حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
باشد من هم تبلیغ نمیکنم؛ پس مینویسم در یک کتابی که اسمی نداشت و کسی همین جوری نوشته بودش و یکی هم از سر بیکاری ترجمهاش کرده، دیگری هم همین طور شاید از روی دلتنگی یا قضا و قدر چاپش کرده بود؛ درباره آن یکی که همین جوری نوشته بودش که حالا هم کلی اسم درکرده و معروف شده و طرفدارانی پیدا کرده است در مقدمهاش چنین آمده بود:
«پدر و مادر او هر دو نویسنده و ناشرند و خاطرات کودکی او پُر است از حرفهای پایانناپذیر پدر و مادرش در مورد کتابهای تازه منتشر شده و کتابهایی که قرار بوده خودشان در موسسه انتشاراتیشان چاپ کنند.
آنها از حرف زدن درباره چالشهای زندگی شخصی و مشترکشان ابایی نداشتهاند و او هم به شکلی خاص شنونده تمام این حرفها بوده و خودش میگوید حس حرف زدن و نوشتن درباره زندگی دیگران را از همان موقع به دست آورده است».
این بخش از مقدمه را که خواندم یادم آمد که در این چاردیواری بارها و بارها نوشتهاند که همسران (چه جوان باشند و چه میانسال و کهنسال) خوب است که با هم زیاد بگویند و بشنوند و خوب است ساعاتی را با هم و در کنار هم باشند. هر وقت فرصتی داشتند که نه، باید این را هم جزو ضروریات زندگی مشترکشان به حساب آورند. چطور ظهر که میشود میروند تا ناهاری بخورند، حالا کم یا زیاد، برای حرف زدن با یکدیگر هم باید فرصت مناسبی بگذارند، حالا کم یا زیاد و به هیچ دلیل موجه و غیرموجهی هم تغییرش ندهند.
اگر خدای نکرده بیمار باشند و وقتی از پزشک گرفته باشند، تلفن زنگ بزند و کسی بخواهد بیاید به مهمانی یا... به قطع و یقین او را از برنامه خود مطلع میکنند و آمدنش را به فرصت دیگری موکول مینمایند، چنین نیست؟
ساعتهایی را که برای خود میگذارند نیز اینگونه ببینید و سعی کنید براحتی تغییرش ندهید.
همچنین در همین صفحات بارها از این که لازم است وقتی را به خانواده اختصاص داد، نوشته شده است. این که ساعتهایی همه افراد خانواده با هم باشند و دور هم بگویند و بشنوند.
وقتی در مقدمه آن کتاب خواندم که فرزندی موفقیتهای امروز خود را یا حداقل بخشی از آنها را مرهون گفتگوهای پدر و مادر در خانه میداند و اینچنین آن روزها و شبها را به یاد میآورد؛ با خودم گفتم خوب است یک بار دیگر هم یادآور شوم که همه باید تلاش کنیم و یادمان نرود کنار هم بودن را، یادمان نرود حرف زدن با هم را.
نگوییم از چه بگوییم؛ هر آنچه برای شریک زندگی شما جذاب باشد، میتواند فرصتی برای صحبت باشد.
یادمان نرود این عادت مانند خود گفتگو دو طرفه است. ما هم باید پیشقدم شویم، اگر نه همیشه، حداقل گاهی.
علی مهربان
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....