در این راه زن جوان با همدستی مردی، شوهرش را به قتل رسانده و جسدش را در باغی دفن کرده بود.
مرد جوان که با این زن همدست بود، در جایگاه متهم ردیف اول قرار گرفت و به قتل اعتراف کرد. حرفهای این مرد در بسیاری از موارد دروغ بود و همین دروغگویی هم باعث میشد که نتواند به بسیاری از سوالات ما پاسخ دهد. با این حال از آنجا که جرم او محرز بود، بررسی اتهام وی چندان طول نکشید، اما در مورد اتهام زن جوان اینطور نبود. در هیچ جای پرونده بیان نشده بود که او چرا نقشه قتل را طراحی کرده است! زمانی که زن جوان در جایگاه حاضر شد، بدون هیچ مقاومتی اتهامش را قبول کرد. من از او خواستم برایمان بگوید، چرا این کار را کرده است. او گفت که شرایط زندگیاش را دوست نداشته است.
وقتی بیشتر توضیح داد، متوجه شدم این زن به خاطر اینکه خود را با دختران شوهرش مقایسه میکرده است، چنین نقشهای را طراحی کرده است. این زن میگفت: ازدواج اولم ناموفق بود و به همین دلیل هم جدا شدم. شرایط زندگی در خانه پدری پس از جدایی برایم بسیار سخت شد. یک دختر 3 ساله داشتم و پدرم مرتب مرا بابت طلاقم تحقیر میکرد. زمانی که شوهر مرحومم به خواستگاریام آمد، پدرم با اصرار مرا به عقد او درآورد در حالی که او حتی از پدرم بزرگتر بود. او دختران و پسرانی داشت که ازدواج کرده بودند و همسرش هم فوت کرده بود. من به اصرار پدرم به عقدش درآمدم. فکر میکردم این زندگی برایم خوب خواهد بود اما اینطور نشد. مدتی بعد متوجه شدم شوهرم همسر نمیخواهد و فردی را میخواهد که کنارش باشد و کارهایش را انجام بدهد. دخترانش اواخر هر هفته میآمدند و من مجبور بودم از آنها پذیرایی کنم و فقط کار میکردم و شوهرم مرا تفریح هم نمیبرد و شده بودم خدمتکارش. من به دنبال عشق در زندگیام بودم.
سرانجام عاشق فرد دیگری شدم. عشق نبود بی پناهی بود و بعد هم کار به اینجا رسید.
گفتههای این زن نشان میداد که او بشدت تحقیر شده است و این تحقیر باعث انتقامگیری خونین شده بود.
این زن جوان دلش میخواست شوهری شاد و سرحال داشته باشد و بتواند با او روزهای خوبی را بگذراند اما شوهرش آرامش دوران کهنسالی را در زندگی نیاز داشت.
این تفاوتها از زن جوانی که میتوانست در صورت داشتن شوهری مناسب، زنی خوب و مهربان باشد، یک زن خیانتکار ساخته بود.
این مشکل بسیاری از زنانی است که با مردان سن بالا ازدواج میکنند. ازدواجهای نامتعارف در بیشتر موارد، آرامش و خوشبختی را به دنبال ندارد و سرانجام رنگ خیانت به خود میگیرد.
زن جوان به خاطر اشتباهی که در انتخاب اولش کرده بود، سیاهی را وارد زندگیش کرد و بعد از جدایی با مردی ازدواج کرد که دوستش نداشت و علاوه بر اینکه خودش را نابود کرد، دخترش را نیز با این کار از آیندهای روشن محروم کرد.
حسینی کوهکمرهای، قاضی دادگاه تجدید نظر ارومیه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم