گفتگو با آیت الله رفسنجانی(3) من با زهد فروشی مخالفم

بخشهای نخست گفتگوی ما با آیت الله هاشمی رفسنجانی را روزهای گذشته درباره مسائل عراق ، وضعیت سیاسی کشور در آستانه انتخابات مجلس هفتم ، چالشهای پیش روی ایران برای دستیابی
کد خبر: ۳۴۵۳۷
به انرژی هسته ای و دیدگاه های اقتصادی ایشان خواندید.
در این بخش بحث سیاست های اقتصادی دوران 8 ساله ریاست جمهوری را ادامه داده ایم. آیت الله هاشمی رفسنجانی در این گفتگو، اندکی از چارچوب های رایج فراتر رفته و درباره تندترین انتقاداتی که از سیاست های اقتصادی و مسائل خانوادگی وی می شود، در فضایی صمیمانه پاسخ گفته است.
از جمله در پاسخ به سوالی درباره زندگی شخصی به تفصیل درباره تک تک فرزندانش و سابقه کاری ، مسوولیت ها و خدمات انجام شده و موقعیت فعلی آنان توضیح می دهد و حتی وضعیت اقوام نزدیکش در نوق رفسنجان را شرح می دهد.


اما بعضی کارشناسان اقتصادی می گویند، برنامه های اقتصادی دولت شما پیروی از سیاست های بانک جهانی و صندوق پول بود. نظر خودتان چیست؛
سیاست های اقتصادی دوران سازندگی با نظر امام (ره) و رهبری و با اطلاع از واقعیت های کشور و تشخیص کارشناسان در مجلس و دولت تصویب و اجرا شد و برعکس ادعای بعضی کارشناسان ، یکی از مهمترین آثار آن ، استقلال کشور و قطع رشته های وابستگی به خارج بود.
جوهر آن سیاست ها، جذب سرمایه های سرگردان در عمران و توسعه بود که در سخنرانی چند ماه قبل مقام معظم رهبری در جمع صنعتگران خیلی پر رنگتر از آنچه دولت سازندگی کرد، مطرح شد.
بهتر است آقایان در انتقادات خویش این نکته مهم را در نظر بگیرند که برنامه سازندگی قبل از آن که من به دولت بروم ، در مجلس تصویب شده بود و وقتی کار دولت سازندگی بعد از جنگ شروع شد، مشکلات اقتصادی در حد انفجار بود.

مثلا چه مشکلاتی؛
کسری بیش از 50 درصدی بودجه ، کمبود ذخیره ارزی ، درآمد ارزی سالانه فقط حدود 7 میلیارد دلار بود، وارداتی بودن عمده نیازهای کشور، بدهی خارجی 12 میلیارد دلاری ، انبارهای خالی ، زیربناهای تقریبا ویران ، کارخانه های بدون مواد اولیه و با ماشین های فرسوده و بدون قطعات یدکی و 20 برابر بودن قیمت ارز و کالاها در ارز آزاد.
نقطه آغاز کار دولت سازندگی بود که البته ناشی از سپری کردن 8 سال جنگ تحمیلی بود.

ولی بعضی ها می گویند در دوره سازندگی رشد تورم همه کارها را تحت شعاع قرار داد.
اگر به جداول سالانه تورم بعد از انقلاب اسلامی توجه شود، این حرفهای ناحق تکرار نمی شود. دولت سازندگی در سال 68 کشور را با تورم 30 درصد تحویل گرفت و در سال 76با 17 درصد تورم تحویل داد.
در این میان ، یک سال نرخ تورم یک رقمی و کمتر از 10 درصد شد و یک سال به 49 درصد رسید.
معدل نرخ تورم در این 8 سال 23 درصد بوده است و آنهایی که الفبای اقتصاد را می دانند، تایید می کنند که سرمایه گذاری در طرحهای بلند مدت و زیربنایی معمولا تورم به همراه دارد، چون پول زیادی در جامعه تزریق می شود، ولی نتیجه تولید آن سالهای بعد به دست می آید.
اگر در طرحهای مهم و مادر مثل آب ، برق ، راه ، راه آهن ، معدن ، نفت ، گاز، کشاورزی ، صنعت و بخصوص مواردی مثل سیمان ، فولاد، آلومینیوم ، مخابرات ، صنایع نظامی ،دانشگاه ها و... سرمایه گذاری نمی شد، امروز کشورمان وضع بسیار فلاکت باری داشت و اگر با همان آهنگ سیاست ها ادامه می یافت ، امروز گامها جلوتر از وضع موجود بودیم.

جناب آقای هاشمی ، منطقه آزاد کیش و بعدها دو سه منطقه دیگر در دوران دولت جنابعالی افتتاح شد برخی می گویند که مناطق آزاد تجاری محل ورود کالاهای لوکس خارجی و آن هم به نفع مرفهان شد؛
بحث عمران جزیره کیش ، نمونه دیگری از تحلیل نادرست و اعتراض نادرست تر به آن است.
اولا آن جزیره در سالهای اول انقلاب منطقه آزاد شده بود و نه در دولت من. در دولت سازندگی توجه ویژه ای به عمران جزایر خلیج فارس شد که سیاستی صحیح و استراتژیک است.
ایران در خلیج فارس چندین جزیره مهم دارد که هریک ارزش یک کشور کوچک را دارند و اکثر آنها تاکنون بلااستفاده و خالی از سکنه هستند.
هدف این بود که این جزایر آباد شوند، تا اولا حضور مردم ایران در آن منطقه مهم و استراتژیک برجسته شود، ثانیا از مزیت های نسبی آنها برای رونق اقتصادی کشور بهره گیری شود، ثالثا بسیاری از سفرهای پرهزینه ای که ایرانیان به خارج از کشور می رفتند، به این منطقه معطوف شود، رابعا نقاط مناسبی برای گذراندن دوران فراغت و استراحت تاسیس شود و مهمتر از همه این اهداف ، نقش مهمی که استکبار درصدد آن است به کشورهای کوچک جنوب خلیج فارس بدهد، به این منطقه انتقال یابد و امنیت مناطق مرزی و ارزشمند و حساس جنوبی کشور ایجاد و حفظ شود.
اگر کارشکنی ها و مخالفت هایی که آن موقع بود و الان نیز کماکان تکرار می شود، نبود، اکنون جزایر کیش ، قشم و امثالهم روی دست جبل علی و مناطق مشابه بلند بودند و میلیاردها دلار صادرات مجدد را که آنها نصیب خود کرده اند، در دست ایرانی ها داشتیم.
مهمتر از این ، دلیلی نبود که این همه سرمایه ایرانیان در ابوظبی و دبی باشد. اگر آن سرمایه ها در آن جزایر بود، این همه بیکاری در کشور نبود.

اجازه می خواهیم یک بار دیگر به بحث سیاست تعدیل که وجه اقتصادی آن به طور گذرا در یک سوالمان مطرح شد، برگردیم. نظر حضرتعالی درباره این سیاست با توجه به تبعات و جوانب آن در حوزه اقتصاد چیست؛
سیاست تعدیل خدمت بزرگی به نظام اسلامیمان کرد. قبل از دوره سازندگی ، تقریبا همه چیز دولتی شده بود و حتی مردم بایستی اقلامی مثل وسایل منزل و پارچه لباس را به صورت سهمیه ای از دولت می گرفتند.
در آن زمان ، بخش قابل توجهی از این کالاها به بازار سیاه راه پیدا می کرد و افرادی از این راه نامشروع سودهای کلانی می بردند.
تفاوت قیمت در بازار سیاه با قیمت رسمی بسیار زیاد بود و از رهگذر تفاوت قیمت رسمی و غیررسمی ، افرادی سوئ استفاده های زیادی می کردند که با رانت های دیگر قابل مقایسه نیست.
سیاست تعدیل در بعد اقتصادی ناظر به محدودتر کردن دخالت دولت و کم کردن تصدی گری و تقویت حاکمیت بود و در بعد بین المللی ، سیاست تشنج زدایی و تحکیم روابط با کشورهای دیگر بجز اسرائیل بود و در بعد فرهنگی ، خودداری از سختگیری های سلیقه ای که مبنای شرعی ندارد و در بعد آموزشی استفاده از امکانات بخش خصوصی.
مطالعه دستاوردهای 8 سال اجرای سیاست های سازندگی روشن می کند که راه درست انتخاب و نسبتا خوب هم اجرا شده است که من به بخشی از شاخصهای مهم این دوره اشاره می کنم.
نیازی به گفتن نیست که تولید ناخالص داخلی مجموع ارزش کالاها و خدمات تولید شده در یک اقتصاد معین در یک سال به وسیله اتباع داخلی است. تولید ناخالص داخلی یکی از شاخصهای مهم اقتصاد کلان است.
وقتی رشد تولید ناخالص داخلی و تولید ناخالص داخلی سرانه به قیمت ثابت در نظر گرفته شوند، این دو شاخص به ترتیب بیانگر رشد اقتصادی و رفاه اقتصادی می باشند.
تولید ناخالص داخلی (به قیمت ثابت سال 61)در سال 1368 برابر 6/9514 میلیارد ریال بود که در سال 1375 به 14649 میلیارد ریال افزایش یافت.
بنابراین رشد متوسط سالانه تولید ناخالص داخلی (GDP) معادل 4/6 درصد بوده است. با بررسی روند رشد تولید ناخالص داخلی به قیمت ثابت ، ملاحظه می شود نرخ رشد این متغیر که در سال 1367 منفی بوده (8/7- درصد)، در سال 1368 به 3 درصد و در سال 1369 به بالاترین حد خود در طول دوره مورد بررسی یعنی 1/12 درصد رسیده است.
در سال 1370 نرخ رشد (GDP) به 9/10 درصد کاهش یافت. این روند کاهش تا سال 1373 ادامه داشت ، لیکن از سال 1374 به بعد آهنگ فزاینده پیدا کرد.

مساله دیگری که در بحث عدالت اجتماعی مورد انتقاد عده ای است ، سفرهای حضرتعالی است ، آنها می گویند چرا شما در سفرهایتان به مناطق محروم نمی رفتید یا کمتر می رفتید؛
این هم از مواردی است که متاسفانه دشمنان می گویند و دوستان ، خواسته و ناخواسته به آن دامن می زنند، در حالی که عمده سفرهای من در دوران مسوولیت اجرایی به مناطق روستایی و محروم بود.
امروز هم با وجودی که مسوولیت اجرایی ندارم ، ولی مسافرت در جاده های صعب العبور به عمق روستاها می روم و با مردم روستا به گفتگو می نشینم و نیازی به تبلیغ نیست.
در کوههای طالقان از مناطقی بازدید داشتم که کمتر مسوولی تا به حال به آنجا رفته است و نامه اهالی آن مناطق در مطبوعات نیز درج شد و هنوز هم در برخی مواقع کماکان به اتفاق رئیس مناطق محروم ریاست جمهوری از مناطق محروم بازدید می کنم.
همین چند هفته پیش در کوههای البرز 4 ساعت از مناطق بین فیروزکوه و گرمسار در سیمین دشت ، کبوتر دره وزرین دشت بازدید کردم.

جناب آقای هاشمی! در بین ایثارگران جنگ تحمیلی ، بعضی ها می گویند شما با تایید روحیه تجملگرایی ، نقش بسیجیان را کم رنگ کردید و همیشه به آن خطبه شما استناد می کنند که از ایثارگران با تعبیر «چلنبر» یاد کردید.
آنان می گویند دولت سازندگی توجه لازم را به ایثارگران جنگ نداشت. تحلیل خودتان چیست؛

از تهمت عدم توجه به قشر عظیم و معظم بسیجی و ایثارگران در دوران سازندگی شروع می کنم تا قبل از هر چیزی ، این داوری غیرعادلانه را اصلاح کنیم.
بارها گفته ام که نیروهای مسلمان مخلص و فداکار، نقطه اتکای انقلاب اسلامی هستند که بدون حضور آنها انقلاب نه پیروز می شد و نه ادامه می یافت و نه در آینده می تواند دوام داشته باشد.
در تمام 50 سال عمر سیاسی ام در قول و عمل چنین بوده ام. در دوران مبارزه ، نقطه امید ما پس از تبعید امام ، نیروهای مبارزی بودند که بارها از آنان به عنوان «زبرالحدید» یاد کرده ام.
اگر به سیر تاریخ انقلاب و سوابق پس از پیروزی آن مراجعه کنید، در می یابید در تشکیل سپاه پاسداران ، جهاد سازندگی ، بسیج مستضعفین ، حزب جمهوری اسلامی ، کمیته امداد امام (ره) و مراکزی از این نوع که قلمرو حضور قشر حزب اللهی است ، تا جایی که توانسته ام ، تلاش کرده ام.
برای نهادهای مربوط به ایثارگران از جهت ساختار و اعتبارات و مطرح شدن آنها در جامعه ، تا جایی که مسوولیت ها به من اجازه می داد، کار کردم. برای حضور نیروهای ایثارگر در دانشگاه ها که امروز ثمرات و برکات آن را می بینید، آن زمان که در مجلس بودم ، قانونی گذراندیم که باید 40 درصد از ظرفیت دانشگاه ها - هم برای احقاق حقوق رزمندگان که به خاطر حضور در جبهه از تحصیل عقب افتاده بودند و افراد بی تفاوت از خلاء پیش آمده برای راه یافتن به دانشگاه بهره برده بودند و هم برای صیانت دانشگاه ها- در اختیار ایثارگران باشد.
اگر مذاکرات آن روزهای مجلس را بخوانید، نقش مرا در تصویب این قانون می بینید. در حالی که متولیان اجرایی آن زمان با آن وسعت موافق نبودند. این قانون آن زمان از جهت تدوین آیین نامه اجرایی در دولت دچار مشکل شد و این مشکل تا زمانی که به دولت رفتم ، ادامه داشت و جزو اولین کارهای دولت سازندگی ، تصویب آیین نامه اجرایی قانونی و عملیاتی شدن آن بود.
اصرار من بر حضور موثر نیروهای ارزشی در کارهای مهم و زیربنایی و ورود در بخش اجرایی طرحهای بزرگ کشور و به دست آوردن سهمی از دانش و فن روز و امکانات و عدم اکتفا به امور خاص ، عمدتا برای تقویت واقعی خود آنها و تقویت موقعیت انقلاب بود که نتیجه آن اجرای هزاران طرح عمرانی توسط سپاه پاسداران و بسیج شد که سد کرخه نمونه مهم آن است.
مطلب دیگر در مورد مانور تجمل در نمازجمعه و یا تعبیر چلنبر برای لباس حزب اللهی هاست که در سوال شما بود. هر دوی این موارد براساس یک بحث اجتماعی اقتصادی و بر محور اعتدال بود که در خطبه های نمازجمعه به آن پرداخته شد.
خوب است ایثارگران عزیزمان آن را با در نظر گرفتن ظرف زمانی خود بخوانند، یعنی زمانی که تظاهر به فقر و کهنه پوشی و پنهان کردن دارایی ها، افتخار و نشانه ارزشی بودن تلقی می شد، یعنی نوعی زهد فروشی و نه زهد واقعی.
من با ادله فراوان قرآنی و روایی و سیره ائمه ، اثبات کردم که اسلام خواستار استفاده مومنان از نعمتهای الهی در حد کفایت و بدون اسراف است و مایل نیست که مسلمانان اجازه دهند کفار و دشمنان اسلام از مواهب الهی بهره بگیرند و مسلمانان زیردست آنها باشند. البته باید در چارچوب تولید بیشتر و توزیع عادلانه باشد.
در توضیح مطالب خود آیه شریفه «خذوا زینتکم عند کل مسجد» را آورده بودم که از مومنان خواسته در نمازها، اجتماعات و مساجد با لباس و سیمای مناسب شرکت کنند و در آیه بعد هم آنها را که نعمتهای خدا و طیبات را برخود حرام کرده اند، سرزنش می کند و آنها را بدعت گذار می خواند. (من حرم زینه ا التی اخرج لعباده و الطیبات من الرزق ، قل هی للذین آمنوا) در ادامه آن خطبه از نیروهای حزب اللهی خواستم که به وضع ظاهری و لباس خود توجه کنند و به لباسهای کهنه و کثیف اکتفا نکنند و تمیز، زیبا و بدون اسراف باشند که در مقابل آن چلنبر، یعنی لباسهای کهنه و کثیف ، قرار دارد.
اگر تفسیرهای متقن همین 2 آیه را بخوانید، می پذیرید که تحلیل من ، یک نظریه معتدل و سازنده اسلامی است و اگر احتیاج به منابع بیشتری داشتید، به آیات قرآن و روایات فراوانی که در این خصوص از اهل بیت (ع) روایت شده و به زندگی خود آنها مراجعه کنید؛ بخصوص مباحثه جالب امام صادق (ع) با صوفیان زهد فروش زمان خودشان را در جلد اول کتاب کافی بخوانید.
این مباحثه در اثر مشاهده لباسهای زیبا و تمیز امام صادق (ع ) و اعتراض آنها شروع شده و حاوی نکاتی جالب است. همین قدر بدانید که این زهد فروشی ها و ریاکاری های بی محتوا، ضربه سنگینی به پیشرفت ، توسعه ، اقتدار و عظمت جهان اسلام وارد کرده و می کند و مطمئنا نیروهای ایثارگر که آن همه فداکاری را در جنگ خلق کردند، فرق بین زهد واقعی و زهد فروشی و ریاکاری را تشخیص می دهند.
مطمئن باشید که اگر این گونه فرهنگ ها که شوق ، اراده و انرژی انسان ها را در آباد کردن کشور اسلامی ضعیف می کند و سرمایه ها را به وادی سرگردانی و کارهای انگلی می برد، بیش از این رایج شود، عقب افتادگی کشور نهادینه می شود که بدنامی اسلام را در پی خواهد داشت.

جناب آقای هاشمی ، حقیقتش برخورد محبت آمیز جنابعالی و این که اجازه دادید در طرح سوالات صریح باشیم ،شرایطگفتگو را مناسب ترکرده. می خواستیم درباره انتقادی که عده ای به جنابعالی درباره زندگی تجملاتی دارند، صحبت بفرمایید.
یک بار دیگر تاکید کنم که عقیده ام بر محور اعتدال شکل گرفته است که در زندگی شخصی ، کفاف و عفاف و در جامعه ، تولید هرچه بیشتر است و زندگی خانوادگی ام هم با همین روحیه در جریان است. سطح زندگی شخصی من نسبت به قبل از انقلاب تنزل کرده است.
خانه هزار متری ملکی در دزاشیب به 500 متری اجاره ای تنزل کرد. همسرم شخصا همه کارهای خانه داری را انجام می دهد. البته ، در باره بعضی امور که مربوط به حکومت و متناسب با حفظ امنیت است ، رعایت برخی موارد با توجه به شرایط مسوولیت و پستها، مشکل می گردد که مساله چیز دیگری است.
منبع تامین زندگی ام ، همان اموال موروثی و درآمدهای قبل از پیروزی انقلاب اسلامی است که به عنوان پوشش کارها و برنامه های مبارزاتی و اداره معاش و کمک به نیازمندان مبارز انجام می شد و بعد از انقلاب ، نه تنها چیزی بر آن اضافه نشده ، بلکه کاسته شده است.
از دهها هزار متر زمین در سالاریه قم ، فقط چند صد متر برای خانواده ام مانده است و از پاساژ خیابان سعدی و مستغلات و اراضی کرج چیزی نمانده است. بخشی در هزینه های جاری و بخشی برای کمک به نیازمندان و برای اداره و سامان دادن زندگی فرزندان که بزرگ شده اند و خانواده مستقل تشکیل داده اند، صرف شد.

انتقاد دیگری که در برخی محافل ، حتی عامه مردم نسبت به شما مطرح می شود، خانواده شما، یعنی برادران و فرزندان شما هستند. می گویند از موقعیت حضرت عالی برای رسیدن به موقعیت های خاص سیاسی و یا اقتصادی سوء استفاده می کنند. مطمئنا خیلی ها در جامعه هستند که می خواهند واقعیت ها را از زبان خودتان بشنوند.
این هم یک قضاوت ناحق و شاید ناشی از کم اطلاعی است.
برادرم ، محمد، یکی از دانشجویان بسیار موثر در مبارزات دانشجویی خارج از کشور بود که سالمترین جریان مبارزاتی را داشت و در مقابل مارکسیست ها و تا حدودی در مقابل جریان نهضت آزادی و دوستان بنی صدر می ایستاد. به این خاطر با امام (ره) که در نجف بودند، ارتباط داشت. دانشجویان بسیاری به او لقب پدر داده بودند.
امام (ره) او را از قبل بخوبی می شناختند و پس از انقلاب و به دستور ایشان مشغول اداره صدا و سیما بود. حتی یک بار که اعضای شورای سرپرستی صدا و سیما او را عزل کردند، امام (ره) اقدام آنها را محکوم و با استفاده از حق ولایت او را ابقای و شورا را منحل کردند.
من به امام گفتم ، ممکن است بعضی ها این اقدام را به حساب اعمال نفوذ من بگذارند. فرمودند: نفوذ شما نباید مانع احقاق حق شود و کسی به خاطر انتساب به شما نباید حقش ضایع شود. اگر کسانی اعتراضی دارند، متوجه امام (ره) است که از این رهگذر، تکیه گاه بسیاری از عقاید خود را دست می دهند.
ایشان درحال حاضر نیز با حکم رهبر معظم انقلاب برای دومین دوره ، به عنوان عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام منصوب شده است.
برادر دیگرم ، محمود، معاون فرماندار قم بود. امام او را می شناختند و به او اطمینان داشتند و بعضی از اقدامات او را که امکان اعلان آنها در آن زمان نبود، می دانستند.
روز دوم بعد از پیروزی انقلاب بدون اطلاع من او را در سمت فرمانداری نصب فرمودند و بعد رئیس اداره روابط خاورمیانه در وزارت خارجه شد و اکنون بازنشسته است. ضمنا امام او را از زمانی که با آقایان آیات محمد مومن و طاهری خرم آبادی در حوزه هم مباحثه بود، می شناختند.
برادر دیگرم ، احمد است که قبل از انقلاب کارمند مس سرچشمه بود و اکنون بازنشسته است و برادر دیگرم ، حاج قاسم است که قبل از انقلاب مرحوم شد و از 7 فرزند او فقط علی در نمایندگی مجلس ، آن هم با رای مستقیم مردم رفسنجان حضور دارد که بر بعضی ها سنگین آمده است.
پسر بزرگم ، محسن است که به هزینه من در خارج مشغول تحصیل بود. در شرایطی خاص به خاطر نیاز به رشته تحصیلی او در صنایع موشکی ، قبل از تکمیل مقطع نهایی تحصیل ، برای کمک به کشور به ایران آمد و گذشته از خدماتش در آن مقطع ، شایستگی او حداقل در تکمیل و اداره متروی تهران که در دولت فعلی به او محول شده است ، نباید بر شما مخفی باشد.
پسر دوم من ، مهدی است که پس از بلوغ به جبهه رفت و درچند عملیات پرخطر به صورت بسیجی داوطلب شرکت کرد و یک بار در عملیاتی در محور کانال ماهی ، باهوش خدادادی اش توانست گردانی را که راه را گم کرده بود، از مهلکه بیرون ببرد.
او مصدوم شیمیایی و ریه اش آسیب دیده است. در کنکور سراسری رتبه بیست و نهم را به دست آورد. با تاسیس شرکت دولتی صنایع دریایی ، توانست دستاوردهای مهمی که در ایران سابقه نداشت ، از قبیل سکوهای بزرگ دریایی و لوله کشی در کف دریا برای کشور داشته باشد.
اکنون مسوولیت آن شرکت در اختیار یکی از نیروهای ایثارگر است. همچنین ، سایت عسلویه را در پارس جنوبی آغاز کرد و فاز اول پارس جنوبی را به او سپردند و اکنون در شرکت بهینه سازی مصرف سوخت کار می کند، که از لحاظ صرفه جویی و حفظ محیط زیست اقدامی بی بدیل است.
او در سطح مدیران درجه سوم و چهارم کشور کار می کند. پسر کوچکم ، یاسر، در 15 سالگی به جبهه ، رفت و یک بار همراه با یکی از همرزمانش در عمق خاک عراق ، در جبهه چومان مصطفی گروهی از نظامیان عراقی را به اسارت گرفت. بعدها مجروح شد که با کمک پزشکان جراح نجات یافت.
او در یک اقدام موثر در جهاد سازندگی کمک موثری به خودکفایی در محصولات لبنی من جمله پنیر کرد، که برای بخش دامداری کشور بسیار با اهمیت است و ممکن است کسانی که دستی در پنیر وارداتی داشتند، کینه او را در دل گرفته باشند.
فرزندان من در جامعه برای خود حساب ویژه ای باز نکرده اند و در محیط زندگی خود با دیگران همسانند. پیشنهاد می کنم از فرماندهان لشکرهای سیدالشهدائ و 27 رسول الله(ص) که پرونده بسیجی شان در آنجاست ، از روحیه و مشی اجتماعیشان بپرسید.
دختر بزرگم ، فاطمه ، سالهاست که مسوولیت بنیاد بیماری های خاص را بدون دریافت یک شاهی حقوق به عهده داشته و دارد.
این بنیاد غیردولتی و مردمی (N.G.O)است و هیات امنای معتبری دارد که افرادی مثل دکتر علی اکبر ولایتی ، دکتر فاضل ، دکتر باقر لاریجانی و دکتر طباطبایی در آن عضو هستند.
به اعتراف افراد مطلع ، خدمات شایسته ای برای اقشار محروم کرده است. نمی دانم کجای این کار قابل اعتراض است؛ - دختر دیگرم فائزه هاشمی ، براساس تشخیص و عقیده خود برای کمک به خانمها و حل مشکلات آنها، به صورت افتخاری ، داوطلب و بدون حقوق ، اقداماتی ، من جمله در ورزش بانوان کرد، که نیاز بسیار جدی و فراموش شده نیمی از جمعیت کشور بود.
البته کارهایش با سلیقه بعضی ها سازگار نبود. امتیازی نگرفته است که شما به حساب وابستگی بگذارید.حالا علاوه بر سوال شما می خواهم چند جمله ای هم درباره مواردی که نپرسیدید، بگویم:
خواهرانم که در نوق رفسنجان مانده اند، به همان زندگی روستایی قبل از انقلاب اکتفا کرده اند و با همان امکانات محدود کشاورزی و گاهی با خیاطی معاش خود را تامین می کنند و در خانه کوچک خود چند خانم معلم را که در روستا جایی ندارند، جای می دهند و یکی از آنان از بابت حقوق مشروع شهادت فرزندش ، مهدی شریفیان ، دیناری دریافت نمی کند.
مادرم تا سن 90 سالگی در روستا ماند و با این که فرزندش رئیس جمهور کشور بود، امور زندگی اش را شخصا انجام می داد و با اداره چند گوسفند بخشی از زندگی خود را تامین می کرد و دهها انسان فقیر و مزد بگیر که از نزدیکان خانوادگی من هستند و کسی آنها را نمی شناسد، در جایی مطرح نیستند و نه توقعی دارند و نه شکایتی و نه درخواستی برای امتیاز، تا وارد امور شوند.
مطمئنا اگر آنها با من نسبت خانوادگی نداشتند، مثل سایر افرادی که با تلاش موثر خود در مصادر امور قرار گرفته اند، می توانستند وارد کارهایی بشوند که ملاحظات اجتماعی مانع بوده است.
نمی دانم چرا بعضی ها به جای استفاده از این افتخارات در خانواده مسوولی از مسوولان تراز اول کشور، برای معرفی بهتر انقلاب ، در صدد سوء استفاده از شایعات برای بدنام کردن فردی یا خانواده ای هستند که طبعا برای انقلاب هم ضرر خواهد داشت؛

خیلی ممنون از این توضیحات. صرف نظر از انتقاداتی که برخی افراد افراطی گروههای به اصطلاح چپ امروزی و یا اصلاح طلب از جنابعالی می کنند، برخی دیگر از نیروهای ارزشی چنین می گویند که بعضی برنامه های دولت شما، عدول از خط امام و بعدها باعث رنجش خاطر مقام معظم رهبری شد.
امام و رهبری آنقدر برای من عزیز هستند که فکر می کنم نیازی به جواب دادن به این سوال نیست ، ولی چون قرار گذاشتیم که به شبهات پاسخ دهیم ، می گویم.
از درگاه خداوند استمداد می طلبم تا استناد به سخنان آن دو بزرگوار حمل بر خودستایی نشود. هدف فقط بیان واقعیت هاست. اگر بناست به این منابع معتبر و مقدس استناد شود، نمونه هایی را ذکر می کنم.
بعید می دانم که اظهارات و رفتار امام درباره من بر کسی پوشیده باشد. حتما شنیده اید امام (ره) برای سلامت من در سفرهای زمان جنگ ، گوسفند نذر و قربانی می کردند و بعد از ترور من.
آن پیام امیدبخش را به خط مبارک خود نوشتند که هاشمی زنده است ، چون انقلاب زنده است. وقتی در مساله مک فارلین می بینند چند نفر از نمایندگان مجلس در صدد تخریب برآمده اند، عبارت معروف این تذهبون؛ را مثل صاعقه بر سر آنها می زنند.
بعید است نشنیده باشید که در زمان حیات امام (ره) معمولا راه حل مشکلات عمده ای که دیگران در ارتباط با بیت امام (ره) پیدا می کردند، به دست من باز می شد و بعید است ندانید که در کارهای مشکل نظام با اراده امام از کمکهای من استفاده می شد.
نمونه های مهم واگذاری سرپرستی وزارت کشور برای سامان دادن بر مدیریت های سیاسی سراسر کشور که از پیش از انقلاب و در دوران دولت موقت سخت آلوده بود، مدیریت مجلس در شرایطی که بنی صدر قوه مجریه را تصاحب کرده بود و نیاز به یک مرکز نیرومند برای مهار کجروی ها بود که مجلس افتخار «در رائس امور بودن» را در آن مقطع از طرف امام راحل به دست آورد و سپس فرماندهی جنگ و دفاع مقدس که به خاطر مسائلی که خیلی ها نمی دانند، به مشکلات جدی برخورد کرد و سرانجام بازسازی و سازندگی پس از جنگ که اگر توجه همه جانبه به آن نمی شد، مشکلات فراوان ممکن بود انقلاب را از پا درآورد. شاید برای شما و خوانندگان روزنامه جالب باشد که در تمام موارد، هیچ گاه من داوطلب این مسوولیت ها نبوده ام و در آینده هم نخواهم بود.
قبل از همه اینها در روزهای اول پیروزی انقلاب وظیفه مهم هماهنگ کردن گروههای متعدد و مبارز را به عهده گرفته بودم که نتیجه آن تشکیل سپاه پاسداران انقلاب زیر نظر شورای انقلاب بود.
یک بار که با جمع دوستان ، من جمله رهبری معظم انقلاب برای یک مساله ای مهم آخر شب خدمت حضرت امام (ره) رسیدیم و در آن جلسه امام اصرار ما را نپذیرفتند و احساس کردند که در پایان جلسه من با نگرانی رفتم ، قبل از طلوع فجر که امام (ره) برای نافله شب بیدار شده بودند، پیشخدمتشان را به خانه ما که جنب منزل ایشان است ، فرستادند و پیغامشان را ابلاغ کرد و گفت: امام فرمودند: خیالت راحت باشد. پیشنهادتان را پذیرفتم.
از این نمونه ها بسیار زیاد است. در باره رهبر معظم انقلاب هم مطالب از اینها بالاتر است.
آیا جمله «هیچ کس برای من هاشمی نمی شود.» آن هم در پایان دوره 8 ساله ریاست جمهوری من ، برای شما معنای خاصی ندارد؛
این که ایشان لقب «دولت کریمه» را به دلیل خدمات انجام شده به دولت سازندگی دادند، که در اصل برای دولت امام زمان (عج) در نظر گرفته شده و ارزشگذاری هایی که بارها ایشان از خدمات آن دولت کردند، چیزهایی نیست که به آسانی از حافظه تاریخ محو شود.
اگر منقتدان در هر چیز دیگری تردید دارند، نمی توانند این که مرا برای مسوولیت اداره مجمع تشخیص مصلحت نظام که اهمیت و حساسیت آن بر شما پوشیده نیست ، مناسب تشخیص داده اند، منکر باشند.
یک مسئله مهم را که تاکنون به جز یک مورد در جایی عنوان نشده است ، برای شما می گویم . بنا بود من در مراسمی که برای شهدا در شهر یزد بزگرار شده بود، سخنرانی کنم.
آقای راشد یزدی ، مسوول بنیاد شهید آن روز یزد که مورد اعتماد و عنایت رهبری است ، در سخنان قبل از صحبت گفتند که به گوش خودشان از زبان آیت الله خامنه ای شنیده اند که فرموده اند: از خدا خواسته اند اگر مقدر است که آسیبی به هاشمی برسد که انقلاب از خدمات او محروم شود، آن آسیب به ایشان برسد و الفاظی که بهتر است بیان نشود و می توانید از خود آقای راشد یزدی که الان در مشهد هستند، بپرسید یا به نوار ضبط شده آن روز مراجعه کنید.
البته ارادت خاص من به امام (ره) و رهبری هم بر کسی پوشیده نیست و نیاز به استدلال و سند ندارد. از کسانی که این حرفها را مطرح می کنند، می پرسم که ندیده گرفتن این همه مطالب صریح و گویا و چسبیدن به مطالب کلی که ربطی به اهداف شما ندارد و سوء استفاده ازآن برای نشان دادن جدایی من از راه امام (ره) و رهبری ، ناروا، انحراف و جفای به تاریخ نیست؛

با تشکر از وقتی که در اختیار ما و خوانندگان جام جم قرار دادید.

گفتگو با آیت الله رفسنجانی(1)
چرا سکوت کرده بودم
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها