حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
بازتاب این خبر بسیار گسترده بود و بار درگیر آسیب اجتماعی مهمی را یادآور شد. قتلهای ناموسی که در بسیاری از موارد از مسائل ساده و پیش پا افتاده ناشی میشوند و تنها نتیجه قضاوتهای یک طرفهاند.
همسرکشی، یکی از رایجترین اخباری است که در سالهای اخیر تقریبا میتوان آن را هر روزه در صفحه حوادث روزنامهها مشاهده کرد. مهمترین علل این گونه قتلها هنگامی که از سوی مردان صورت میگیرد، بیشتر از موارد ناموسی و
سوء ظن ناشی میشود، مسالهای که جامعهشناسان آن را نتیجه فرهنگی نادرست میدانند.
آخرین خبر شاید به قتل یک داماد توسط پدر زنش برگردد که در روزنامهها منتشر شد. مرد میانسالی که برای بار دوم ازدواج کرده بود، دامادش را به این دلیل به قتل رسانده بود که میگفت با همسرش شوخیهای ناشایستی میکرده و همسرش نیز جوابی به او نمیداده است. او یک بار خود را به خواب میزند و وقتی میبیند که دامادش دوباره شوخی هایش را شروع میکند، از جا میپرد، دست به چاقو میبرد و دامادش را به قتل میرساند.
قتلها و خشونتهای ناموسی، یکی از نتایج یکطرفه به قاضی رفتن است اما تنها نتیجه آن نیستند. این مساله ممکن است منجر به دعواهای زناشویی، اختلاف بین والدین و فرزندان و مشکلات دیگر شود. سوء ظن بین زن و شوهر، از مهمترین عواملی است که قضاوت یک طرفه و عواقبش را پشت سر دارد.
متخصصان، سوءظن را به دو نوع کلی و بیمارگونه تقسیم کردهاند. گاهی به خاطر شرایط فرهنگی و قومی این قبیل سوءظنها شدت بیشتری مییابد.
اما سوء ظن زمانی به یک مشکل جدی تبدیل میشود که حالت بیمارگونه به خود میگیرد. چنین عواملی میتواند مشکلات عدیدهای را برای زوجین بوجود آورد و سلامت بهداشت و روان آنها را به مخاطره اندازد.
ساناز که شوهرش نسبت به او سوء ظن زیادی دارد با گله و شکایت در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده میگوید: «متأسفانه هر روز بدتر از دیروز.
هرچقدر که در زندگی جلوتر میرویم همسرم نسبت به من سوءظن و بدگمانی بیشتری پیدا میکند. در ابتدای زندگی که اجازه کار کردن نمیداد و خوشبختانه بعد از بحث و جدلهای بسیار با این مسأله کنار آمد، ولی همیشه با تماسهای مکرر و مراجعه به محل کارم از حضور من اطمینان پیدامی کند. امان از روزی که تلفن را حداقل ? دقیقه دیرتر جواب دهم و یا برای انجام کارهای دیگر به طبقات رفته باشم. از همانجاست که درگیریها و بگو مگوها آغاز میشود.»
او ادامه میدهد: «حتی به تنهایی اجازه رفتن به خانه مادرم را ندارم و هر وقت که با این امر مخالفت میکنم با مطرح کردن اینکه دوست ندارم به خانه مادرت بروی و حرفهای آنها روی تو تأثیر منفی میگذارد و باعث تغییر در رفتارهای تو میشود، روبهرو میشوم.
حتی با دوستان خود نمیتوانم برای تفریح به بیرون از منزل بروم، با نحوه لباس پوشیدن و آرایش کردن من نیز برخورد میکند و میگوید حتماً از چنین کاری قصدی داشتهای. چنین امری مرا تا سر حد مرگ و جنون کشیده است، بعضی از روزها دوست دارم که دیگر هرگز از خواب بیدار نشوم و حتی اقدام به خودکشی نمایم؛ این در حالی است که من نسبت به دیر آمدن و زود رفتن او از منزل نمیتوانم حرفی بزنم و در صورتی که از او سوال کنم با حرفهای زشت وناپسند از طرف او مواجه میشوم.»
اکرم، یکی دیگر از قربانیان سوءظن است که بعد از سالها از شوهرش جدا شده. او میگوید: «شوهرم همیشه فکر میکرد من با کسی رابطه دارم. به من اجازه نمیداد از خانه بیرون بروم یا حتی در مهمانیها با کسی حرف بزنم. هر از گاهی هم به سرش میزد و مرا به شدت کتک میزد.»
او ادامه میدهد: «من و او با مادر شوهرم زندگی میکردیم. گاهی وقتها آنقدر حرکاتش جنونآمیز میشد که مادر شوهرم چاقوهای آشپزخانه را قایم میکرد تا او نتواند مرا بکشد. بعد از مدتی متوجه شدم او ازدواج مجدد کرده و یک فرزند هم دارد.»
اکرم درباره رفتار شوهرش تصریح میکند: «او به من اجازه نمیداد که درس بخوانم. از 15 سالگی که با او ازدواج کردم او دیگر نگذاشت که به مدرسه بروم. اجازه نمیداد با دوستانم رفت و آمد کنم. اما خودش همیشه تا نیمههای شب از خانه بیرون بود و خوشگذرانی میکرد.»
دکتر علی نجفی توانا، مدرس دانشگاه و جرمشناس، با اشاره به نواقص فرهنگی در بعضی از جوامع میگوید: «در بسیاری از موارد که زنان دست به قتل همسر خود میزنند موضوع به خشونتهای خانوادگی علیه آنها بر میگردد. مثلا زنی که نمیتواند طلاق بگیرد و زندگی برایش تبدیل به جهنم شده طی یک اقدام جنونآمیز دست به قتل میزند، اما مردانی که همسران خود را میکشند اکثرا به دلیل عدم وفاداری یا وجود سوءظن به چنین کاری دست میزنند و این ناشی از فرهنگ مردسالاری است که معتقد به نوع افراطی غیرت است و مردان را به واکنشهای جنونآمیز وا میدارد.»
او ادامه میدهد: «در بسیاری از موارد دیده شده که بیوفایی حقیقت ندارد و تنها یک سوءظن در کار است. اما همین سوءظن چنان بر روی فرد تاثیر میگذارد که ممکن است دست به عمل شنیعی چون قتل بزند.»
دکتر امانالله قرایی مقدم، جامعهشناس
در این باره با تاکید بر فرهنگ جوامع مختلف تصریح میکند: «در بعضی از جوامع زن و دختر و خواهر، ناموس مردان هستند. در چنین جوامعی اگر از زن حرکتی سر زند، نگاهها به سمت مردان خانواده برمیگردد. گاهی این حساسیتها آنقدر بالا میرود که کوچکترین حرکت زن مرد را بدگمان میکند و او ممکن است دست به اعمال خطرناک بزند. کتک زدن و آزار و اذیت، حبس و قتل از این اعمال است.»
مریم رامشت، روانشناس در این خصوص معتقد است: «سوءظن یک بدبینی است که مقدمه و زمینه ساز تجربه خشم است و در این حالت نوعی بیاعتمادی نسبت به مقاصد افراد که دائماً در مقابل رفتارهای دیگر افراد حالت احتیاط آمیزی میگیرند، باعث افزایش خشم و تهدیدهای قهری میشود. همچنین اینگونه افراد حالت منزوی داشته و خود را از افراد دیگر متمایز میسازند و همین امر باعث مشکلات عدیدهای میشود.»
او تصریح میکند: «بیشتر سوءظنها و بدبینیها ناشی از این است که طرفین شناخت کافی از هم ندارند و حتی ریشه قتلها و بدبینیها و رفتارهای قهری به انتخاب نادرست آنها بر میگردد. همچنین بیشتر قتلها در بین افرادی که از لحاظ تحصیلی و موقعیت شغلی در سطح پایینی قرار دارند به وضوح مشاهده میشود. زیرا آنها فقط براساس عشقهای اولیه ازدواج کردهاند.
در صورتی که هیچ شناخت عمیقی نسبت به هم نداشتهاند و بعد از یکسال زندگی احساس میکنند که از لحاظ روحی متفاوت هستند و سوءظنها شکل میگیرد. این افراد حتی اگر از هم جدا نشوند میان آنها نوعی طلاق عاطفی شکل میگیرد.»
شهرام محمدی، جرمشناس به جنبه دیگر قتلهایی که در اثر سوء ظن اتفاق میافتد اشاره میکند: «در دین ما یک طرفه به قاضی رفتن تقبیح شده است. کسی حق ندارد یک طرفه به قاضی برود و بر اساس حدس و گمان خود به دیگری آسیب برساند. توصیه ما به مردم این است که اجرای قانون را به مجریان آن بسپارند و خود مجری قانون نشوند.»
سارا لقایی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....