حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
پایان کار داد الله، روحانی مسجد روستای کوچکی ـ با 15 خانه ـ در استان قندهار خیلی زود فرارسید. او داشت چای میخورد که صدای داد و فریاد شنید و چند تا از بچههایش هراسان وارد اتاق شدند.
بچهها خبر دادند نظامیان آمریکایی دارند با چند تانک میآیند. مورا، همسر داد الله گفت: لحظاتی بعد دو نظامی جوان آمریکایی وارد اتاق شدند و او را کشان کشان بردند.
«یک دقیقه بعد صدای تیراندازی شنیدم. شوهرم را دیدم که با صورت روی زمین افتاده و یک سرباز سیاهپوست آمریکایی بالای سرش ایستاده. سرباز دیگر به من گفت داخل اتاق بروم و مترجم آنان مرا وادار کرد داخل یکی از اتاقها بروم».
«چند دقیقه بعد صدای انفجار شنیدم. دوان دوان از اتاق بیرون آمدم و در حالی که مترجم فریاد میزد سرجایم بمانم از در خانه بیرون رفتم و به او توجه نکردم، بعد شوهرم را دیدم که داشت میسوخت».
سربازان متهم
براساس اوراق دادگاه که به وسیله ارتش آمریکا بایگانی شده، ملا داد الله 45 ساله، از روستای کوچک کالاگی، سومین قربانی سربازان آمریکایی بود که بدون هیچ دلیل ظاهری کشته شد.
3 نفر از سربازان عضو یک جوخه به ارتکاب حداقل 3 قتل متهم شدهاند که یکی از آنان ملاداد الله است و 7 سرباز دیگر این جوخه به خلافهای دیگر ازجمله حمله و تجاوز، استفاده از حشیش و تلاش برای جلوگیری از تحقیقات درباره جرایم خود متهم شدهاند. نیویورکتایمز نمایندهای به میوند، ناحیه غربی قندهار که قتلها در آنجا صورت گرفته بود فرستاد تا خانواده 3 نفری را که کشته شده بودند، پیدا کند.
خانواده داد الله میترسیدند برای دیدار با گزارشگر نیویورکتایمز به قندهار بیایند زیرا بیم داشتند نیروهای ائتلاف بار دیگر به آنان حمله کنند یا طالبان جلوی ایشان را بگیرند و فقط قبول کردند تا روستایی بیایند که امکان تماس تلفنی وجود داشته باشد و از آنجا با تلفن با خبرنگار تایمز صحبت کنند.
همسر داد الله شرح داد چگونه نظامیان آمریکایی، در تلاش برای کشتن او، به خانهاش حمله کردند. او گفت: «هر چه را دمدستشان بود شکستند و پاره کردند، اما حتی یک گلوله در خانهام پیدا نکردند».
عبداله جان، پدر همسر داد الله و ریش سفید خانواده کمی بعد در دفتر فرمانداری منطقه از یک مامور اطلاعاتی افغانی حرفهایی را که نظامیان آمریکایی هنگام تحویل جسد داد الله گفته بودند، شنید.
جان گفت: «او به من گفت آمریکاییها ادعا کردند داد الله نارنجک داشت و میخواست به سربازان حمله کند که نارنجک منفجر شد و خودش به قتل رسید. سعی کردم توضیح بدهم او اهل این کارها نبود بلکه روحانی مسجد روستا بود و هیچ ارتباطی با طالبان نداشت و نمیخواست داشته باشد. آمریکاییها نارنجک را زیر لباس او گذاشتند.
جان گفت یک ساعت بعد جسد دامادش را تحول گرفت و از این که آن را در یک کیسه پلاستیکی سیاه گذاشته بودند، متعجب شد: «طوری رفتار کرده بودند که انگار آشغال است».
کشتار بیگناهان
آمریکاییها یک یا دو کیلومتر دورتر از کالاگی، در نزدیکی روستای کارز، مرد دیگری را تقریبا به همین شکل کشته بودند.
حاجی عبدالقیوم همسایه مقتول و یکی از بزرگان قبیله گفت: گلبدین 37 ساله، در یک روز سرد در ژانویه گذشته مشغول اسبابکشی به خانه جدیدش بود که نظامیان آمریکایی با چند نفربر زرهی به روستا آمدند. پسر گلبدین داشت گریه میکرد، اما نظامیان توجهی نکردند. او را جلو خانه و در برابر چشمان اشکآلود پسرش به گلوله بستند.
قیوم به درخواست نیویورکتایمز به دیدار پدر گلبدین رفت و از او پرسید آیا حاضر است درباره قتل پسرش با روزنامه حرف بزند. جواب او ناله هر پدری بود که داغ فرزندش را در دل دارد. پدر گفت: «درباره پسرم حرف نزنید. فکرم آمادگی آن را ندارد که حتی نام او را بشنود. حتی وقتی شما نام او را میآورید مرا عصبی میکند و قلبم را به درد میآورد. خواهش میکنم، التماس میکنم. قلبم را به درد نیاورید».
ریشسفیدان محلی برآورد میکنند طی 8 ماه گذشته حداقل 42 غیرنظامی در جریان عملیات گوناگون آمریکاییها فقط در میوند کشته شدهاند.
طالبان نیز مردم بیدفاع را در این منطقه کشتهاند، اما قتل این 42 نفر است که در ذهن مردم محلی حک میشود.
حاجی هیاتاله، پیرمردی از منطقه میوند گفت: «من اهل همین منطقه هستم و اعضای خانوادهام قرنها در اینجا زندگی کردهاند.
من کسانی را که با طالبان یا مخالف آنها هستند میشناسم، اما آمریکاییها مردم بسیاری را کشتهاند که طرفدار طالبان نبودند و این برای ما خیلی دردناک است و باعث نفرت مردم از آمریکاییها میشود. برای همین است که مردم محلی اینجا به آمریکاییها کمک نمیکنند».
سایت نیویورک تایمز / مترجم : علی کسمایی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....