات متحده را باور نکرده‌اند و براساس پارامتر‌های گذشته آمریکا تصمیم‌گیری و تدوین استراتژی می‌کنند.

جایگاه ایران در رقابت‌های حزبی آمریکا

ایران نام آشنایی برای فعالان حزبی در آمریکاست چه‌بسیار هستند کسانی که با تبلیغ منفی و ایجاد جنگ روانی علیه جمهوری اسلامی ایران به قدرت دست یافته‌اند و چه نام‌های ثبت شده از افرادی که به مردم آمریکا درباره ایران دروغ گفته اند.

اما همواره سوال اساسی این است که بالاخره آمریکا با جمهوری اسلامی ایران چه می‌کند؟ این دشمنی‌ها تا کی ادامه خواهد داشت؟ تیرگی روابط به نفع چه کسانی است؟ آیا واقعا ایران و آمریکا برای همیشه راه دوستی را مسدود کرده‌اند؟

درباره تاثیرات احتمالی شکست دموکرات‌ها در انتخابات میا‌ندوره‌ای آمریکا بر رادیکال شدن سیاست خارجی اوباما نسبت به ایران باید گفت جمهوریخواهان خواستار آن هستند که در عرصه سیاست خارجی ازجمله در برخورد با ایران خط مشی‌ای سخت‌تر اتخاذ شود. حتی پیش از این که جمهوریخواهان در انتخابات نوامبر موفق شوند مک‌کین و دیگران در کنگره تلاش‌ کردند که اعمال تحریم‌های بیشتر و تحریم‌ بنزین علیه ایران را به تصویب برسانند.

لیندسی گراهام، یک عضو جمهوریخواه مجلس سنای آمریکا معتقد است که اگر دولت باراک اوباما تصمیمی جسورانه‌تر در مورد برنامه هسته‌ای ایران بگیرد، از حمایت جمهوریخواهانی برخوردار خواهد بود که اخیرا اکثریت مجلس نمایندگان این کشور را به دست آورده‌اند.

لیندسی گراهام، سناتور ایالت کارولینای جنوبی روز شنبه ? نوامبر (?? آبان) در اجلاس امنیت بین‌المللی هالیفکس در کانادا گفت: آمریکا به هیچ وجه خواهان یک مواجهه نظامی دیگر نیست، اما دنیا هم نمی‌تواند یک ایران مسلح به سلاح هسته‌ای را بپذیرد.

گراهام گفت: برنامه اتمی ایران به نقطه‌ای خواهد رسید که دیگر نمی‌توان آن را با یک حمله متعارف و محدود از میان برد و افزود حتی شاید از آن نقطه گذشته باشیم.

او گفت: فکر می‌کنم به جایی رسیده‌ایم که مجبوریم به جای حمله محدود به زیرساخت‌های هسته‌ای رژیم ایران، توانایی این رژیم برای آغاز جنگی علیه ما و متحدانمان را از میان ببریم.

او گفت: اگر ایرانی‌ها باور نکنند که ما به نیروی نظامی متوسل خواهیم شد، اگر فکر کنند که چنین چیزی غیرممکن است، در آن صورت گمان نمی‌کنم بتوانیم با تحریم وضع را عوض کنیم.

پاسخ روشن است که آقای گراهام نمی‌خواهد واقعیت امروز کشورش را بگوید که آمریکا نمی‌تواند به ایران حمله کند و فرقی ندارد که دموکرات‌ها بر سر کار باشند یا جمهوریخواهان زیرا این دیوانگی پیامد‌های نامشخصی برای آمریکا و متحدانش دارد.

اصولا جایگاهی که آمریکا در نظام بین‌الملل برای خود جستجو می‌کند همواره مرتبط با تحولات مهم جهانی و چگونگی شکل‌گیری ساخت قدرت در آمریکاست. سیاست خارجی در انتخابات آمریکا چه انتخابات ریاست جمهوری و چه انتخابات میان دوره‌ای مجلس نمایندگان و سنا از یک تاثیرگذاری متفاوتی برخوردار است. شکی نیست که اهمیت سیاست خارجی در انتخابات ریاست‌جمهوری بالاتر است و از طرفی با توجه به این که انتخابات کنگره هر دو سال یک بار برگزار می‌شود محاسبه افکارعمومی‌ در انتخابات کنگره معطوف به موضوعات داخلی بیشتر است و دیپلماسی در اولویت‌های بعدی قرار خواهد گرفت.

در دوره اوباما با توجه به تعریف تاکتیک جدید یعنی گفت‌وگو با ایران همگان منتظر تحولی بزرگ در روابط ایران و آمریکا بودند که به نظر می‌رسد این فرصت هم در حال سوختن است. شاید بعد‌ها اوباما متوجه شود که باید با ایران متفاوت با بقیه برخورد می‌کرد.

در آخرین اقدام خصمانه دولت آمریکا باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا با ارسال نامه‌ای به کنگره این کشور وضعیت اضطراری در رابطه با ایران را تمدید کرد. وضعیت اضطراری در رابطه با ایران از سال ???? برقرار است. در نامه اوباما آمده است براساس قانون وضعیت‌های اضطراری ملی، حالت اضطراری ملی را می‌توان لغو کرد، اما رئیس‌جمهور آمریکا پیش از پایان مهلت این وضعیت با ارسال یادداشتی به کنگره و ثبت آن در دفتر ثبت فدرال می‌تواند خواهان ادامه حالت اضطراری شود.

جایگاه ایران نزد دولت آمریکا

دولتی که حرف از تغییر زده بود باید می‌دانست که اراده تخریب برای خنثی‌سازی برنامه جدید بالاست. اوباما باید جریان‌های حزبی و لابی که قصد شارژ کردن فرایند تقابل را داشتند با سیاست‌های برنامه‌ریزی شده مهار و کنترل می‌کرد. اوباما باید در اصلاح نگرش خود براساس نماد قدرتی منطقه‌ای به ایران نگاه و سیاست‌های دوگانه آمریکا را که در منطقه سال‌ها جاری بود، تصحیح می‌کرد.

اگر اوباما موضوع ایران و جایگاه ایران، به عنوان یک ضرورت دائمی ‌و انکارناشدنی در حوزه آمریکا و سیاست‌های جهانی درک کرده بود پس چرا راه جورج بوش پسر را ادامه داد؟ نباید این باور قوی‌تر شود که در واشنگتن هیچ کس نمی‌خواهد مساله ایران را حل و فصل کند و همه دنبال چالش بیشتر برای تامین منافع دیگران هستند زیرا اگر این باور قوی‌تر شود تهران دیگر هیچ وقت به واشنگتن نمی‌تواند اعتماد کند.

معماران سیاست خارجی ایالات متحده باید اهمیت ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک ایران را جدا از چالش‌های به وجود آمده بررسی کنند اقدامی که تاکنون صورت نگرفته است و به همین خاطر آمریکا روز به روز در منطقه با مشکلات بیشتر و جدیدتری روبه‌رو می‌شود.

لذا استراتژیست‌های آمریکایی و نخبگان آمریکایی و تصمیم‌سازان سیاست در آمریکا باید درک کنند که در پیگیری تغییر شیب استراتژیک در منطقه و بحران‌سازی راه به جایی نخواهند برد.

بست یک قدرت منطقه‌ای ریشه در عوامل زیادی دارد و نمی‌توان ظرف چند سال آلترناتیو آن را با فروش تجهیزات نظامی مدرن به کشور همسو ایجاد کرد.

با پیروزی نسبی جمهوریخواهان در انتخابات اخیر، آنها سعی می‌کنند با حمله به سیاست‌های داخلی و اقتصادی دولت همزمان فشار بر سیاست خارجی اوباما را افزایش دهند تا به این وسیله علاوه بر کنترل دولت آمریکا همزمان شرایط پیروزی را برای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در ???? برای خود حفظ کنند.

جمهوریخواهان مجبور هستند برای بازگشت به قدرت روند سیاست خارجی دموکرات‌ها را قفل کنند. اصولا در حوزه دیپلماسی، جمهوریخواهان بشکل سنتی سعی کرده‌اند تا فاصله مشخصی را با دموکرات‌ها حفظ کنند و انگیزه این فاصله به چگونگی وام داری آنها با جریان سرمایه‌داری آمریکا خصوصا جریان سرمایه صنعتی نظامی و بعضا تجاری و مالی و خدمات بازمی‌گردد.

از آن طرف ایرانی‌ها هم بازگشت جریان ایدئولوژیک همچون جریان نئومحافظه‌کاران را که در اندیشه بازسازی خود است، نباید دست‌کم بگیرند. آنها بزودی ایران را بیشتر از گذشته سوژه تبلیغی خود می‌کنند.

محافظه‌کاران جدید نیاز به تحول در منطقه خاورمیانه را جدی‌تر می‌دانند با توجه به نیاز امروز اسرائیل به بر‌هم‌زدن ساز و کار شکل گرفته و خارج کردن اسرائیل از موضع انفعالی می‌تواند از راهکار‌های تاکتیکی آنها به حساب آید. موضوع هسته‌ای ایران و حمایت معنوی ایران از جنبش‌های آزادیخواه و در گام آخر تحولات داخلی ایران نیز در چارچوب ژئوپلتیک نئومحافظه‌کاران با اهمیت تلقی خواهد شد.

از دیدگاه نئومحافظه‌کاران شعار تغییر که پرچمدار آن باراک اوباما بوده است یک فاجعه در روابط واشنگتن ـ‌ تهران محسوب می‌شود و برای آنها شعار تغییر به معنای تغییر حکومت در ایران است.

فرشاد فرخ‌زاد / جام جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها