حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
در میان کارگردانهای تلهفیلم، سپهر محمدی ازجمله کسانی است که از سطح تحصیلات سینمایی بالایی برخوردار است. محمدی اینبار نیز اپیزود «لحظه طلایی» را به سفارش سیمافیلم با ملودرامی اجتماعی کارگردانی میکند.
«اپیزودهای لحظه طلایی و تصویر دیگر در اصل دو اپیزود 45 دقیقهای از فیلمی 90 دقیقهای هستند که بلافاصله بعد از پایان اپیزود لحظه طلایی، برداشت سکانسهای تصویر دیگر آغاز میشود. مضمون داستان اپیزود لحظه طلایی، درباره مهندس ساختمانسازی (با بازی مجید مشیری) است که با یکی از کارگرانش به نام جمال (محمد مختاری) درگیر میشود. ماجرای این درگیری به سمتی سوق داده میشود که هم مهندس زمانی که به پایان قصه فکر میکند پشیمان میشود و هم جمال! در اصل پارادوکس این آدمها در قصه به ظرایف داستان واقعی شدن کمک میکند.»
این را سپهر محمدی، کارگردان این اثر میگوید و ادامه میدهد: «سکانسهای مورد نظر اپیزود لحظه طلایی در یک ساختمان نیمهساز، بیمارستان و کلانتری برداشت میشود که تاکنون حجم بالایی از کار گرفته شده است. فضای نیمهساز ساختمان، فونداسیون، ابزار و یراق و اتفاقات داخلی این ساختمان به واقعی بودن قصه ما کمک بسیار زیادی کرده است.»
محمدی راجع به داستانی که در اپیزود دوم تصویر دیگر قرار است اتفاق بیفتد میگوید: «اپیزود تصویر دیگر داستان خانوادهای از قشر فقیرنشین جامعه را به تصویر میکشد. در مترو پدر و دختر 6 سالهای هستند و در قصه ما کارگردانی با دیدن دختر از او برای ایفای نقش در ساخته جدیدش دعوت میکند. از سوی دیگر بین کارگردان و تهیهکننده داستان بر?سر بازی دختر 6 ساله کشمکشی ایجاد میشود که سرانجام با شماتت کارگردان آن دختر بهعنوان ایفاگر نقش اصلی انتخاب میشود. شبی که قرار است برداشت پلان انجام شود، دختر دچار بیماری آبله مرغان شده و ناچار بازی نمیکند. در ادامه، ماجراهای دیگری اتفاق میافتد که در پایان مخاطب را با ابهاماتی روبهرو میکند.»
وی میافزاید: «در اصل رگههایی مشترک بین قصههای دو اپیزود لحظه طلایی و تصویر دیگر وجود دارد که درک بشری در هر دو آنها دیده میشود و هر دو یک درد مشترک را روایت میکنند.»
سپهر محمدی ادامه میدهد: «در این اثر سعی کردم نگاه سایکولوژی (اجتماعی) و منتالیک (ذهنی) را باهم ادغام کنم که به یک نگاه کلی در سورئال منجر میشود تا نگاهی با بنمایه اجتماعی و رئالیته به دست آید و این قضیه بستگی به ما دارد که از چه نگاهی، با چه زاویه و ذهنیتی جریان داستان را پیش ببریم.»
محمدی به بادبادک در حال چرخش بر فراز آسمان اشاره میکند و میگوید: «این بادبادک نیز نماد قصه ماست. درواقع بادبادک در آسمان قصه اول در نقطهای نامعلوم ناپدید میشود و در قصه دوم در حیاط خانه دختر داستان ما فرود میآید. در اصل سعی شده تا المانهای کوچکی کنار هم چیده شود. درواقع میتوان گفت بادبادک نمادی است برای اتصال اپیزود لحظه طلایی با اپیزود تصویر دیگر.»
وی میگوید: «در ساخت آثارم علاقه خاصی به آثار اپیزودیک دارم، چراکه احساس میکنم این حوزه میتواند بخوبی سیالات ذهنیام را به تصویر بکشد و از سوی دیگر مخاطب را نیز به لحاظ بهرهگیری از پردازش ذهنی خودش درگیر کند.»
یک لحظه غفلت ... یک عمر پشیمانی
قبل از شروع پلان بعدی از محمد مختاری میخواهیم که درخصوص کاراکتر جمال در این مجموعه توضیح دهد.
محمد مختاری از بازیگرانی است که حرفه بازیگریاش را با فیلم سینمایی «ضربه آخر» آغاز کرده و میتوان گفت اولین سریال تلویزیونی او «وکلای جوان» است. همچنین میتوان از مجموعههایی چون «خاک سرخ» و «روزهای اعتراض» و بازی در کاراکتر «میرزا» یاد کرد و اکنون نیز تلهفیلمهایی چون «دکانهای پیامبری» و «شمر کجاست» را در نوبت پخش دارد.
«جمال بنای سادهای است که برای امرار معاش زندگیاش در ساختمان نیمهسازی مشغول به کار است و پسری دارد که دچار بیماری قلبی است و هنگام کار با صاحب کارش درگیر میشود و همین درگیری برشی از قصه ما محسوب میشود، ولی اصل قصه این است که ما آدمها در زندگیمان همه لحظات طلایی داریم و لحظه طلایی این قصه این است که چیده نشدن یک دیوار و عقب افتادن کار، درگیری بین صاحب کار و کارگر پیش میآورد و باعث بازداشت جمال میشود و درواقع بر اثر یک سهلانگاری پسر مریض جمال که از ناراحتی قلبی رنج میبرد، دچار ایست قلبی شده و از دنیا?میرود.»
این را محمد مختاری میگوید و ادامه میدهد: «این لحظه طلایی در قصه مجددا تکرار میشود. درواقع در پلانی که نقطه عطف این تلهفیلم محسوب میشود، تمام این اتفاقات به صورت تصویری در ذهن مهندس (صاحب کار جمال) مرور میشود و به این مساله میاندیشد که اگر در واقعیت عصبانیت خود را کنترل نکند چه بر سر جمال و خانوادهاش خواهد آمد.»
او میافزاید: «تمام آدمها ممکن است یک لحظه بر اثر یک غفلت عصبانی شوند و یک عمر پشیمانی برای خود، خانواده و اطرافیانش به وجود آورند.»
مختاری اضافه میکند: «کل داستان در یک فلاش فوروارد روایت میشود ولی در لحظه طلایی، با یک فلاشبک به لحظه اکنون و حال برمیگردیم که اتفاقات ناگوار داستان همچنان در لایههای ذهنی مخاطب محبوس مانده و او تصمیم میگیرد تا عکسالعمل منطقیتری را نسبت به جمال بروز دهد.»
وی همچنین به همکاریاش با سپهر محمدی اشاره میکند و میگوید: «این دومین همکاریام با آقای محمدی محسوب میشود. قبلا در مجموعهای 23?قسمتی با عنوان «درخت مرگ» حضور داشتم و این روزها هم در اپیزود «لحظه طلایی» با وی همکاری دارم.»
مختاری ادامه میدهد: «در کنار متفاوت بودن این شخصیت با دیگر آثارم، دوستی بین من و آقای محمدی باعث شده نقش جمال را بپذیرم. درواقع برای دستیابی به کاراکتر جمال سعی داشتم که با بینش و تحلیل، شخصیت بنای واقعی را پیدا کنم و در تلاشم سادگی و مظلومیت این شخصیت را با گریمی ساده از طریق دریچههای تلویزیون به بیننده انتقال دهم.»
***
بعد از اتمام پلان پایانی با مهدی عطاران همکلام میشویم.
مهدی عطاران با این که 16 سال بیشتر ندارد و به گفته خودش علاقه چندانی به عرصه بازیگری نداشته و تاکنون در هیچ دوره آموزشی تئاتر و بازیگری حضور پیدا نکرده، اما بازیگری را از سال84 با حضور در نخستین سریال تلویزیونی با عنوان «اسرار اتاق آبی» آغاز کرده است و بعد از آن در سریال و تلهفیلمهایی چون نردبام آسمان، دیدار، وصیت پدر، سرزمین کهن، یتیمان کوفه، ماه بانو، ترنج آسمان و مادر در شخصیتهای مختلف بازی قابل قبولی را از خود بر جای گذاشته است و فیلم سینمایی «پرچمهای قلعه کاوه» نیز در کارنامه کاری او به چشم میخورد.
مهدی عطاران در مورد کاراکترش میگوید: «در تله فیلم 45 دقیقهای لحظه طلایی کاراکتر محمد را ایفا میکنم که از لحاظ جسمانی دچار ناراحتی قلبی است و در طول قصه برخی اتفاقات بین پدر و صاحبکارش به وجود میآید. کاراکتر محمد نسبت به دیگر نقشهایی که تاکنون ایفا کردهام بسیار متفاوت و جدا از دیگر آثارم بوده است.»
مهدی عطاران ادامه میدهد: «این سومین همکاریام با آقای سپهر محمدی محسوب میشود و در کارهایی که فکر میکند صلاحیت بازی در آن نقش را دارم مرا انتخاب میکند. از این رو از وی سپاسگزارم، زیرا با وجود سن اندک و تجربه نهچندان زیادی که در این عرصه دارم به من اعتماد دارد و در کارها و آثارش از من دعوت میکند.»
عوامل گروه اپیزود «لحظه طلایی»:
تهیهکننده: محمدرضا محمدی/ کارگردان و نویسنده: سپهر محمدی/ برنامهریز و دستیار اول کارگردان: محمد صادقیراد/ دستیار دوم کارگردان: مهرداد عابد/ منشی صحنه: فائزه گرکانی / مدیر تصویربرداری: هوشنگ بنایی/ صدابردار: علی گداکویی/ طراح صحنه: فرخ مختاری/ مدیرتولید: الهه بهبودی/ مدیر تدارکات: حمید اصلانی/ گریم: محمد ضیایی/ تدوین: وحید بهبودی/ بازیگران: محمد مختاری، مجید مشیری، علی جاویدفر، مهدی عطاران، مرتضی اکبری، شهرزاد سالمی، امیر علوی، آرش معصومی، حسین آذروند، معصوم جهانگیری و... .
پروانه صدقی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....