با غلامعلی طاهری ، نقاش و دبیر نمایشگاه جلوه‌هایی از هنر معاصر جهان

گنج پنهان باید به روز شود

این روزها موزه هنرهای معاصر تهران به عنوان یکی از غنی‌ترین منابع هنر معاصر نقاشی در جهان با برگزاری یک نمایشگاه رنگ و رویی تازه به خود گرفته است.
کد خبر: ۳۳۸۴۷۲

نمایشگاه جلوه‌هایی از هنر معاصر جهان که چندی پیش در این موزه برپا شد در واقع بخشی از انبوه تابلوهای ارزشمند هنرمندان نقاش جهان است که در موزه هنرهای معاصر وجود دارد. آثار ارزشمندی از هنرمندان برجسته‌ای که هریک نقش مهمی در شکل‌گیری هنر نقاشی و مجسمه‌سازی و به طور کل هنرهای تجسمی قرن بیستم جهان داشتند.

بسیاری از این آثار سال‌ها به نمایش عموم در نیامده‌اند و بسیاری از کارشناسان به عنوان گنج پنهان از این موزه یاد می‌کنند.

غلامعلی طاهری نقاش، استاد دانشگاه و البته دبیر این نمایشگاه حرف‌های زیادی درباره آن دارد که شنیدنش خالی از لطف نیست.

برای شروع بهتر است از تعریف تعبیر گنج پنهان موزه هنرهای معاصر تهران شروع کنیم؛ مجموعه‌ای از تابلوهای نقاشی که سال‌ها بود در دل این موزه از دیدگاه علاقه‌مندان پنهان بود. گنج پنهان مشتمل بر تابلوهایی بسیار نفیس از بزرگان نقاشی معاصر دنیاست که بسیاری از موزه‌های معتبر دنیا آرزوی داشتن حتی یک اثر از این مجموعه را در سر می‌پرورانند.

در واقع سال‌هاست که جامعه هنری دنیا بخوبی می‌داند که موزه هنرهای معاصر تهران گنجینه‌ای فاخر، ارزشمند و تاریخی از آثار هنرمندان بزرگ جهان را که هریک در راس پیدایش مکاتب فراگیر هنری جهان قرار داشتند در دل خود پنهان دارد.

این آثار مربوط به دوره‌های مهم تاریخ هنر معاصر جهان از سال 1870 تا 1980 است.

البته انتظار می‌رفت تا این آثار به صورت ادو‌اری و در مدت زمان طولانی در معرض تماشای هنرمندان، پژوهشگران و علاقه‌مندان به هنرهای تجسمی قرار گیرد. ولی سال‌ها از دیده ما پنهان ماند تا عطش دیدن آنها بیشتر و بیشتر شود.

تاکنون و پیش از برگزاری نمایشگاهی که اکنون در موزه‌ هنرهای معاصر تهران از آثار این گنجینه برپاست 2 بار آثار این گنجینه با هدف بررسی بیشتر سیر هنر معاصر جهان به نمایش درآمد که استقبالی بی‌نظیر را همراه خود داشت. اکنون و با آن که این نمایشگاه سومین تجربه درخصوص نمایش این آثار به شمار می‌رود، اما تصورم بر این است که این روند برای معرفی هرچه بیشتر و بهتر هنر معاصر جهان به جوانان علاقه‌مند به هنر نقاشی باید بیش از این ادامه یابد تا گره‌های کور ذهنی دانشجویان هنر که مفاهیم هنری را تنها از دریچه آکادمیک آن مورد بررسی قرار داده‌اند گشایش یابد.

از گره‌های کور سخن گفتید و لزوم توجه هرچه بیشتر به این قسمت از تاریخ معاصر نقاشی جهان؛ مگر در این بخش از تاریخ هنر انقلابی رخ داده است که شما این همه بر شناخت آن تاکید می‌ورزید؟

ببینید روند تحولات هنر جهان در چند دهه گذشته به‌گونه‌ای شگرف نگرش هنرمند به هستی را دچار دگرگونی بغرنجی ساخته و شیوه‌های مختلف ادراک بصری را به‌صورت فردی آنچنان گسترده نمود که تحلیل و جمع‌بندی بسیاری از محصولات هنری را دشوار ساخت. بر همین مبنا و همان طور که در آثار این دوره می‌توانیم ببینیم پیشرفت‌های روزافزون و شتابنده هنری در قالب‌ها و صورت‌ها و انحای مختلف بیان تصویری، به گونه‌ای غیرقابل انکار فرهنگ و هنر جهانی را تحت تاثیر قرار داد. به خاطر این موضوع عقیده دارم که این بخش اگر مهم‌ترین بخش در روند تاریخ معاصر نقاشی جهان به شمار نرود، اما باعث شده است زوایای تاریکی که در این زمینه وجود دارد همگی روشن شود.

با شما موافقم که هنر در این زمان تاریخی در دنیا دچار تغییرات ساختاری زیادی شد، اما هنر ایران چه! می‌توانیم بگوییم در این دوره و شاید بعد از آن تاثیرپذیر هنر غرب شدیم.

یقینا ما نیز به عنوان بخشی از پیکره فرهنگ و هنر جهانی خارج از این مدار قرار نداریم. بله! تاثیرپذیری هم جزیی لاینفک از هر جریان حاکم است.

ببینید به عنوان مثال اکنون و با توجه به دسترسی هنرمندان جوان کشورمان به فضاهای مجازی هنری مانند اینترنت، قوت و توان تکنیکی بسیاری از هنرمندان آوانگارد ارتقا یافته است.

این موضوع از دیدگاهی پیشرفت هنری به شمار می‌رود و از دیدگاهی دیگر تاثیرپذیری می‌تواند نام گیرد. به نظرم در هر دو مورد نمی‌تواند امری مذموم به شمار رود، اما باید به این نکته نیز اشاره کنم که باید مراکز موثر هنری در جهت‌دهی و ساماندهی مثبت این تحولات تلاش کنند.

من بارها گفته‌ام که وجود این آثار در ایران تاثیرات زیادی در شکل‌گیری و ایجاد و ادامه جریان‌های نوگرا داشته است. حتی این امر به گونه‌ای است که توانسته است هنر مدرن ایران را غنا و توان بیشتری ببخشد.

البته از نگاهی شاید بسیاری تصور کنند که آثار خارجی موزه هنرهای تهران آثار برگزیده‌ای از ابتدای پیدایش مدرنیسم تا سال 1978 است، اما در واقع این طور نیست. بیشترین تعداد آثار این گنجینه که شما نیز به آن اشاره کردید را آثاری مربوط به سبک‌های هنری متاخر یعنی پاپ آرت، آبستره اکسپرسیون و کانسپتچوال آرت تشکیل می‌دهد که در کنار آثاری از هنرمندان آمریکایی که بین سال‌های 1945 تا 1978 به خلق اثر پرداخته‌اند جمع‌آوری شده‌اند.

این سال‌ها را می‌توان سال‌های تغییرات بنیادین هنر در آمریکا دانست. نگرشی نو که به هنر نقاشی در این سال‌ها در آمریکا به وجود آمد به نوعی مدیون تلاش‌های «جکسون پولاک» به عنوان هنرمندی پیشرو بود که شخصیت نمادین وی مظهر جنبش تمام‌عیار در هنر معاصر وقت آمریکا شد تا به این هنر شکل و شمایلی جهانی نیز بدهد.

این آثار در واقع بخش مهمی از تحولات هنر معاصر آمریکا را نیز نشان می‌دهند که در جای خود قابل تامل است.

به پتانسیل بالای موزه هنرهای معاصر تهران اشاره کردید. بسیاری معتقدند که این پتانسیل محدود و متعلق به زمان خاصی از تحولات معاصر نقاشی جهان است. در مصاحبه‌هایتان چندین بار به اضافه شدن تابلو به این مجموعه اشاره کردید.

دقیقا همین طور است که شما می‌گویید. موزه‌ای پویاست که تک‌تک اجزای آن به مثابه موجود زنده به شمار رود. تابلوهای گنجینه یک موزه نیز باید به روز باشد. ما این موضوع را در بسیاری از موزه‌های معتبر دنیا به خوبی مشاهده می‌کنیم. در این موزه‌ها هر از چند گاهی مسوولان موزه به فکر خرید آثار جدید می‌افتند تا از هنر معاصر خویش جا نمانند. البته ناگفته نماند که این امر با توجه به رویکرد حفظ داشته‌های هنری و خرید آثار جدیدتر باید صورت پذیرد.

به این لحاظ می‌بایست همگام با جریان‌های بزرگ هنری جهان،‌ موزه هنرهای معاصر تهران نیز نسبت به تکمیل مجموعه خارجی خود گام‌های جدی بردارد و به‌عنوان خاستگاه هنر مدرن و معاصر جهانی در ایران موقعیت و جایگاه خود را بیش از پیش حفظ کند.

البته در نگاهی دیگر این موزه با نمایش دائمی آثار اثرگذار جهانی که رویکرد نو و تازه این موزه از ابتدای سال جدید نیز بوده است می‌تواند از این مرکز، مرکزی منطقه‌ای و حتی جهانی در گردآوری، حفظ، نمایش و تبیین هنر معاصر جهان بسازد،‌ البته در این میان نباید از این مهم نیز غافل شد که برگزاری نمایشگاه‌های مناسبتی و رقابتی و نمایش آثار غیرموزه‌ای در کلاس و سطح موزه هنرهای معاصر تهران نیست و اگر روزی قرار باشد که چنین نمایشگاه‌هایی در این موزه برپا شود دیگر نمی‌توان به علمی بودن حرکت‌های هنری در آن امیدوار بود.

دوباره به نمایشگاه کنونی موزه‌ هنرهای معاصر برگردیم؛ وجه تمایز آثار این نمایشگاه با نمایشگاه قبلی آثار گنجینه در چیست؟

نمایشگاهی که این روزها در موزه هنرهای معاصر برپا شده است در واقع توجه به بعد عظیمی از هنر معاصر جهان در قالب هنر اینستالیشن و هنر مفهومی است. خوشبختانه موزه هنرهای معاصر تهران از این حیث دارای آثار بسیار گرانبهایی از هنرمندان برگزیده‌ای است که هریک نماینده سبکی خاص و جریانی خاص در هنر نقاشی هستند.

این هنر در ایران به نام هنر جدید شناخته شده است.

هنری که حرکت، صدا، تصویر، اشیا و... به کمکش می‌آید تا هنرمند معاصر بتواند به نوعی به بیان عواطف و عقاید خود در شرایط مختلف نایل آید.

آیا می‌توان گفت هنر جدید به نوعی برای ارتباط بیشتر مخاطب با آثار هنری شکل گرفت؟

در واقع هنر جدید می‌تواند مرزها و فاصله‌هایی را که در گذشته بین هنرمند و زمان و مکان و مخاطب و نیز ابزار بیان وجود داشته است را از میان بردارد و این از رهگذر عمیق‌ترین پیوند میان علم و هنر صورت پذیرفته که امکانات تکنولوژیک و علمی از حالت خشک و فیزیکی به جهان حسی و عاطفی و دنیای خلاق هنرمندانه بپیوندد.

آثار هنرمندان پیشرو هنر جدید در نمایشگاه کنونی موزه به خوبی این توضیح شما را تکمیل می‌کند؟

بله، دقیقا؛ در این نمایشگاه آثار رابرت استیمیتسن و آلن شیلرز و دن فلی وین را با چنین جلوه‌هایی شاهد هستیم. این نوع از هنر گرچه قدمتی به تاریخ و زمان دارد ولی هنری نوشناخته می‌شود که در روند تحولات هنر جهانی بویژه در دوره مدرنیسم شکل تازه و جدیدی از خود بروز داده تا هنرمند همچنان با نگاه خاص و درک شخصی خود بیانی دیگر از نحوه ادراک بصری و مفاهیم پیچیده ولی جذاب، عمیق و تاثیرگذار از عناصر دنیای دیداری و شنیداری را ارائه نماید.

دوباره برگردیم به بحث خرید تابلوهای جدید برای پربار شدن گنجینه موزه؛ این کار چه ضرورتی دارد؟

ببینید، از آنجا که موزه هنرهای معاصر همسان با گردآوری آثار هنری مربوط به دوره‌های مختلف هنر مدرن اقدام به خرید آثار هنر مفهومی از هنرمندان برجسته جهان نیز نموده است (که البته تعداد آنها قابل توجه است)‌ این خود مبین معاصر بودن موزه در دهه 70 ماست. لذا نه‌تنها می‌بایست این روند ادامه یابد بلکه باید این آثار بیشتر به نمایش درآید. از این‌رو این موزه مطمئنا در مرحله دوم از دور جدید نمایش آثار خارجی خود تعداد بیشتری از آثار اینستالیشن و مفهومی را به نمایش خواهد گذاشت.

از سویی دیگر همان‌طور که گفته شد این موزه باید به‌روز شود. خرید تابلوهای جدید بخشی از برنامه درازمدتی است که در سیاست‌های کلان این موزه پیگیری می‌شود. لذا از آن جهت باید جدی گرفته شود که موزه کامل باید جریان‌های دهه‌های مختلف را برای واکاوی هنر معاصر به‌عنوان پشتوانه در اختیار داشته باشد. درواقع این کار اعتباربخشی به داشته‌های پیشین این موزه و سرمایه‌گذاری برای آینده است که باید به آن به دیده تامل نگریست.

چیدمان نمایشگاه‌های بزرگ هنرهای تجسمی در دنیا خود بخش مهمی از برگزاری آن نمایشگاه است. با من هم‌عقیده هستید؟

بله. حرف شما کاملا درست است. شاید به همین خاطر است که در این نمایشگاه سعی کردیم روند پیدایش سبک‌های هنری به لحاظ تاریخی تا حدودی حفظ شود. دقت کنید این نمایشگاه از نقاشی‌های امپرسیونیسم آغاز می‌شود و به ترتیب بعد از اکسپرسیونیسم، کوبیسم، سوررئالیسم، آبستره، آبستره اکسپرسیون، پاپ آرت، اپ آرت، آبستره پسانقاشانه آثار مینیمالیسم، هنر چیدمان و هایپررئال به پایان می‌رسد که خوشبختانه این شیوه‌ها و سبک‌ها برای اهل هنر کاملا آشناست و هنرمندان ایران در دهه گذشته نسبت به مکاتب هنری جهان اشراف کامل را پیدا کردند. فقط در این نمایشگاه زمینه‌ای برای خروج اطلاعات از حالت آکادمیک به کارگاهی و نمایش آثار ارژینال آنچه که در دانشگاه‌ها به عنوان تئوری به دانشجویان آموخته می‌شود فراهم آمده است.

مهدی نورعلیشاهی 
گروه فرهنگ و هنر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها