زیبایی این باغ بهشتی نشانگر جوهر و ذات اشیاء نیست، بلکه بازتاب نوری است که سرچشمهای را در جای دیگر باید جست: «با نور است که جهان پوششی از شادی به بر کرده است». (گاتا). در نقاشی کلاسیک غرب، تکامل ماده و جهان پدیدهها از راه دستیابی به شکل (Form) تحقق پیدا میکند، اما در چین این امر به کمک رابطه پری نسبت به خلا و در نقاشی ایرانی از طریق دگردیسی کیمیایی ماده به رنگهای نور، صورت میپذیرد. گرد، طلا، نقره، لاجورد، زمرد و سنگهای گرانبهای دیگر، جسمانیت را به گونهای تلطیف میکند تا دیگر فقط انعکاس نور نباشد.
در نقاشی ایرانی اشیا حالتی پیدا میکنند عاری از رسوب و بخش تاریک جسم خود و نیز خالی از وزن و حجم و سایه و چنان به نظر میآیند که گویی بازتابی هستند در آینهای سحرآمیز که عکس شبیه چیزهای رو به روی خود را منعکس نمیکنند، بلکه آن چیزها را با نوری دیگر روشن میکنند و در محلی دیگر میتابانند تا آنها را به صورت تصویری از دیگر جا درآورد. ویژگی این گونه تجلی، شکوه و جلال است و تاثیر و رنگمایه کلی آن عالی است. نقاشی ایرانی هنری ناب است. بهرغم کارکرد تزئینی آن برای کتاب، تاثیرش وابسته به خود آن است، نه متنی که آن را همراهی میکند. به عنوان تصویر و قطع نظر از هر هدف و غایتی یا هر معنایی، همه را مسحور و خیره میکند. در این شیوه تمایزی میان نقش چهره و تزئینات در دنیای تصویری وجود ندارد و این همان «جادو»ی نقاشی ایرانی است، یعنی ادغام و وحدت تصویر و تزئین و میلی که تصویر برمیانگیزد و در عین حال، آن را برآورده میسازد.
نقاشان ایرانی، چونان شاعران بر پایه و اصول ویژهای، قلم در دست میگرفتند، لفظ و وزن و قافیه را چون شعرا بر هم میزدند و خود را در بند اصول و قواعد طبیعی گرفتار نمیساختند و همواره آنچه در دل داشتند بر بوم نقش میزدند. از میان نقاشان معاصر ایران زندهیاد استاد علی مطیع آخرین بازمانده مدرسه صنایع قدیمه در رشته نقاشی ایرانی است. او در طی هفتاد سال فعالیت هنری و آموزشی خود به آخرین تلاشها برای حفظ و ادامه حیات و تداوم سنتهای هنری ایرانی پای فشرد.
عشق استاد به نقاشی ایرانی و تلاش در راه اعتلای آن باعث شد شاگردان فراوانی را در این رشته تربیت شوند که امروز هر یک از آنان هنرمندان صاحبنامی در نقاشی ایرانی دوره معاصر محسوب می شوند. نمایشگاه او این روزها در نگارستان صبا تهران برپا شده است.
شهرزاد صالحپور