این مطلب در واقع گفتگویی با آقای جوانی به نام امید بود که گویا طراح لباسی هستند که عکس شهدا رویشان نقش بسته شده است. راستش با خواندن این گفتگو بسیار ناراحت شدم. شاید بپرسید چرا؟ عموی من نیز یکی از هزاران شهیدی است که به خاطر دیار و غیرتش جان بر کف به سوی دشمن تاخت. شاید فکر کنید من و خانوادهام از آن دسته خانوادههای بشدت متعصب هستیم که همه چیز را مورد تشر قرار میدهیم. اما باید بگویم این برداشت نادرستی است. من در خانوادهای معمولی پرورش یافتهام که برای بعضی از عقاید و اصول احترام ویژهای قائل هستند. شاید در نگاه اول این طور به نظر برسد که این جوان هیچگونه بیاحترامی به این شهدا نکرده است. اما مساله اصلی اینجاست.
همان طور که میدانیم امروز بسیاری از جوانان برداشت نادرستی از مد و امروزی بودن دارند... این آقای محترم، شاید به نظر خود کار مفیدی انجام داده باشد. از این حیث که عکس شهیدانی که در نزد ما ارزش والامقامی دارند، بهتر از عکس هنرپیشگان بیگانهای است که برخی حتی از نظر اخلاقی نیز شایسته الگو بودن نیستند... اما اگر از بعد دیگری به این مساله نگاه کنیم درمییابیم که با توجه به پوششهای ناشایستی که جوانان امروزی دارند، چنین حرکتی کمتر از بیاحترامی نسبت به این شهدا نیست. شما پسر جوانی را در نظر بگیرید که با ظاهر بشدت ناراحتکننده و تنها به این دلیل که عکس یکی از این شهیدان را روی پیراهن خود دارد، پوشش خود را برتر دانسته و به خود اجازه میدهد هر گونه رفتار زنندهای از خود بروز دهد.
از همینجا میخواهم به آقای امید بگویم: دوست من از همین فاصله دور با سن کمی که دارم جسارتی به خود میدهم و تو را کمی به فکر کردن درمورد عواقب کاری که کردهای وامیدارم. همانطور که اول نامهام گفتم، من شخص متعصبی نیستم. خود من با مد و امروزی بودن ستیزی ندارم و به جرأت میتوانم بگویم طرفدار برخی مدهای رواج یافته نیز هستم. اما ضربالمثل بسیار خوبی هست که میگوید: اندازه نگهدار که اندازه نکوست. با این اوضاع فعلی فکر نمیکنی با این کارت باعث شدی... کسانی که زندگیشان را در گرو راحتی ما از دست دادهاند، براحتی آب خوردن اینگونه بیشرمانه به سخره گرفته شوند... در این شرایط طرح تو تنها باعث از بین رفتن برخی اعتقادات شده است... از این که خودم را معرفی نکردم، کمال پوزش را دارم. به نظرم این مهم نیست که چه کسی و از کجا هستم. مهم این است که از تبار ایرانیانم.