حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
فرشید از زندگیاش ناراضی است، میگوید از خانوادهاش دل خوشی ندارد و خودش را هم نمیتواند بهخاطر خطاهایی که انجام داده است، ببخشد. او در یک درگیری جوانی را با یک مشت مجروح کرد و به پرداخت دیه و حبس محکوم شد. هرچند در نگاه اول جرم او ساده و معمولی به نظر میرسد، اما مرور زندگیاش نشان میدهد زمینههای بزهکاری برای وی فراهم بوده و حتی امکان داشت در همان دعوا مرتکب قتل نیز بشود.
فرشید درباره خانوادهاش میگوید: من بچه سوم هستم و 3 خواهر و 3 برادر دارم. پدرم نگهبان است و مادرم خانهدار. از بچگی شاهد فقر خانوادهام بودم اما کاری از دستم برنمیآمد، همیشه حسرت زندگی دیگران را میخوردم و برای همین هم معتاد شدم.
پسر جوان تا کلاس دوم راهنمایی درس خواند و بعد به خاطر بیعلاقگی به تحصیل مدرسه را رها کرد و همین موضوع زمینه انحراف وی را فراهم کرد. او میگوید: بعد از مدرسه دیگر کار زیادی برای انجام دادن نداشتم، بیشتر وقتم آزاد بود ، برای همین همیشه با دوستانم بودم و همراه آنها مواد مصرف میکردم. اول فقط تفننی بود اما کراک مثل خوره به جانم افتاد و کارم به جایی رسید که بدون مواد نمیتوانستم سر کنم.
فرشید با این که خانواده پرجمعیتی دارد، هرگز از توجه والدینش به طور کامل محروم نشد هر چند پدر و مادر او میتوانستند بهتر راهنماییاش کنند و حداقل مانع ترک تحصیلش شوند. متهم توضیح میدهد: دو سه باری مرا به مرکز ترک اعتیاد بردند. هر بار چند روزی بستری میشدم و در آن مدت سراغ مواد نمیرفتم اما بعد از آزادی دوباره مصرف مواد را شروع میکردم. این اواخر دیگر هیچ چیز جز مواد مخدر برایم اهمیت نداشت.
روز حادثه هم فرشید قصد داشت همراه دوستش مواد مصرف کند که این اتفاق افتاد. او میگوید: دنبال یکی از دوستانم رفتم تا با هم مواد بکشیم، دیدم او با چند نفر دعوا میکند، من هم مداخله کردم و با مشت ضربه محکمی به یک نفر زدم که مجروح شد بعد هم مرا بازداشت کردند و به زندان و دیه محکوم شدم، البته دوران حبسم را گذراندهام، ولی چون پول دیه را ندارم هنوز آزاد نشدهام.
فرشید حتی بعد از رفتن به زندان باز هم دست از رفتارهای ناشایستش برنداشت و همین باعث شد پدرش او را رها کند. پسر جوان با ابراز دلخوری از خانوادهاش میگوید:تازه به زندان آمده بودم که یک بار پدرم به ملاقاتم آمد. او همان موقع میتوانست با گذاشتن وثیقه مرا آزاد کند و با این که سند هم داشت این کار را نکرد. گفت میخواهد چند ماهی مرا در حبس نگه دارد تا به قول خودش تنبیه شوم، وقتی این جمله را گفت من هم عصبانی شدم و داد و فریاد راه انداختم. او هم رفت و دیگر سراغی از من نگرفت.
هر چند فرشید نیاز به تنبیه داشت، اما رها کردن او شاید راه درستی برای رسیدن به این هدف نبود و باعث شد خشمی پنهان در روان این متهم ریشه بدواند و حسی کینهجویانه در او رشد کند. او میگوید: بعد از آزادی سراغ خانوادهام نمیروم و میخواهم به یک شهرستان دیگر بروم و برای خودم کار پیدا کنم. من برای هیچکس مهم نیستم پس هیچکس هم برایم اهمیت نخواهد داشت.
متهم که پولی برای پرداخت دیه ندارد، امیدوار است شاکیاش اعلام گذشت کند؛ اما تاکنون که این اتفاق نیفتاده و فرشید فعلا باید در حبس بماند.
مریم عفتی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....