آنهایی که در «اتاق انتظار» به سر میبرند و مینشینند ، معمولا قرار نیست کار خاصی بکنند ؛ بلکه آنقدر ـ در آنجا ـ منتظر مینشینند و منتظر میمانند که نوبتشان برسد و وقتی نوبتشان رسید ، آن وقت برایشان کاری خواهند کرد.
«اتاق انتظار» از جنس انفعال است ، از جنس شکایت و گلهگذاری است که پس چرا نوبتمان نرسید، پس چرا کاری برایمان نمیکنند؟! و...
اما «اتاق فکر» این گونه نیست.آنهایی که در «اتاق فکر»اند خودشان صاحبان فکر و اندیشهاند؛ فعال برخورد میکنند ، مسوولیتپذیرند، طرح و برنامه میریزند، تصمیمسازی میکنند و برای بهتر شدن کارها، ایدههای نو در میان میآورند و...
آنهایی که در «اتاق انتظار»اند: مصرفکنندهاند، کاری نمیکنند و متوقعاند برایشان کاری بکنند؛ اما آنهایی که در «اتاق فکر»اند، صنعتگر و تولیدگرند.
آگاهی، نوعی نیروست. آگاهی و دانش درست ـ نسبت به آنچه نیاز داریم ـ حتی کوچکترین آمادگیهای بعدی هم میتواند به نتایج و دستاوردهای بزرگ منجر شود. کسی که میخواهد دنیا را تکان دهد، قبل از هر چیز، باید خودش را تکان بدهد!
نگاههای کوچک، فقط به درد آدمهای کوچک ـ که دارای آرزوها و تمنیات پیشپاافتاده و کوچکاند ـ میخورد....
مدیریت مهدوی ـ با آن تعریفهایی که از آن میشود، و انتظارهایی که از آن میرود ـ یک مدیریت راستین جهانیاست و آنهایی که ـ دانسته و ندانسته ـ برآنند که از توبره و آخور، توامان بخورند ـ به واقع هیچ نسبتی راستین با چنان «مدیریت» و چنین «مهدویت»ی، نمیتوانند داشت! ...
در نگاه این قلم: «انتظار راستین»، از جنس «اتاق فکر» است؛ و نه از جنس «اتاق انتظار»:
[هان، ای مومنان! اگر که شمایان، یاریگر خدا بودید؛ هم او، یاریگرتان میشود، و گامهاتان را پایدار میدارد!]
[سوره 47 / آیه 7]
یکی از بدترین راههای استفاده از «زمان»، آن است که کارهای دست چندم و غیرضروری را، به بهترین وجه ممکن، انجام بدهیم!اگر انسان از آینده خویشتن ـ و آینده جهانی موعود ـ هیچ تصویر و تصور درستی نداشته باشد؛ یقین بدانید که جز شکست و شرمندگی،دستاوردی نخواهد و نمیتواند یافت.منتظران منفعل و متوقع و ناآگاه، جرم و تقصیری، کمتر از یورشگران فعال و هدفدار و آگاه ندارند؛ و مظلومان جبون، اگر که گناهشان بیشتر از ظالمان جسور نباشد، کمتر هم نیست!
نگاههای کوچک، آدم را، کوچک میکند.
ابوالقاسم حسینجانی
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....