با مدیرکل بورس و دانشجویان خارج وزارت علوم، تحقیقات و فناوری

توصیه به دانشجویان بورسیه: ازدواج کنید

اشاره: براساس آمارهای رسمی کشور 80 هزار دانشجوی ایرانی در دانشگاه‌های خارج تحصیل می‌کنند، در حالی که ظرفیت دانشگاه‌های دولتی و آزاد در چند سال اخیر 2 یا 3 برابر رشد کرده و حتی گفته می‌شود امسال 200 هزار صندلی دانشگاه‌ها خالی مانده‌اند، اما هر سال تعداد زیادی از دانشجویان ایرانی ـ‌که آمار مشخصی از آنان در دست نیست ـ‌ برای تحصیل در مقاطع کارشناسی و سپس کارشناسی ارشد و دکتری به هزینه خودشان از ایران خارج می‌شوند.
کد خبر: ۳۶۶۳۶۸

بنا بر اعلام وزارت علوم، 80 درصد دانشجویان ایرانی در دوره کارشناسی ترجیح می‌دهند در دانشگاه‌های خارج تحصیل کنند. این مساله و نیز وضعیت دانشجویان بورس وزارت علوم زمینه گفت‌وگوی «جام‌جم» با حسن مسلمی نایینی، مدیرکل بورس و امور دانشجویان خارج شد که در ادامه می‌خوانید.

آقای دکتر آمارها نشان می‌دهد که تمایل دانشجویان ایرانی برای ادامه تحصیل در خارج از کشور زیاد شده، نظر شما چیست؟

در بین ایرانی‌ها تمایل به رشد در حوزه علم همواره زیاد بوده، ولی در گذشته با ممانعت‌هایی همراه بوده است، ولی به علت محدودیت‌های خاص دانشگاهی پیش از انقلاب این امکان آن طور که باید فراهم نبود، اما بعد از انقلاب بلافاصله که درها باز شد و اجازه دادند تا علم فراگیر شود و همه بتوانند از این فرصت استفاده کنند، بشدت مورد توجه جوانان قرار گرفت چون ایرانی‌ها عاشقانه در پی علم هستند. از طرفی جمعیت کشور هم 2 برابر شده و الان متقاضی زیادی برای تحصیلات دانشگاهی داریم.

 فکر می‌کنم بیشتر منظور شما، افزایش تمایل به ادامه تحصیل در داخل است، ولی منظورم افزایش تعداد دانشجویان ایرانی در خارج است. 

خب، وقتی در داخل برای تحصیل برخی محدودیت‌ها وجود داشته باشد، مشاهده این تمایلات عجیب نیست، ما هم محدودیت در رشته داریم، یعنی متقاضیان برای 5 ـ‌4 رشته در دانشگاه‌ها بسیار بالاست، مثلا معماری، کامپیوتر، حسابداری از جمله این رشته‌هاست. زمانی که در بخش اداره کل دانشجویان داخل بودم، زمانی که کار انتقال دانشجو از خارج به داخل را انجام می‌دادیم، از هر 3 دانشجو یکی معماری، یکی کامپیوتر بود که در خارج تحصیل می‌کردند یک علت همین محدودیت‌ها در رشته و ظرفیت پایین است و به نظر من ورود به این رشته‌ها در بسیاری از دانشگاه‌های خارج راحت‌تر است. از طرفی در مقاطع تحصیلات تکمیلی می‌بینیم که ما شاهد رشد جمعیت بالایی بودیم که تعداد زیادی از آنها خواستار تحصیل در مقاطع بالاتر از لیسانس هستند، ولی به نظر می‌رسد ما باید علی‌رغم افزایش ظرفیت‌ها که حالا 3 یا 4 برابر شده و حتی مقاطع دکتری که الان سالانه 7 هزار نفر وارد می‌شوند، ولی درصد قبولی‌ها نسبت به آمار داوطلبان بسیار کم است. مثلا در مقطع فوق‌لیسانس آمار قبولی‌ها فقط 9 درصد است یا  در دکتری تنها 3 تا 4 درصد ا ست و این بسیار کم است. باید یک فکر اساسی کرد. به نظر من براحتی می‌توانیم این مشکل را حل کنیم.

یعنی شما می‌فرمایید بیشتر اشتیاق جوانان برای تحصیل در خارج بیشتر در دوره‌های تحصیلات تکمیلی دیده می‌شود. شما چندی پیش اشاره کردید که 200 هزار صندلی در دانشگاه‌های ما خالی مانده است، از آن سو بحث افزایش اشتیاق دانشجویان برای ادامه تحصیل در خارج ـ‌ حتی در مقاطع تحصیلی لیسانس ـ بسیار جدی است، این امر به نظر می‌رسد ناشی از عدم برنامه‌ریزی صحیح در وزارت علوم باشد که به رغم سرمایه‌گذاری دچار یک زیان درونی شده، نظر شما چیست؟

این امر به طور ناگهانی ایجاد نشده، من تایید می‌کنم که بسیاری از متقاضیان تحصیل در خارج در مقطع لیسانس هستند، اما باید بپذیریم که این تمایل در رشته‌های خاص بیشتر دیده می‌شود.

مثلا چه رشته‌هایی؟

مثل مهندسی برق،‌ معماری، پزشکی، حقوق و مدیریت و حسابداری که باید برنامه‌ریزی کنیم‌، آن صندلی‌هایی که خالی است عمدتا هم در دانشگاه‌های غیرانتفاعی است به این رشته‌ها اختصاص یابد. بخصوص این که خیلی از والدین ما، تمایل دارند تا قبل از سن سربازی بچه‌ها را به خارج بفرستند و این امر باعث شده تا 80 درصد دانشجویان ایرانی که در خارج در مقطع لیسانس هستند و اصولا قبل از سن سربازی به خارج رفته‌اند. یعنی اگر 74 یا 75 هزار دانشجوی ایرانی در خارج که از رایزن‌های علمی دریافت کرده‌ایم، 50 هزار نفرشان در مقطع لیسانس هستند که عمدتا هم در چند رشته‌ای است که عرض کردم یعنی مهندسی، حقوق، حسابداری و معماری. در تحصیلات تکمیلی هم وضعیت به همین عنوان است، 90 تا 91 درصد از داوطلبان قبول نمی‌شوند یعنی امسال از حدود 800 هزار متقاضی ورود به دوره فوق‌لیسانس، به نظر می‌رسد فقط 75 هزار نفر قبول شده باشند یعنی چیزی حدود 9 درصد، که این هم دلیلی است که منجربه خروج جوانان برای تحصیل در خارج می‌شود. که البته این موضوع باید بررسی شود.

ما ظرفیت‌ها را افزایش دادیم، خیلی‌ها هم به خارج نمی‌روند، اما 200 هزار تا صندلی خالی مانده چرا؟

این صندلی‌ها بعضا در رشته‌هایی است که شاید کمتر متقاضی دارد. بخصوص در مقاطع کارشناسی قرار دارد یا مناطق خاصی هستند یا تعداد زیاد دانشگاه‌های غیرانتفاعی در یک منطقه یعنی توزیع نامناسب این دانشگاه‌ها در سطح مناطق مختلف باشد که با آمایش سرزمین به پیشنهاد مقام وزارت در حال انجام است، امیدواریم این مشکلات حل شود. ولی من فکر می‌کنم باید مجوز رشته‌های پرمتقاضی بیشتر به دانشگاه‌ها داده شود تا به تقاضای همه پاسخ داده شود.

از رویکرد شما این طور برداشت می‌شود که دانشگاه‌‌ها رشته‌هایی را که متقاضی دارند، توسعه بدهند و برخی رشته‌ها که طرفداران کمتری دارند به تدریج حذف شوند یا ظرفیتشان کاهش داده شود، این نگاه به مجموع رشته‌های دانشگاهی در آموزش عالی به نظر شما توجیه‌پذیر است.

خیر. من چنین نکته‌ای را نگفتم. من از حذف صحبت نمی‌کنم،‌ اگر دانشجویان می‌خواهند در معماری و برق و حسابداری و حقوق تحصیل کنند باید توسعه داده شوند، در حال حاضر دانشگاه‌های غیرانتفاعی ما، ظرفیت و استادان خوبی دارد. به جای این که کاردانی تاسیسات به این دانشگاه‌‌ها داده شود، فوق‌لیسانس رشته‌های پر متقاضی داده شود، تا به این ترتیب دانشجویان مشتاق و جذب این دانشگاه‌ها بشوند.

با این رویکرد شما، می‌توانیم آمار دانشجویان متقاضی تحصیل در خارج را هم کم کنیم. یعنی افراد به صرف داشتن رشته معماری در دانشگاه غیرانتفاعی، از تحصیل در یک دانشگاه معتبر خارجی منصرف شوند؟

البته یک علت این علاقه این است که پسرها می‌خواهند از سد نظام وظیفه بگذرند، برای تحصیل در دوره‌های پایین‌تر از کشور خارج می‌شوند، من فکر می‌کنم باید برای این کار با مجلس همفکری کرد. این که یک نفر پس از اخذ پیش‌دانشگاهی 6 ماه فرصت دارد مثل مدرک کارشناسی که بعد از گرفتن لیسانس هم افراد برای خروج از کشور 6 ماه فرصت دارند،‌ اگر ما برای دیپلم یا پیش‌دانشگاهی فرجه بیشتری بگذاریم تا این افراد کنکور خودمان را بدهند و چه بسا از رفتن منصرف شوند، خیلی‌ها از ترس کنکور و نظام وظیفه، زودتر از ایران می‌روند که البته صدمات جبران‌‌ناپذیری دارد.

شما چه راه‌حل مشخصی دارید؟

به نظر من در ابتدا باید ظرفیت رشته‌های پرطرفدار را به دانشگاه‌های کوچک‌تر داد و دوم مشکل نظام‌وظیفه داوطلبان ورود به دانشگاه طوری حل ‌شود که مجبور نباشند از ترس آن زودتر از کشور خارج شوند.

آقای دکتر! دانشجویان ایرانی بیشتر به کدام کشورها می‌روند و از کجا پذیرش می‌گیرند.

بیشتر دانشگاه‌هایی که به آنها بورس می‌دهند. اولین کشور، آمریکاست، چون بورس می‌دهند و مقرری ماهانه هم می‌گیرند، از نظر علمی هم پیشرفته‌تر است. بعد از آن کاناداست و کشورهای فرانسه و اتحادیه اروپا بیشترین متقاضی را دارد. جدیدا هند و مالزی هم متقاضی ایرانی زیادی جذب کرده است.

علت علاقه دانشجویان ایرانی به دو کشور آخری که گفتید ـ یعنی هند و مالزی ـ برای چیست؟

خب از جهتی ارزان‌تر از سایر کشورهاست. دانشجویانی که درآمد کمتری دارند بیشتر راغب هستند به این کشورها بروند، هزینه دانشگاه و هزینه زندگی کمتر است.

چندی قبل اداره بورس وزارت علوم اعلام کرد که دانشجویان بهتر است از کشور‌های خاصی مثل چین و روسیه و ونزوئلا پذیرش بگیرند، به نظر می‌رسد که این دستورالعمل بیشتر وجهه سیاسی دارد تا علمی؟

ببینید این کشورها محدودیت‌های کمتری برای تحصیل دارند، دانشجو در هر رشته‌‌ای می‌تواند درس بخواند.

ببخشید، منظور‌تان چه نوع محدودیت‌هایی است؟

کشورهای انگلیسی‌زبان محدودیت‌های خاصی را اعمال می‌کنند، برخی رشته‌ها را تحریم کرده‌اند، ولی در روسیه و چین این گونه نیست.

یعنی برخی دانشگاه‌های دنیا برای دانشجویان ایرانی محدودیت‌هایی ایجاد کرده‌اند و آنها را در برخی رشته‌ها جدب نمی‌کنند؟

بله، روسیه و چین به این شدت نیست، ما تعاملات فرهنگی و اقتصادی بیشتری با این کشورها داریم و معمولا رتبه علمی کشوری مثل روسیه در نظر گرفته نمی‌شود. این کشور چندین برنده نوبل دارد که هنوز هم زنده‌اند. ما در بازدیدی که از بلاروس داشتیم، دیدیم خیلی از دانشگاه‌های این کشور با کشوری که من درس خواندم یعنی ژاپن و دانشگاه توکیو، تفاوتی ندارند. آزمایشگاه‌ها و امکانات علمی فراوانی دارند، از جهت ارتباط استاد و دانشجو وضعیت خوبی دارند و به راحتی هم دانشجوی ایرانی می‌پذیرند. فقط زبان است که به علت عدم آشنایی به زبان آنها، تمایل دانشجویان ایرانی به چین و روسیه کمتر است. البته ما هیچ محدودیتی برای دانشجویان قرار نمی‌دهیم ولی روسیه و چین را به خاطر تعاملاتی که با کشور ما دارند و به خاطر نیازهای کشور، تایید می‌کنیم.

شما در اعطای بورسیه داخل به دانشجویان هم قصد دارید بیشتر به این کشورها اعزام داشته باشید؟

نه فقط به این دو کشور ولی این دو را هم مثل سایر دانشگاه‌ها تشویق می‌کنیم. قبلا سالانه تعداد محدودی به روسیه و چین می‌رفتند، اما الان بیشتر تشویق می‌کنیم.

شما در اعطای بورس به دانشجویان معمولا این حق را از دانشجویان ممتاز دختر دریغ می‌کنید. علت این محدودیت که به تعبیر من نوعی تبعیض است، چیست؟ ببینید در حال حاضر سهم دختران از نظام آموزش عالی و حتی کیفیت تحصیلی آنان کمتر از پسرها نیست... .

ببینید ما به عنوان اداره‌ای که بورس اعطا می‌کنیم، توصیه شده‌ایم که حتما دختران متاهل باشند و مجرد نباشند.

شما خودتان با این تبعیض موافقید؟

بله من موافقم. همه ما خارج بوده‌ایم، اگر متاهل شوند خیلی راحت‌ترند تا مجرد باشند. ما حتی به عنوان سیاستی که از قبل بوده می‌توانیم بورس همراه هم بدهیم. یعنی هر دو با هم ـ زن و شوهر ـ بروند و درس بخوانند.

آقای مسلمی، این مساله را در مورد پسرها مطرح نمی‌کنید. بخش عمده‌ای از دانشجویان پسر که اعزام می‌شوند، مجردند... .

الان آهسته آهسته این محدودیت را برای پسرها هم می‌گذاریم. تشویقشان می‌کنیم برای راحتی بیشتر در جامعه ازدواج کنند. ما به پسرها هم توصیه می‌کنیم زودتر ازدواج کنند، وقتی مقرری هم می‌دهیم برای افراد متاهل بهتر است. شما وقتی خارج می‌روید متاهل باشید 60 درصد به فرد می‌دهیم و 30 درصد به هر فرزند می‌دهیم یعنی 2/1 برابر بیشتر مقرری می‌گیرند. از لحاظ صدمات اجتماعی و روحی متاهلان کمتر آسیب می‌بینند.

در مورد مقرری‌ها هم صحبت کنید، درحال حاضر مقرری‌ها بر چه اساسی تعیین می‌شود؟

این مقرری‌ها هنوز به طور کامل مصوب نشده است که افزایش 20 درصدی داشته است.

الان بیشتری مقرری‌ها را دانشجویان کدام کشور می‌گیرند؟

فکر می‌کنم ژاپن است. در آخرین تغییرات میزان مقرری، از رایزن علمی آن کشور و سفارت و من امسال از 10 دانشجوی آن کشور پرسیده‌ام که تورم و وضعیت قیمت‌ها آنجا چگونه است. خوشبختانه در ژاپن افزایشی نداشته‌ایم. چون مقرری‌ها کافی بود. بعضی کشورها بین 20 تا 35 یا 40 درصد مقرری‌ها را افزایش داده‌ایم مثلا در مسکو مقرری‌ها 40 درصد افزایش داشته است. در اروپا هم 30 تا 35 درصد افزایش یافته و امیدوارم هیات دولت تصویب کند که از مهرماه این میزان افزایشی پرداخت شود که به زودی روی سایت وزارت علوم قرار می‌دهیم تا همه ببینند.

در حال حاضر مهم‌ترین مشکلات دانشجویان ایرانی اعم از بورسیه و غیربورسیه چیست؟

یکی از مشکلات عمده دانشجویان ما روحی و روانی است. چون ایرانی‌ها کمتر به خارج می‌روند و معمولا اولین باری است که به خارج می‌روند و معمولا به لحاظ روحی آماده کند البته در تلاشیم برای رفع این مشکل طرح جدیدی را با مرکز مشاوره وزارت علوم اجرا کنیم تا قبل از رفتن آنان را آماده کنیم.

در مرحله بعد می‌خواهیم تشکل‌هایی را با کمک دانشجویان سایر کشورها ایجاد کنیم تا آنها تجاربشان را در اختیار دانشجویان جدید قرار دهند. دانشجویان ایرانی تقریبا بعد از 6 ماه خودشان را تطبیق می‌دهند و احتمالا مشکلاتشان رفع می‌شود. اما درصد زیادی از بچه‌ها مشکل مالی پیدا می‌کنند که باید چاره‌جویی شود. یکی دیگر از مسائل فرهنگی به خاطر نبود آمادگی برای رویارویی با محیط باز است که تا خودشان را سازگار کنند، دشوار است.

آقای دکتر، اداره کل بورس دائم در رشته‌های خاصی دانشجو اعزام می‌کند در بسیاری از رشته‌ها بویژه در علوم انسانی اصلا اعزام نداریم. اگر پاسخ شما این است که جامعه باید نیاز داشته باشد، من می‌پرسم اگر نیازی نیست چرا در داخل ایجاد می‌شود که عده‌ای با علاقه به آن وارد شوند و بعد از گرفتن بورس ناامید باشند؟

یکسری داشته‌ها اولویت دارند و ما بیشتر در آن رشته‌ها اعزام داریم. من نمی‌دانم شما چه رشته‌هایی را می‌فرمایید. ما این رشته‌ها را در کمیته‌های تخصصی بررسی می‌کنیم.

دانشگاه‌های ما در حال حاضر در رتبه‌بندی جهانی جایگاه خوبی ندارند، یکی از دلایلش ارتباط بسیار کم بهترین دانشگاه‌های ما با دانشگاه‌های معتبر دنیا و تبادل دانشجوست، به نظر شما چرا این ارتباطات هیچ وقت توسعه پیدا نکرده است؟

بله این ارتباط کم است، ما باید مشوق‌های بیشتری در این مورد بگذاریم، اگر استاد و دانشجوی خارجی جذب کنند. اگر دوره‌های مشترک بگذارند، اگر تعامل با دانشگاه‌های خارجی بکنند، این‌ها را در ارتقای مراکز تاثیر بدهیم. من هم می‌پذیرم که ارتباط بسیار کم است. ما در این جهت حاضریم دوره‌های مشترک بین دانشگاه‌ها را حمایت کنیم و در مقاطع دکترا دوره‌های مشترک قرار دهند، حاضریم دانشجویان را بورس کنیم و مخارج داخل و خارج را تامین کنیم ولی اهرم‌های تشویقی را برای فرد و گروه دانشگاه باید سایر قسمت‌های وزارت علوم برنامه‌ریزی کنند.

خیلی از بچه‌هایی که خارج درس می‌خوانند، بورس وزارت علوم نیستند و با هزینه خودشان تحصیل می‌کنند، آیا شما ارتباطی با آنها دارید؟ اصلا برای وزارت علوم مهم است که این افراد را شناسایی کند، حمایت کند و بانک اطلاعاتی از وضعیت آنان داشته باشد؟

بانک اطلاعاتی موجود نیست، این تعداد که از طرف ما رفته‌اند و به لحاظ نظام وظیفه مشکل دارند، می‌شناسیم و ارتباط داریم، عده زیادی مشکل نظام وظیفه ندارند و خودشان می‌روند، ما تلاش کردیم بودجه خاصی در اختیار رایزن‌های علمی قرار دهیم که اگر برنامه‌ای دارید دانشجویان ایرانی را دعوت کنیم و حتی غیربورسیه را تحت پوشش برنامه‌های خود قرار دهند. ولی ارتباط کم است. من روزانه 30 ایمیل از بچه‌ها چه داخل چه خارج دریافت می‌کنم و تمام تلاشمان را می‌کنیم که به آنها پاسخ دهیم و از طریق سایت وزارت علوم دانشجویان می‌توانند مشکلاتشان را به ما منتقل کنند.

آماری در اختیار دارید که چند نفر سالانه غیر از بورسیه‌‌ای‌ها از کشور خارج می‌شوند؟

خیر، چنین آماری در اختیار ما نیست.

این که چند نفر برمی‌گردند چه؟

کسانی که مشکل نظام وظیفه دارند و برمی‌گردند و به ما مراجعه می‌کنند، می‌شناسیم.

به هر حال آقای دکتر، خیلی‌ها بازنمی‌گردند.

بله، شاید خیلی‌ها برنگردند.

شما چه کار کرده‌اید که دانشجویان نخبه ما برگردند؟

خب، یکی از راه‌ها داشتن ارتباط مستمر با آنهاست. دوم بستر آماده کنیم که وقتی دانشجوی دکترا برمی‌گردد مدت‌ها بلاتکلیف باشد و دنبال شغل بگردد. ما باید گروه‌های دانشگاهی را تشویق کنیم که این دکتران جوان را به راحتی بپذیرند. خیلی از این بچه‌ها به پژوهش علاقه‌مندند. باید کارهای پژوهشی را در دانشگاه‌ها توسعه داد تا این افراد جذب شوند.

برنامه‌تان برای اعزام دانشجو در سال جاری چیست؟

امسال در 6 ماهه اول 63 نفر اعزام شده‌اند، سعی می‌کنیم تا آخر سال به حدود 200 نفر برسانیم. سختگیری‌ها را به خصوص در زبان بیشتر کرده‌ایم، از آن طرف فرد باید پروپوزالی (طرح تحقیقاتی)‌ که در جهت حل مشکل کشور باشد، تهیه کند، گاهی مجبور است تا سه بار طرح خود را بازبینی کند؛ موضوع رساله آنان باید مشکلات مملکت را حل کند.

کتایون مصری‌/‌ گروه جامعه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها