روزانه ها

وداع شیرین

مرگ شاید یکی از تلخ‌ترین و دردناک‌ترین واقعیت‌های زندگی باشد، اما اگر خاموشی ستاره‌ای به پرفروغ شدن ستاره دیگری ختم شود، شاید از گزندگی فنا کاسته شود. جمعه گذشته بود که پدر و مادری داغدار که 2 فرزند خود را طی 4 سال گذشته به علت بیماری از دست داده بودند، اعضای بدن سومین فرزند خود را که دچار مرگ مغزی شده بود، اهدا کردند و در حالی که در فراق عزیز خود، خون گریه می‌کردند با سخاوتمندی، مرگ او را زمینه‌ساز زندگی بخشیدن به بیمارانی کردند که نیازمند عضو بودند.
کد خبر: ۳۳۳۰۵۲

فرزاد 26 ساله بود. مدتی بود خانواده و فامیل برای یافتن دختری شایسته برایش در تکاپو بودند. قرار بود بزودی بساط عروسی و شادمانی در خانه‌شان طنین‌انداز شود، اما دست تقدیر، سرنوشت دیگری را رقم زده بود. کمتر از 2 هفته قبل، فرزاد برای انجام کاری خانه را ترک گفت، ولی هرگز به خانه بازنگشت و سرنوشت برای همیشه خانواده را از دیدن او محروم کرد. او در سانحه‌ رانندگی در یکی از میادین شهر مشهد دچار آسیب جدی شد. به بیمارستان امدادی مشهد انتقال یافت و تلاش برای نجات او بلافاصله شروع شد. پدر و مادرش که طی 4 سال گذشته 2 فرزند از 5 فرزند خود را به دلیل بیماری از دست داده بودند، دست به دعا برداشتند اما گویی تقدیر فرزاد، پیشتر رقم خورده بود. پس از نزدیک به یک هفته، مرگ مغزی فرزاد تایید شد. امیدی به بازگشتش نبود و پزشکان به پدر و مادرش توصیه کردند مرگ او را بپذیرند و به تداوم زندگی فرزندان مادران و پدران دیگر که نیازمند دریافت عضو هستند، رضایت دهند.

بخشش آن هم وقتی پای تکه و پاره کردن کالبد عزیزی از دست رفته برای حیات بخشیدن به دیگران در میان باشد، به غایت سخت است، اما خانواده فرزاد با سخاوت و شجاعت این راه سخت را برگزیدند تا رفتن او، شادی و امید را به چند خانواده دیگر هدیه کند. معلوم نیست اگر آدم‌های شجاع و باگذشتی چون پدر و مادر فرزاد نباشند، چه بر سر صدها بیمار نیازمند عضوی می‌آید که جانشان را بر اثر نارسایی عضوی از بدن خود، از دست می‌دهند. اگرچه تسلیت گفتن به خانواده فرزاد ممکن است تسلای خاطری برای آنان نباشد، ولی شاید به نهادینه شدن اهدای عضو، کمک کوچکی بکند. روحش شاد

رضا سادات ‌/‌ جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها