در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شکل دیگری از این سرقت ادبی را برخی محترمانهتر بیان میکنند و به آن عنوان تاثیرگذاری و تاثیرپذیری میدهند و باز هم برای مثال میتوان به قله ادبیات فارسی یعنی حافظ اشاره کرد که اهلفن ضمن اعتراف به بزرگی و کمال شعر حافظ او را مقروضترین شاعر تاریخ ادبیات میدانند؛ کافی است به مثالهای زیر دقت کنیم:
خاقانی: کاین شبستان زحمت ما بر نتابد بیش از این
حافظ: خاک کویت زحمت ما برنتابد بیش از این
سنایی: مرد یزدانگر نباشی جفت اهریمن مباش
حافظ: مرد یزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان
نظامی: هم قصه نانموده دانی هم نامه نانوشته خوانی
حافظ: که هم نادیده میبینی و هم ننوشته میخوانی
کارشناسان و اساتید ادبیات نمونههای بالا را به هیچ عنوان سرقت ادبی نمیدانند و از آن به عنوان تاثیرپذیری حافظ از دیگران و پیشینیانش یاد میکنند که گاه حتی بیت حافظ از نمونه اصلی بسیار درخشانتر و زیباتر هم هست؛ اما اگر بخواهیم در روزگار خودمان نمونه پر رنگی از این تاثیرگذاری و تاثیرپذیری ذکر کنیم میتوان از فروغ فرخزاد یاد کرد که گفت:
دستانم را در باغچه میکارم
سبز خواهم شد
میدانم میدانم...
و بسیاری شاعران پس از فروغ فرخزاد آمدند و هریک عضوی از بدنشان را در باغچه یا جایی دیگر کاشتند و گفتند مثلا سبز یا آبی یا سرخ خواهم شد!
موارد بالا نمونههایی از آثاری بودند که شاعران آن در دو بازه زمانی نزدیک به هم حضور نداشتهاند و فاصله چند دههای یا چند قرنی با هم داشتهاند، اما گاهی 2 شاعر در یک بازه زمانی کاملا نزدیک و گاه حتی مشترک شعرها و سطرهایی کاملا نزدیک به هم و مشابه میسرایند که در این مورد جدای از مساله سرقت ادبی برخی مساله دیگری به نام توارد را هم به میان میآورند.
توارد را در لغت به معنای «رسیدن دو نفر با یکدیگر در یک جای و از یک سرچشمه آب گرفتن» آوردهاند، ولی در بلاغت ادب فارسی، از مباحث دانش بدیع به شمار میرود که 2 شاعر بدون آگاهی از حال و سخن یکدیگر و بدون آن که شعر یکدیگر را دیده، خوانده یا شنیده باشند، مضمون واحدی را میسرایند.
موضوع توارد اما نسبتی کاملا مستقیم با مبحث سرقت ادبی دارد و حتا بسیاری معتقدند کسانی که دست به سرقت ادبی میزنند، از پوشش توارد استفاده میکنند و آن را راه و پوششی برای گریز قرار میدهند.
در همین رابطه شخصی همچون شفیعیکدکنی وسیعترین حوزه سرقتهای شعری را حوزه تصویرها و صور خیال میداند که بویژه از قرن 5 به بعد، به امری رایج در شعر فارسی مبدل گردیده است البته در مقابل این دیدگاه دکتر زرینکوب معتقد است: حکم به سرقت در پارهای موارد بسیار عجولانه به نظر میآید و چه بسا که باید در اظهار حکم، تأمل کرد و پارهای از شباهتها و قرابتها را در اشعار شاعران به توارد منسوب داشت.
البته این ماجرا تنها محدود به ادبیات ایران و شعر فارسی هم نیست و مجتبی مینوی در کتاب پانزده گفتار خود آورده است که قصه «تاجر ونیزی» اثر شکسپیر هم توسط شخصی به نام مارلو، 8 سال قبل از او با نام یهودی مالتا نوشته شده بود.
این ماجرا حتی در متون تاریخی هم صادق است و گاه روایاتی موجودند که بسیار با هم شبیه هستند و نمیتوان آن را نفی کرد در این مورد هم میشود مثالی زد: جنگ تروآ که در این داستان پاریس فرمانروای تروآ به اسپارت سفر میکند و هلن شهبانوی زیبا را میگریزاند و به تروآ میآورد. اسپارتها برای آزادی هلن و گوشمالی پاریس به تروآ هجوم میبرند، ولی تا مدت زمان زیادی نمیتوانند از دیوارهای شهر عبور کنند و دست به ساخت آن اسب معروف میزنند... .
این داستان به گونه دیگری در کتاب «اخبارالطوال» نیز آمده است، داستان گشودن شهر سمرقند به دست قتیبه بنمسلم که این موضوع را خیلی مفصل در کتاب «دو قرن سکوت» دکتر زرینکوب مورد اشاره و شرح قرار داده است.
اما این مقدمه نهچندان کوتاه را از آن جهت نوشتم که بتازگی و درست در ایام برپایی نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران 2 کتاب از دو بانوی جوان شاعر منتشر شد که البته هر دو هم از چهرههای نامآشنای شعر جوان کشورمان هستند.
2 کتابی که سطرها، تصویرها و صور خیال بسیار مشترکی دارند و جالب هم اینجاست که تقریبا هریک به صورت مستقیم و غیرمستقیم دیگری را متهم به سرقت کلمات و شعرهای یکدیگر کردهاند و البته در این میان مخاطبان و دوستان هم در محافل ادبی کم بحث و جدل نداشتهاند.
در این مجال و در صفحه امروز شعر جوان قصد داریم ضمن معرفی این دو کتاب و همچنین معرفی اجمالی هر دو شاعر نمونههایی از شعرها را هم برای خوانندگان و مخاطبان شعر به نمایش در بیاوریم تا بدون هیچ پیش ذهنیت قبلی و با توجه به مقدمه مبسوطی که ذکر شد مخاطب خود درباره این دو شاعر و شعرهای آنها قضاوت کند، چرا که از نظر زمان انتشار و چاپ شعرهای این دو شاعر به سختی میتوان استدلال قوی منطقی برای اثبات این که کدام شاعر از دیگری سرقت کرده یا تاثیر گرفته طرح کرد و شاید تنها جوهره و نوع برخورد با کلمات و مضمونهاست که برای مخاطب ادبیات در این زمینه راهگشا و تعیینکننده باشد.
یادآوری این نکته هم ضرروی است که هر دو کتاب توسط 2 ناشر جدی، تخصصی و حرفهای شعر منتشر شدهاند.
یادش بخیرهای لعنتی
این کتاب سروده راضیه بهرامی است که توسط انتشارات آهنگ دیگر با مدیریت و نظارت حافظ موسوی و شمس لنگرودی منتشر شده است؛ پیش از این از بهرامی کتاب «نقلهای کوچک رنگی» منتشر شده بود که او با همین کتاب برگزیده کتاب سال شعر جوان شد.
بهرامی متولد 1356 و از اعضای دورههای ابتدایی دفتر شعر جوان است او همچنین در رشته سینما تحصیل کرده و فارغالتحصیل کارشناسی سینماست.
در کارنامه ادبی راضیه بهرامی برگزیده شدن در کنگره شعر و قصه جوان بندرعباس و همچنین جشنواره شعر فجر هم به چشم میخورد.
یادش بخیرهای لعنتی کتابی کم حجم است که در 75 صفحه منتشر شده است و در برگیرنده 37 شعر به نسبت کوتاه و سپید است.
صدایم را از پرندههای مرده پس بگیر
این کتاب سروده لیلا کردبچه است که توسط انتشارات دفتر شعر جوان با مدیریت و نظارت محمدرضا عبدالملکیان منتشر شده است؛ این کتاب نخستین مجموعه شعر مستقل لیلا کردبچه است و او پیش از این جز حضور در جشنوارهها و کنگرهها و البته فضای مجازی در قالب وبلاگ، حضور مکتوب جدی نداشته است.
کردبچه اکنون دانشجوی مقطع دکتری رشته زبان و ادبیات فارسی با گرایش ادبیات معاصر است و متولد 1359 میباشد.
در کارنامه ادبی او برگزیده شدن در جشنواره شعر جوان کشور ـ شبهای شهریور ـ جشنواره ایران ما، کنگره بینالمللی خط سوم و... دیده میشود.
صدایم را از پرندههای مرده پس بگیر حدود 120 صفحه دارد که 50 شعر سپید کردبچه را در بر میگیرد.
هر دو کتابی که در بالا اشاره شد جدای از داشتن سطرها و مضمونهای مشترک از نظر زبانی و لحن و نگاه زنانه هم بسیار به هم نزدیک هستند و حتی دغدغهها و عاطفه مادرانه هر دو شاعر به دلیل داشتن یک کودک تقریبا همسن و سال بسیار شبیه یکدیگر است که در شعرها این عاطفه و حضور مادرانه و زنانه بسیار پر رنگ است.
در ستونهای کناری صفحه امروز میتوانید چند شعر با فضا و سطرهای مشابه از این دو شاعر بخوانید و البته قضاوت کنید. سطرهای مشابه پررنگتر هستند.
سینا علیمحمدی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: