حقوق شهروندی

در یک تحقیق تاریخی، از مهم‌ترین اصول قابل توجه، وجود اسناد، مدارک و شواهد متقن و ارزیابی‌ هر چه صحیح‌تر آنها در رهیافت به هر چه نزدیک‌تر شدن به واقعیت‌هاست. هرگونه تاثیرگذاری احساسات شخصی و جهت گیری‌های برخاسته از دلبستگی‌ها و تعصبات سیاسی، قومی و ایدئولوژیکی می‌تواند به اصالت و کارایی یک تحقیق خدشه وارد سازد و از اعتبار علمی آن بکاهد. متاسفانه بسیاری از آثار پژوهشی که تاکنون در جامعه ما پدید آمده، واقعیت‌های تاریخی با درجات متفاوتی بدرستی تبیین و ارزیابی نشده و گاه نیز در دام آسیب‌های ناشی از دلبستگی‌ها و مطلق‌نگری‌های جزم‌اندیشانه و معرفت آزاد، مورد تحریف یا سانسور قرار گرفته‌اند. در بحث تاریخ ایران‌باستان و شخصیت‌های نام‌آور یا تاثیرگذار آن،‌ غالبا بدون وجود اسناد و مدارک متقن، قضاوت‌های صورت پذیرفته که در دام افراط و تفریط گرفتار آمده و خواننده یا پژوهنده را از دستیابی به یک شناخت درست محروم سازد.
کد خبر: ۳۶۱۹۷۰

بی‌تردید در آنچه امروز به عنوان تاریخ مکتوب جهان در اختیار ما قرار داده می‌شود، آسیب‌های بسیاری وجود دارد که به شکل تحریف، جعل یا حتی تاریخ‌سازی جهت بهره‌برداری‌های سیاسی ایدئولوژیکی در آن گنجانده شده است. به همین علت خواننده‌ای که به سراغ مطالعه تاریخ می‌رود باید به دور از خودشیفتگی‌هایی که می‌تواند او را از دریافت و قضاوت صحیح دور سازد، با طرح پرسش‌های منطقی به دنبال پاسخ‌هایی باشد که به شبهات و ابهاماتی که پیش رویش قرار می‌گیرد جوابی درست بدهد نه این‌که با دیدن هر مطلبی ولو این‌که سراسر به نفع تاریخ او باشد، عقلانیت خویش را تابع احساسات کند و بی‌قید و شرط آنچه را که به نام تاریخ به او معرفی شده، بپذیرد.

آنچه ما امروز از تاریخ ایران باستان می‌دانیم، با آغاز حفاری‌هایی که از اواخر قرن نوزدهم در ایران شروع شده شکل گرفت.

در اکتشافات و تحقیقاتی که طی قرون 19 و 20 در ایران انجام شد، بخش‌هایی از تاریخ این سرزمین را به مردم ایران و جهان معرفی کرد. اغراق در بزرگ نشان دادن تاریخ یک کشور یا عداوت با آن به هر علت، سبب‌ساز تحریف تاریخ شده، منجر به آسیب‌های بسیار سختی به آن می‌شود که نتیجه هر دوی این نوع نگاه، اغراق اذهان عمومی را در پی خواهد داشت.

طی سالیان گذشته بسیاری از مقامات نظام به وجود «بحران هویت» در جوانان تاکید کردند و خواستار ارائه راهکارهایی برای برون‌رفت از این مساله مهم شدند. مهم‌ترین مساله‌ای که می‌تواند جوان را به نقطه ثابت هویتی برساند، آشنایی دقیق و پالایش شده او با تاریخ وطنش است. تا جوان به گذشته خویش و تاریخش واقف نباشد هرگز نخواهد توانست امروز را خوب درک کند و به همین علت هرگز موفق نخواهد شد که فردای درخشانی را رقم بزند. روز یکشنبه 22 شهریور محمود احمدی‌نژاد از استوانه کوروش رونمایی کرد. او در سخنانی کوروش، بنیانگذار سلسله هخامنشی را یگانه پرستی ظلم‌ستیز معرفی کرد.

شاید بتوان این اقدام را زمینه‌­ساز ایجاد پژوهشگاه تاریخی دانست که در آن مورخین و باستان‌شناسان مستقل از هر طیف اندیشه‌ای در کنار هم به کندوکاو در پیشینه این سرزمین بنشینند و ایران را آن‌چنان که بود به ایرانیان معرفی کنند.

اعلامیه حقوق بشر و شهروند فرانسه

از جمعیت 25 نفری فرانسه در قرن هجدهم، تنها یک میلیون نفر که از طبقه نجبا و روحانیون بودند، نیمی از مساحت خاک فرانسه و ثروت‌های کشور را در اختیار داشتند و از قدرت و مزایای فراوانی برخوردار بودند. اکثریت مردم جامعه یعنی کارگران، دهقانان، کشاورزان و کشیشان فقیر طبقه سوم جامعه را تشکیل می‌دادند که در شرایط بسیار نامطلوب اجتماعی می‌زیستند. در چنین شرایطی، جمعی از وکلای دادگستری، بانکداران، نویسندگان و پزشکان که تحت تاثیر عقاید روشنگرایانه فیلسوفان عصر قرار گرفته بودند به مقابله با نظام حاکم پرداختند. فشارها به جایی رسید که لویی شانزدهم در سال 1789، دستور تشکیل مجلس طبقاتی را که 175 سال به حال تعلیق درآمده بود صادر کرد.

مجموع مباحثات 661 نماینده طبقه سه، 326 نماینده روحانیون و 330 نماینده نجبا در 17 ژوئن 1789، منجر به اعلام تشکیل مجلس ملی شد. نمایندگان طبقه سوم با اکثریت 490 رأی در مقابل 90 رأی برتری خود را به اثبات رساندند.

2 روز بعد پس از آن مجلس روحانیون نیز به آن مجلس پیوست، اما چهار روز بعد لویی شانزدهم فرمان انحلال مجلس ملی راصادر کرد. فشار نمایندگان و مقاومت آنان و تعدادی از روحانیون سبب شد تا عاقبت شاه عقب‌نشینی کند و در 27 ژوئن پذیرفت که مجالس طبقات سه‌گانه به هم بپیوندند.

در 9 ژوئیه همان سال مجلس ملی به نام مجلس موسسان موجودیت خود را اعلام کرد. این مجلس تنظیم و تصویب اعلامیه حقوق بشر و شهروندی فرانسه را بر عهده گرفت و کمیسیون‌ها را مأمور تهیه طرح اعلام کرد.

طرح پس‌از تایید و موافقت کمیسیون با اصلاحاتی که در آن انجام شد در تاریخ 26 آگوست1789 م. به تصویب مجلس مؤسسان رسید. تأثیر همکاری و همراهی توماس جفرسون نویسنده اولیه اعلامیه استقلال آمریکا با مجلس موسسان فرانسه را می‌توان در بعضی از مواد مندرج در این اعلامیه دید که از اعلامیه استقلال آمریکا الهام گرفته است.

بعد از سقوط لویی شانزدهم،اولین قانون اساسی فرانسه در3 سپتامبر 1791 به تصویب مجلس ملی رسید.

در قانون اساسی 24 ژوئن 1793 مواد 1 تا 35 به اعلامیه حقوق بشر و شهروندی فرانسه اختصاص می‌یافت که در آن قانون، اعلامیه 1789 با توضیحات بیشتر مورد تأیید قرار می‌گرفت.

بعدها در مقدمه قانون اساسی جمهوری پنجم فرانسه، اصول مندرج در اعلامیه از ارزش قانون اساسی برخوردار اعلام شد.

این اعلامیه در سال 94ـ1793 به وسیله آنتونیو نارنیوی کلمبیایی ترجمه شد که 10 سال زندان را برای او به همراه داشت. یونسکو در سال 2003 این سند را جزو اسناد تاریخی خود ثبت کرد.

اعلامیه جهانی حقوق بشر

از ژوئن 1946 تا دسامبر 1948 در چارچوب سازمان ملل متحد، گروهی دست‌اندرکار نگارش سندی شدند که بعدها به صدور اعلامیه جهانی حقوق بشر منجر شد. در جریان برگزاری نشست‌هایی که در نیویورک، ژنو و سرانجام پاریس، افراد و گروه هایی به بحث درباره فلسفه، حقوق، راهبردهای سیاسی و تناوب‌های فرهنگی پرداختند و مسائل مربوط به تاکتیک زبان را مورد بررسی قرار دادند، سرانجام برای نیل به یک هدف بزرگ به توافق رسیدند.

در واپسین ساعات شب 10 دسامبر مجمع عمومی سازمان ملل متحد، بدون هیچ‌گونه رأی مخالفی اعلامیه جهانی حقوق بشر را به تصویب رساند.

این اعلامیه روز 19 آذر ماه سال 1327 شمسی و 159 سال پس از تصویب اعلامیه حقوق بشر و شهروند فرانسه و در سومین سال تأسیس سازمان ملل به تصویب رسید و به عنوان معیاری برای رعایت موارد مربوط به حقوق بشر در جهان پذیرفته شد.

ریاست دایره ویژه حقوق بشر با خانم النا روزولت همسر رئیس جمهور آمریکا بود. ایران از جمله اولین امضاکنندگان
این اعلامیه بود.

امپراتوری برای همه تاریخ

با مطالعه تاریخ جهان می‌توان دریافت که ایرانیان نخستین منادیان حقوق شهروندی بودند. تاریخ جهان مملو از جنگ‌هایی است که آرزوهای ملل ضعیف را برای یک زندگی آرام بر باد دادند و صلح و آرامش را در دوران مختلف از بشر گرفتند.

جنگ‌هایی که بعد از گذشت هزاران سال، هنوز نام متجاوزان آن در سرزمین‌های مورد تهاجم به بدی یاد می‌شود چرا که هیچ ملتی ستمی را که بر او روا داشته شده از یاد نمی‌برد، اما هنوز بسیاری از ملت‌هایی که کشورشان توسط کوروش، شاه هخامنشی، شاه ایران تصرف شد، آن دوره را جزو آرام‌ترین دوران تاریخ خود بر می‌شمرند.

بعضی از آنان از او به عنوان یک پیامبر صلح و آزادی یاد می‌کنند و سازمان ملل متحد، منشور او را به عنوان یکی از عالی‌ترین فرامین حکومتی جهان بر دیوار تالارهای معروفش نصب کرده تا همواره در مقابل چشم نمایندگان ملل متحد باشد. زندگی کوروش از چند جهت قابل تامل و بررسی است.

این‌که شیوه‌های رفتاری او در صحنه سیاسی بین‌المللی جهان قدیم، نمونه‌ای کامل از یک دیپلماسی موفق بود که با اتکا به شناخت مشخص از شرایط مشخص تحلیل‌های دقیقی را اتخاذ می‌کرد. کوروش در عین اقتدار، نیک می‌دانست قدرت نظامی همیشگی و جاودانی نیست و آنچه مردم یک سرزمین را به متابعتی قلبی و دائمی وا می‌دارد، احترام به عقاید آنان، برخوردی از سر مهر و بدون تبعیض است. بر همین مبنا او هنگام ورود به هر سرزمینی که فتح می‌شد، خود را نماینده خدای بزرگی معرفی می‌کرد که مردم آن سرزمین به آن معتقد بودند. او مراسم پادشاهی خود را در بابل به سبک بابلیان و در معبد مردوک انجام داد.

او با شناخت کاملی که از اختلاف کاهنان مذهبی با نبونید پادشاه بابل داشت، ‌در اول قدم، خدایانی که نبونید از شهرهای مختلف به بابل آورده بود، به معابدشان بازگرداند.

معابد خراب آنها را از نو بنا و تعمیر کرد و خود را نه پادشاه که نماینده مردوک برای رهایی مردم معرفی نمود. او به جنگ قدرت با کاهنان نپرداخت و قدرت آنان را تقلیل نداد. برای یهودیان خود را نماینده خدای یهوه معرفی کرد که برای آزادی یهودیان اقدام به تصرف بابل کرده است. او با شناخت دقیقی که از اندیشه‌های قوم یهود و مبلغانی که نوید آزادی یهودیان را از بابل می‌دادند، اقدام به معرفی خود کرد.

او با اتکا به حرف‌های اشعیا که به قوم یهود وعده داده بود: «... بیدار باشید خداوند بزرگ با دستی نیرومند خواهد رسید و بازوی او به نام او حکومت خواهد کرد ....» «خداوند چنین می‌گوید: من از کوروش گفتگو می‌کنم؛ او چوپان من است و مجری اراده من خواهد بود. خداوند با برگزیده خود کوروش چنین سخن می‌گوید و دست او را برای بر زمین کوبیدن ملل می‌گیرد.»

کوروش هیچ‌گاه درصدد تحمیل اعتقادات خود برملل مغلوب برنیامد و آن را در اتخاذ شیوه‌های مناسب و دلخواهشان آزاد گذارد.

او اموالی را که در زمان بخت‌النصر از معابد یهود غارت شده بود به آنها بازگرداند و حکومت آنجا را به یکی از شاهزادگان پارسی به نام زوروبابل سپرد.

وقتی صحبت از اقتدار کوروش می‌شود، باید دانست که او تربیت شده سرزمینی بود که فرهنگ دروغ، ریا و بدعهدی در آن راهی نداشت و در عین جنگاوری مردمی متعهد به عهد و پیمان بودند.

سازمان حکومتی کوروش بدین جهت مقتدرانه عمل می‌کرد که دستگاه سیاسی حکومت بر اطلاعات دقیقی که از سازمان بازرسی و خبرچینان می‌گرفت، اشراف کاملی بر اوضاع کشور و احوال مردم داشت. آنها حتی از نظریات مردم در دورافتاده‌ترین مناطق تحت فرمان آگاهی داشتند؛ آگاهی که سریعا توسط خبرچینان با پیک‌هایی دقیق و سریع که در سراسر کشور ایجاد شده بود، به دربار می‌رسید.

سازمان جاسوسی او با ناراضیان کشورهای دشمن ارتباطی دقیق داشتند و از علل عدم رضایت آنان آگاه بودند. مواردی که به کوروش کمک می‌کرد تا در وقت ورود بداند با چه کسی طرف است، ملت مغلوب چه می‌خواهد و او باید چه بگوید تا آنان را راضی، آرام و تابع نگه دارد.در برابر حاکمان و پادشاهانی که در مقابلش جنگیدند رفتار معرفت‌مدارانه‌ای را اتخاذ کرد چرا که به وجود یک دشمن کمتر اعتقاد داشت. نماینده مخصوص او که لقب چشم پادشاه را داشت به بازرسی ایالات امپراتوری می‌پرداخت تا طرز اداره امور کشور را در محل مشاهده کند و به او گزارش بدهد.کوروش افراد عالی‌مقام دربار و سپاهش را گرامی می‌داشت و به همین علت وفاداری دائمی آنها ر
ا به عنوان پشتوانه‌هایی همراه داشت. او امپراتوری را هویت بخشید که دو قرن تمام بر نیمی از جهان حکومت کرد.

امروز ایران کشوری است که فرمان پادشاه گذشته اش زینت‌بخش دیوار سازمان ملل متحد است، در اکثر دوران حیات مدنی خود مورد تهاجم قرار داشته است و در عرصه بازی‌های بین‌المللی جهان معاصر هرگاه که نخواست سر به زور بسپارد، متهم به نقض حقوقی شد که خود جزو اولین واضعان آن در جهان بود.

آرین حسن زاده

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها